کلمه جو
صفحه اصلی

stapler


معنی : ماشین عدل بندی، فروشنده پشم وپنبه وامثال ان، ماشین گیره زنی به کاغذ
معانی دیگر : تاجر یا فروشنده ی محصولات عمده، عمده فروش، بنکدار، (کاغذ و چوب و غیره) ماشین دوخت، دوختگر، دوزگر، منگنه، سیم دوز

انگلیسی به فارسی

منگنه، فروشنده پشم و پنبه و امثال آن، ماشین عدل بندی،ماشین گیره زنی به کاغذ


منگنه، ماشین عدل بندی، فروشنده پشم وپنبه وامثال ان، ماشین گیره زنی به کاغذ


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a tool in a home or office that uses staples to attach papers together.

• mechanical device which fastens papers and other material together by means of staples
a stapler is a special device used for putting staples into sheets of paper.

دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] ماشین دوخت کاغذ
[نساجی] شخص با تجربه ای که الیاف پنبه را طبقه بندی می کند

مترادف و متضاد

ماشین عدل بندی (اسم)
stapler

فروشنده پشم وپنبه وامثال ان (اسم)
stapler

ماشین گیره زنی به کاغذ (اسم)
stapler

جملات نمونه

1. Rice is the staple diet in many Asian countries.
[ترجمه ترگمان]برنج رژیم غذایی اصلی بسیاری از کشورهای آسیایی است
[ترجمه گوگل]برنج رژیم غذایی اساسی در بسیاری از کشورهای آسیایی است

2. Coffee is the staple of this district.
[ترجمه پریسا تهرانی نژاد] ویژگی اصلی این منطقه قهوه است
[ترجمه ترگمان]قهوه مهم ترین بخش این منطقه است
[ترجمه گوگل]قهوه اساسی این منطقه است

3. The Chinese also eat a type of pasta as part of their staple diet.
[ترجمه ترگمان]چینی ها همچنین نوعی پاستا به عنوان بخشی از رژیم غذایی اصلی خود می خورند
[ترجمه گوگل]چینی ها نیز نوعی ماکارونی را بخشی از رژیم غذایی خود می خورند

4. Would you mind stapling the reports together?
[ترجمه ترگمان]میشه این گزارش ها رو به هم وصل کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید گزارشات را با هم ترکیب کنید؟

5. Coconut is one of the staple exports of the islands.
[ترجمه ترگمان]نارگیل یکی از عمده صادرات اصلی این جزایر است
[ترجمه گوگل]نارگیل یکی از عمده صادرات جزایر است

6. Jeans are a staple part of everyone's wardrobe.
[ترجمه ترگمان]شلوارهای جین بخش مهمی از کمد لباس هر فرد هستند
[ترجمه گوگل]شلوار جین یک بخش اساسی از کمد لباس همه است

7. Bananas and sugar are the staples of Jamaica.
[ترجمه ترگمان]موز و شکر کالاهای اصلی جاماییکا است
[ترجمه گوگل]موز و شکر مقادیر جامائیکا هستند

8. Staple the invoice and the receipt together.
[ترجمه ترگمان]فاکتور و رسید را به هم اضافه کنید
[ترجمه گوگل]فاکتور و رسید را با هم هماهنگ کنید

9. The weather forms the staple of their conversation.
[ترجمه ترگمان]آب و هوا رشته اصلی conversation را تشکیل می دهد
[ترجمه گوگل]آب و هوا اساسی از مکالمه خود را تشکیل می دهد

10. Staple goods are disappearing from the shops.
[ترجمه ترگمان]اجناس Staple از مغازه ها ناپدید میشه
[ترجمه گوگل]کالاهای ممتاز از مغازه ها ناپدید می شوند

11. Fish is a staple in the diet of many Africans.
[ترجمه ترگمان]ماهی یکی از عناصر اصلی رژیم غذایی بسیاری از آفریقایی هاست
[ترجمه گوگل]ماهی یک عنصر در رژیم غذایی بسیاری از آفریقایی ها است

12. Retail prices of staple foods remain unchanged.
[ترجمه ترگمان]قیمت خرده فروشی مواد غذایی اصلی بدون تغییر باقی می ماند
[ترجمه گوگل]قیمت خرده فروشی مواد غذایی اصلی بدون تغییر باقی می ماند

13. The government has decided to lift price ceilings on bread, milk and other staples.
[ترجمه ترگمان]دولت تصمیم گرفته است تا سقف قیمت نان، شیر و سایر مواد غذایی را بالا ببرد
[ترجمه گوگل]دولت تصمیم گرفته است قیمت سقف قیمت نان، شیر و سایر اساسی ها را افزایش دهد

14. Romantic fiction and reference books are a staple of many public libraries.
[ترجمه ترگمان]ادبیات داستانی و کتاب های مرجع از بسیاری از کتابخانه های عمومی برخوردار است
[ترجمه گوگل]داستان های رمانتیک و کتاب های مرجع یک عنصر از بسیاری از کتابخانه های عمومی است

15. The staple crop is rice.
[ترجمه ترگمان]محصول اصلی برنج است
[ترجمه گوگل]محصول اصلی برنج است

پیشنهاد کاربران

منگنه

منگنه
وسیله ای که دو چیز یا ورقه را به هم متصل میکند


ماشین دوخت

منگنه زن

هم منگنه معنی می دهد
و هم سوزن منگنه

خنگولا. میشه منگنه.
خر

ماشین عدل بندی چیه دیگه؟!! مگه عصر حجره؟؟!!
منگنه!! تامام

I can never lay my hands on ( =find ) a stapler in this office


کلمات دیگر: