کلمه جو
صفحه اصلی

in the distance

پیشنهاد کاربران

در فاصله دور اما قابل مشاهده

قابل رویت

در دوردستها
We could see the lights in the distance
ما میتوانیم چراغها را در دوردستها ببینیم

جای دوره

در هیمن حوالی

از دور. دورادور. با فاصله

در دوردست، در مکانی بافاصله ( نسبت به مکان راوی/گوینده )

In the distance a band was playing

در نزدیکی

دور دست اما در میدان دید
دور اما قابل مشاهده


کلمات دیگر: