کلمه جو
صفحه اصلی

symbol


معنی : اشاره، نشان، علم، رقم، رمز، مظهر، نماد
معانی دیگر : سمبول، نشانه، نگر، دال، نمودگار، نمون، (موسیقی یا ریاضیات یا شیمی و غیره) نشان، علامت، مخفف، (روانکاوی) نمادمیل ناخود آگاه و سرکوب شده، بصورت سمبل دراوردن

انگلیسی به فارسی

نماد، مظهر


نشان، علامت، نماد، رمز، اشاره، نماینده، رقم، به‌صورت سمبل درآوردن


سمبل، نماد، نشان، مظهر، رمز، اشاره، علم، رقم


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: something that represents something else, esp. a material sign or object that stands for a complex or abstract concept.
مشابه: emblem, figure, mark, synonym, token

- The rose is a symbol of love.
[ترجمه مهسا] گل رز نمادی از عشق است
[ترجمه گیسو] گل رز نماد عشق است
[ترجمه زهرا] گل رز سمبول عشق است
[ترجمه کاترین] گل رز نشونه عشقه
[ترجمه Slime] گل رز نمادی از عشق است.
[ترجمه ترگمان] رز نماد عشق است
[ترجمه گوگل] گل رز نماد عشق است

(2) تعریف: a sign or figure conventionally used to represent a particular quantity, quality, process, or the like.
مترادف: sign

- The plus sign is the mathematical symbol for addition.
[ترجمه ترگمان] علامت اضافه نماد ریاضی برای اضافه کردن است
[ترجمه گوگل] علامت پیمانه نماد ریاضی برای اضافه کردن است

• something that stands for or represents something else; printed or written character that is commonly used to designate something (as in mathematics or music)
a symbol of something is a shape, design, or other thing that is used to represent it.
something that is a symbol of a society or aspect of life seems to represent it because it is typical of it.
a symbol for an item, for example in a calculation or formula, is a number, letter, or shape that represents the item.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] نشانه، نماد
[عمران و معماری] نشانه - نماد - سمبل - علامت - نهاد - اشاره - رمز - نما
[کامپیوتر] سمبل، علامت .
[برق و الکترونیک] نماد 1. طرح کشیده شده روی نمودارها برای نشان دادن یک قطعه سامشخص کردن مشخصه ها، کمیتها با اشیاء معین . 2. حرف یا خلاصه ی حروفی که روی نمودار یا در معادله یا متنی برای نشان دادن کمیت یا واحد اندازه گیری برای شناسایی یک شیء به کار می رود. - نماد
[مهندسی گاز] نشانه، علامت
[بهداشت] نماد
[نساجی] سمبول - نشان - علامت - نمونه - عقیده
[ریاضیات] نماد، نشان دادن، نشانه، علامت
[آمار] نماد

مترادف و متضاد

اشاره (اسم)
slur, inkling, action, gesture, mention, hint, indication, allusion, warning, innuendo, suggestion, manifest, ensign, beck, symbol, gest, insinuation, referral

نشان (اسم)
trace, attribute, tally, score, slur, benchmark, indication, token, aim, show, sign, seal, stamp, target, mark, marking, insignia, signal, emblem, symptom, brand, presage, track, banner, badge, clue, standard, ensign, vexillum, impress, hallmark, plaque, caret, chalk, cicatrix, symbol, vestige, medal, memento

علم (اسم)
knowledge, sign, banner, flag, standard, ensign, science, symbol

رقم (اسم)
character, sort, number, figure, statistic, type, brand, item, digit, numeral, symbol

رمز (اسم)
secret, mystery, token, sign, trick, crypt, code, riddle, cipher, symbol, enigma, cryptogram

مظهر (اسم)
show, symbol

نماد (اسم)
symbol, symbolism

letter, character, sign of written communication


Synonyms: attribute, badge, denotation, design, device, emblem, figure, image, indication, logo, mark, motif, note, numeral, pattern, regalia, representation, stamp, token, type


جملات نمونه

1. The statue outside the court building is considered a symbol of justice.
مجسمه بیرون ساختمان دادگاه، سمبل عدالت در نظر گرفته می شود

2. Symbols for God are prohibited in the Jewish religion.
در دین یهود برای خدا سمبل قائل شدن ممنوع است

3. An olive branch is a symbol of peace.
شاخه زیتون نماد صلح است

4. the symbol of justice holds a balance in one hand and a sword in the other
نماد عدالت در یک دست ترازو و در دست دیگر شمشیر دارد.

5. an arbitrary symbol
سمبل (نماد) من درآوردی

6. the dove is a symbol of peace
کبوتر نماد صلح است.

7. the dove is the traditional symbol of peace
کبوتر نماد سنتی صلح است.

8. to some people, an expensive car is a status symbol
برای برخی از مردم یک اتومبیل گران قیمت نشانه ی شان و اعتبار است.

9. Mandela became a symbol of the anti-apartheid struggle.
[ترجمه ترگمان]ماندلا سمبل مبارزات ضد آپارتاید شد
[ترجمه گوگل]ماندلا نماد مبارزه ضد آپارتاید شد

10. The cross is the symbol of Christianity.
[ترجمه ترگمان]صلیب نماد مسیحیت است
[ترجمه گوگل]صلیب نماد مسیحیت است

11. Dragon is regarded as a symbol of power.
[ترجمه ترگمان]اژدها به عنوان نماد قدرت در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]اژدها به عنوان نمادی از قدرت در نظر گرفته شده است

12. A heart shape is the symbol of love.
[ترجمه ترگمان]شکل قلب نشانه عشق است
[ترجمه گوگل]شکل قلب نماد عشق است

13. What is the significance of this symbol?
[ترجمه ترگمان]معنی این نماد چیست؟
[ترجمه گوگل]اهمیت این نماد چیست؟

14. To them, the monarchy is the special symbol of nationhood.
[ترجمه ترگمان]برای آن ها، سلطنت نماد خاص ملت است
[ترجمه گوگل]به آنها پادشاهی نماد ویژه ملت است

15. White has always been a symbol of purity in Western cultures.
[ترجمه ترگمان]وایت همیشه نماد خلوص در فرهنگ های غربی بوده است
[ترجمه گوگل]سفید همیشه نماد خلوص در فرهنگ های غربی است

16. Rosy cheeks are a symbol of good health.
[ترجمه ترگمان]گونه هایش مظهر سلامت سلامت هستند
[ترجمه گوگل]گونه های پر زرق و برق نمادی از سلامت خوب هستند

17. King was a worldwide symbol of non-violent protest against racial injustice.
[ترجمه ترگمان]پادشاه نماد جهانی اعتراضات غیر خشونت آمیز علیه بیعدالتی نژادی بود
[ترجمه گوگل]شاه یک نماد جهانی اعتراض غیر خشونت علیه بی عدالتی نژادی بود

18. The Berlin wall was the supreme symbol of the Cold War.
[ترجمه ترگمان]دیوار برلین نماد عالی جنگ سرد بود
[ترجمه گوگل]دیوار برلین نماد عالی جنگ سرد بود

19. A stressful job can actually be a status symbol.
[ترجمه ترگمان]یک شغل پر استرس می تواند یک نماد وضعیت باشد
[ترجمه گوگل]یک کار استرس زا میتواند یک نماد وضعیت باشد

20. O is the chemical symbol for oxygen.
[ترجمه ترگمان]O نماد شیمیایی اکسیژن است
[ترجمه گوگل]O نماد شیمیایی برای اکسیژن است

21. Hotels that show this symbol offer activities for children.
[ترجمه ترگمان]هتل ها که این نماد را نشان می دهند برای کودکان فعالیت هایی ارائه می کنند
[ترجمه گوگل]هتل هایی که این نماد را نشان می دهند، فعالیت هایی را برای کودکان ارائه می دهند

22. The white colour is a symbol of purity.
[ترجمه ترگمان]رنگ سفید نماد پاکی است
[ترجمه گوگل]رنگ سفید نماد خلوص است

The dove is a symbol of peace.

کبوتر نماد صلح است.


پیشنهاد کاربران

نشانه قراردادى ( زبانشناسی )

نماد _نشانه

نماد ، نشانه ، الگو
A symbol of our common love
نشانی از عشق مشترک ما

symbol
این واژه ایرانی - اروپایی است :
symbol : sym - bol
sym = پیش وند : هَم در پارسی
bol = بُل به مینه ی بسیاری و زیادی و فراوانی : در واژه هایی مانند زابُل ، کابُل ، بُل هوس و در واژه های اروپایی : police , poly مانند polytechnic . در اسل بُل یا pol همان پُر در پارسی و full در انگلیسی و voll ( فُل ) در آلمانی است.
police = جایی که مردم زیادی جَم یا جَمع می شوند که آنجا را شهر نامیدند ، بُلی ، بُلان ، بُلِستان
polytechnic = جایی که فَن ها یا فُنون فراوان و زیادی وجود یا بود و باش دارد ، بُل فَنی ، پُر فَندی
اگر بخواهیم گرته برداری کنیم : هَم پُر ، هَم بُل
در واقعsymbol به نشانه های زیادی که با هم جمع میشوند گفته می شود.
به جای واژه ی پُل : راهی که بر روی یا بالای رود برپا میکنند گرفته نشود گویا پُل دگر و تغییر یافته ی : بَر - رودَک یا بَررویَک یا بَرودَک ( شاید وات "ب" برای تاکید و فشارندگی ) باشد و هم ریشه با :
آلمانی : Bruecke
انگلیسی : bridge

symbol ( عمومی )
واژه مصوب: رمز 3
تعریف: نشانه‏ای که نمایانگر معنایی پنهان باشد|||متـ . نماد

سمبول، نشانه، نماد


کلمات دیگر: