کلمه جو
صفحه اصلی

stand by


معنی : حاضر بودن، جانشین، کشیک، دم دست بودن اماده خدمت، دم دستی، عوضی
معانی دیگر : 1- آماده بودن، حاضر ایستادن 2- منتظر سوار شدن بودن 3- کمک کردن، پشتیبانی کردن 4- به قول خود وفا کردن، وفادار ماندن 5-به سیاست یا خط مشی خود ادامه دادن 6- شاهد بودن، حضور داشتن 7- (رادیو و تلویزیون و غیره) گوش به زنگ بودن، آماده ی عمل یا سخن پراکنی بودن، دم دست، دم دست بودن اماده خدمت، (شخص یا چیز) آماده ی کار، آماده ی کاربرد، همیشه حاضر، زاپاس، ذخیره، کمکی، (هواپیما و غیره) مسافری که اگر جا باشد سوار خواهد شد، مسافری که صندلی او مسجل نیست

انگلیسی به فارسی

آماده بودن


وفادار ماندن


پشتیبانی کردن


دم دست ماندن


آماده‌ی خدمت بودن


منتظر ماندن


ایستاده با، حاضر بودن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: standbys
(1) تعریف: a person or thing that is always ready or available.

(2) تعریف: the state of being in readiness, as an airline traveler who waits for a space made available by a cancellation.
صفت ( adjective )
• : تعریف: available for emergency use.

• state of readiness; be on the alert; support; stand alongside; in case of emergency
one who is dependable and reliable; something which can be relied upon; person or thing that serves as a substitute
a standby is something or someone that is always ready to be used if it is needed.
if something or someone is on standby, they are ready to be used when they are needed.
a standby ticket for the theatre or a plane journey is a cheap ticket that is sometimes available just before the performance starts or the plane leaves.
if a country is in great need of money, it can apply to the international monetary fund for access to funds which can be drawn on when necessary. this is called a standby arrangement or standby credit.

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] انتظار در خواست انتظار برای پیام بعدی که با فاصله ی زمانی کوتاهی ارسال خواهد شد .
[مهندسی گاز] یدکی، آماده بخدمت
[برق و الکترونیک] آماده باش

مترادف و متضاد

حاضر بودن (فعل)
stand by

جانشین (اسم)
standby, substitute, deputy, relief, vicar, vicegerant, surrogate, successor, locum tenens, succedaneum, succeeder

کشیک (اسم)
standby, vigilance, watch, sentinel, picket, sentry

دم دست بودن اماده خدمت (اسم)
standby

دم دستی (صفت)
accessible, handy, standby

عوضی (صفت)
backup, standby, reserve, auxiliary, spare, duplicate, reserved

Wait in expectation of some event; to make ready


Remain loyal or faithful to


Support; to continue to support despite things being bad


Do nothing. To be inactive in a situation


Be ready to provide assistance if required


Wait; to stop pursuing or fighting


جملات نمونه

1. on standby
(مسافر) در انتظار سوار شدن در صورت بودن جا،در لیست انتظار

2. Cabin crew, please stand by for takeoff.
[ترجمه امین] افراد کابین، لطفا برای پرواز آماده شوید
[ترجمه ترگمان] کابین خلبان، لطفا آماده پرواز باشید
[ترجمه گوگل]خدمه کابین، لطفا برای خروج ایستادن

3. It takes anyone to stand by your side at your best. But it takes a special one to stand by your side at your worst.
[ترجمه دکتر علم الهدایی] در خوشیها و بهترین شرایط هر کسی کنار شما می ایستد ولی در شرایط سخت و دشوار فقط یک فرد خاص در کنار شما می ایستد نه هر کسی!
[ترجمه ترگمان]به هر حال هر کسی رو میخواد که کنارت باشه اما فرد خاصی را در کنار شما در بدترین حالت قرار می دهد
[ترجمه گوگل]هر کسی می خواهد طرف مقابل شما را در بهترین حالت قرار دهد اما یک کار ویژه برای کنار گذاشتن در کنار شماست

4. I'll stand by you whatever happens.
[ترجمه Suzan] هر اتفاقی که بیفتد من به تو وفادار میمانم
[ترجمه ترگمان]هر اتفاقی که بیفته من کنارت می مونم
[ترجمه گوگل]من هر کاری که می خواهد بکنم

5. She has vowed to stand by her husband during his trial.
[ترجمه ترگمان]او قول داده است که در طی محاکمه در کنار همسرش بایستد
[ترجمه گوگل]او متعهد شده است که در طول محاکمه خود با شوهرش کنار بیاید

6. He would not stand by and let his pet project be killed off.
[ترجمه ترگمان]او حاضر نبود بایستد و اجازه دهد که پروژه his کشته شود
[ترجمه گوگل]او نمی ایستد و اجازه دهید پروژه حیوان خانگی او کشته شود

7. How can you stand by and see him accused of something he didn't do?
[ترجمه ترگمان]چطور میتونی اینجا وایسی و اون رو به خاطر کاری که انجام نداده ببینی؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توانید با او ایستاد و او را متهم به چیزی کرد که او انجام نداده است؟

8. He was content to stand by as an impassive spectator.
[ترجمه ترگمان]راضی بود به عنوان یک تماشاگر خونسرد بماند
[ترجمه گوگل]او محتاط بود که به عنوان یک تماشاگر متخاصم ایستاده باشد

9. I'm not going to stand by and see her hurt.
[ترجمه ترگمان]من نمی خواهم کنار بایستم و او را ببینم
[ترجمه گوگل]من قصد ندارم ایستادن و دیدن او صدمه دیده است

10. How can you stand by and let him treat his dog like that?
[ترجمه ترگمان]چطور می تونی اینجا وایسی و بذاری با سگش مثل اون رفتار کنه؟
[ترجمه گوگل]چطور میتونید با خودتون ایستادید و اجازه دهید سگش رو دوست داشته باشه؟

11. I stand by what I said earlier.
[ترجمه ترگمان]من کنار چیزی که قبلا گفتم ایستادم
[ترجمه گوگل]من با آنچه قبلا گفتم ایستاده ام

12. If you have once made a decision, stand by it, don't allow yourself to be argued round.
[ترجمه ترگمان]اگر زمانی تصمیم گرفته اید، کنار آن بایستید، به خودتان اجازه ندهید که دور هم بحث شود
[ترجمه گوگل]اگر یک بار یک تصمیم گرفته اید، به آن پایبند باشید، اجازه ندهید که دور شما بحث شود

13. If you have once made a decision,stand by it;don't allow yourself to be argued around.
[ترجمه ترگمان]اگر زمانی تصمیم گرفته اید، کنار آن بایستید؛ به خودتان اجازه بحث در اطراف را ندهید
[ترجمه گوگل]اگر تصمیمی گرفته اید، به آن پایبند باشید؛ اجازه ندهید که خودتان در مورد آن بحث کنید

14. I stand by the statement I made earlier - there is no reason for the minister to resign.
[ترجمه ترگمان]من با اظهاراتی که قبلا انجام دادم، ایستاده ام - هیچ دلیلی وجود ندارد که وزیر استعفا دهد
[ترجمه گوگل]من با بیانیه ای که قبلا انجام دادم ایستادم - هیچ دلیلی برای استعفای وزیر وجود ندارد

15. You cannot stand by and allow such a thing.
[ترجمه ترگمان]تو نمی توانی چنین چیزی را تحمل کنی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید این کار را بکنید و اجازه بدهید چنین کاری کنید

16. A special team of police were kept on standby .
[ترجمه ترگمان]یک تیم ویژه پلیس در حالت آماده باش بود
[ترجمه گوگل]یک تیم ویژه پلیس در حالت آماده باش نگه داشته شد

17. He sat through the trial as a standby juror.
[ترجمه ترگمان]او نیز مانند اعضای هیات منصفه در دادگاه حضور داشت
[ترجمه گوگل]او از طریق محاکمه به عنوان یک عضو هیئت منصفه آماده شد

18. Keep some candles as a standby in case the power fails.
[ترجمه ترگمان]کمی شمع به عنوان یک حالت آماده به کار برای زمانی که قدرت شکست می خورد، نگه دارید
[ترجمه گوگل]برخی از شمع ها به صورت آماده به کار در صورتی که قدرت نتواند انجام شود

19. Board games are a good standby to keep the children amused if the weather is bad.
[ترجمه ترگمان]بازی های تخته ای آماده نگه داشتن کودکان در صورت بد بودن آب و هوا هستند
[ترجمه گوگل]بازی های تخته ای در حالت آماده باش خوب هستند تا بچه ها را سرگرم کنند اگر آب و هوا بد باشد

