کلمه جو
صفحه اصلی

dote on

پیشنهاد کاربران

کشته مرده کسی بودن، شیفته و واله کسی بودن
be extremely and uncritically fond of.
"she doted on her two young children"

عشق ورزیدن ابلهانه


کلمات دیگر: