کلمه جو
صفحه اصلی

crunchiness

انگلیسی به انگلیسی

• crispiness, brittleness

پیشنهاد کاربران

تردی - کروچ کروچی ( قروچ قروچی )

خشکی ( موی سر و غیره )

rub some Ruffians Matt Clay into the hands and run it through the hair. ” This will break up any crunchiness while adding hold

crunchiness ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: کروچندگی
تعریف: خاصیت بافت مادۀ غذایی ای که در هنگام جویدن به علت شکننده بودن در دهان صدا ایجاد می کند


کلمات دیگر: