1. The statue outside the court building is considered a symbol of justice.
مجسمه بیرون ساختمان دادگاه، سمبل عدالت در نظر گرفته می شود
2. Symbols for God are prohibited in the Jewish religion.
در دین یهود برای خدا سمبل قائل شدن ممنوع است
3. An olive branch is a symbol of peace.
شاخه زیتون نماد صلح است
4. the symbol of justice holds a balance in one hand and a sword in the other
نماد عدالت در یک دست ترازو و در دست دیگر شمشیر دارد.
5. an arbitrary symbol
سمبل (نماد) من درآوردی
6. the dove is a symbol of peace
کبوتر نماد صلح است.
7. the dove is the traditional symbol of peace
کبوتر نماد سنتی صلح است.
8. to some people, an expensive car is a status symbol
برای برخی از مردم یک اتومبیل گران قیمت نشانه ی شان و اعتبار است.
9. Mandela became a symbol of the anti-apartheid struggle.
[ترجمه ترگمان]ماندلا سمبل مبارزات ضد آپارتاید شد
[ترجمه گوگل]ماندلا نماد مبارزه ضد آپارتاید شد
10. The cross is the symbol of Christianity.
[ترجمه ترگمان]صلیب نماد مسیحیت است
[ترجمه گوگل]صلیب نماد مسیحیت است
11. Dragon is regarded as a symbol of power.
[ترجمه ترگمان]اژدها به عنوان نماد قدرت در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]اژدها به عنوان نمادی از قدرت در نظر گرفته شده است
12. A heart shape is the symbol of love.
[ترجمه ترگمان]شکل قلب نشانه عشق است
[ترجمه گوگل]شکل قلب نماد عشق است
13. What is the significance of this symbol?
[ترجمه ترگمان]معنی این نماد چیست؟
[ترجمه گوگل]اهمیت این نماد چیست؟
14. To them, the monarchy is the special symbol of nationhood.
[ترجمه ترگمان]برای آن ها، سلطنت نماد خاص ملت است
[ترجمه گوگل]به آنها پادشاهی نماد ویژه ملت است
15. White has always been a symbol of purity in Western cultures.
[ترجمه ترگمان]وایت همیشه نماد خلوص در فرهنگ های غربی بوده است
[ترجمه گوگل]سفید همیشه نماد خلوص در فرهنگ های غربی است
16. Rosy cheeks are a symbol of good health.
[ترجمه ترگمان]گونه هایش مظهر سلامت سلامت هستند
[ترجمه گوگل]گونه های پر زرق و برق نمادی از سلامت خوب هستند
17. King was a worldwide symbol of non-violent protest against racial injustice.
[ترجمه ترگمان]پادشاه نماد جهانی اعتراضات غیر خشونت آمیز علیه بیعدالتی نژادی بود
[ترجمه گوگل]شاه یک نماد جهانی اعتراض غیر خشونت علیه بی عدالتی نژادی بود
18. The Berlin wall was the supreme symbol of the Cold War.
[ترجمه ترگمان]دیوار برلین نماد عالی جنگ سرد بود
[ترجمه گوگل]دیوار برلین نماد عالی جنگ سرد بود
19. A stressful job can actually be a status symbol.
[ترجمه ترگمان]یک شغل پر استرس می تواند یک نماد وضعیت باشد
[ترجمه گوگل]یک کار استرس زا میتواند یک نماد وضعیت باشد
20. O is the chemical symbol for oxygen.
[ترجمه ترگمان]O نماد شیمیایی اکسیژن است
[ترجمه گوگل]O نماد شیمیایی برای اکسیژن است
21. Hotels that show this symbol offer activities for children.
[ترجمه ترگمان]هتل ها که این نماد را نشان می دهند برای کودکان فعالیت هایی ارائه می کنند
[ترجمه گوگل]هتل هایی که این نماد را نشان می دهند، فعالیت هایی را برای کودکان ارائه می دهند
22. The white colour is a symbol of purity.
[ترجمه ترگمان]رنگ سفید نماد پاکی است
[ترجمه گوگل]رنگ سفید نماد خلوص است