20. Magda was going to fly standby.
[ترجمه ترگمان]Magda آماده پرواز بود
[ترجمه گوگل]مجدا آماده پرواز بود

21. The emergency services were put on standby after a bomb warning.
[ترجمه ترگمان]خدمات اورژانس بعد از هشدار بمب در حالت آماده باش قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]خدمات اضطراری بعد از یک هشدار بمب در حالت آماده باش قرار گرفتند

22. He was put on standby for the flight to New York.
[ترجمه ترگمان]اون منتظر پرواز به نیویورک بود
[ترجمه گوگل]او برای پرواز به نیویورک آماده پرواز بود

23. Two divers work together while a standby diver remains on the surface.
[ترجمه ترگمان]دو غواص با هم کار می کنند در حالی که یک غواص آماده به کار در سطح باقی می ماند
[ترجمه گوگل]دو غواص با هم کار می کنند در حالی که غواص آماده به کار باقی می ماند بر روی سطح

24. He was on standby for the flight to New York.
[ترجمه ترگمان]منتظر پرواز به نیویورک بود
[ترجمه گوگل]او برای پرواز به نیویورک آماده بود

25. There are standby generators but these usually only have to work for a few hours a year during power cuts.
[ترجمه ترگمان]ژنراتورهای آماده به کار هم وجود دارند، اما معمولا فقط باید برای چند ساعت در طول کاهش قدرت کار کنند
[ترجمه گوگل]ژنراتورهای آماده به کار وجود دارد، اما معمولا این کار فقط برای چند ساعت در سال در هنگام قطع برق کار می کند

26. They offer 70 hours' standby time, 2hr 50min talk time, and 15 ring tones.
[ترجمه ترگمان]آن ها ۷۰ ساعت زمان آماده به کار، ۲ ساعت ۵۰ دقیقه، و ۱۵ آهنگ صدا را پیشنهاد می کنند
[ترجمه گوگل]آنها 70 ساعت در حالت آماده باش، 2 ساعت و 50 دقیقه در مکالمه، و 15 آهنگ زنگ ارائه می دهند

27. We can put you on standby .
[ترجمه ترگمان]ما می تونیم تو رو در حالت آماده باش قرار بدیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم شما را در حالت آماده باش قرار دهیم

28. Hospitals are on standby ready to deal with casualties being flown in from the crash site.
[ترجمه ترگمان]بیمارستان ها آماده مقابله با تلفات ناشی از سقوط هواپیما هستند
[ترجمه گوگل]بیمارستان ها آماده هستند تا با تلفات ناشی از سایت سقوط هواپیما، مقابله کنند

29. The troops are on 24-hour standby .
[ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی در حال آماده باش هستند
[ترجمه گوگل]سربازان آماده ی 24 ساعته هستند

30. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!

پیشنهاد کاربران

آماده ، آماده باش ، آماده به کار ، آماده پاسخ

بمانید. ماندن با

Stand by sb
پشت کسی ایستادن. حمایت کردن.

جایگزین

منتظر ماندن، صبر کردن

حمایت کردن و یا وفادار بودن به کسی در موقعیت سخت

پشت کسی بودن
حمایت کردن از کسی

نظامی: آماده باش

Stand by =do nothing

اماده به کار. حاضر بودن. دم دست بودن. حالت اماده به کار . خدمت

Stand by sb
پای کسی ایستادن

حمایت کردن، وفادار بودن

آماده ی به کار، آماده باش

an operational mode of an electrical appliance in which the power is switched on but the appliance is not actually functioning

حالت نیمه خاموش ( سیستم ها یا وسایلِ /الکترونیکی/برقی /. . . کامپیوتر )

حالتی که دستگاه روشن ولی نمیشه باهاش کار کرد و حداقل انرژی یا نیرو را مصرف میکند.

Put all secondary systems on stand by!
Star Trek TOS



دست رو دست گذاشتن، بیکار نشستن

پای چیزی ایستادن
مسئولیت / عواقب چیزی را پذیرفتن
در مورد چیزی ثابت قدم بودن و نظر خود را عوض نکردن
پا پس نکشیدن





جانشین

جانشین اماده بودن

پایبند بودن


کلمات دیگر: