کلمه جو
صفحه اصلی

crater


معنی : دهانه اتش فشان، دهانه کوه های ماه
معانی دیگر : (گودی ایجاد شده توسط بمب یا سنگ آسمانی و غیره) چال، چاله، فنجانه، کاسچال، حفره ی کله قندی، بمباران کردن (و از این راه پر از کاسچال کردن به ویژه در مورد راه)، (یونان و روم باستان) پیاله، کاسه ی گود، قدح، (هر گودی کاسه مانند یا مخروطسان) دهانه ی آتشفشان، (در ماه) گودال، (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) پیاله، دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره

انگلیسی به فارسی

دهانه آتش‌فشان، دهانه کوه‌های ماه، دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب و غیره


دهانه، دهانه اتش فشان، دهانه کوه های ماه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a bowl-shaped depression with a raised rim, such as the mouth of a volcano or geyser, or the circular depressions on the surface of the moon, usu. with a mountain at their center.

(2) تعریف: a similar depression in the surface of the earth or other heavenly bodies caused by the impact of falling meteorites or the explosion of a mine or bomb.
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: craters, cratering, cratered
مشتقات: craterlike (adj.)
• : تعریف: to make craters in or become filled or marked with craters.

• bowl shaped pit (on the moon, at the mouth of a volcano, etc.); hole formed by the explosion of a mine or other explosive
a crater is a large hole in the ground, caused by an explosion or by something large that hits it.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] دهانه آتشنشانی
[زمین شناسی] دهانه آتشفشان گودالی در راس قله کوه آتشفشان یا گودالی که از برخورد شهابسنگ به زمین ایجاد می شود.
[معدن] دهانه (سنگشناسی) - قیف آتشباری (آتشباری)
[نفت] چاله

مترادف و متضاد

دهانه اتش فشان (اسم)
crater

دهانه کوه های ماه (اسم)
crater

جملات نمونه

1. The blast blew a gaping crater in the road.
[ترجمه ترگمان]این انفجار دهانه gaping در جاده را منفجر کرد
[ترجمه گوگل]انفجار یک دهانه خمیده در جاده ها را منفجر کرد

2. Flames blazed out from the crater of the volcano.
[ترجمه ترگمان]شعله های آتش از دهانه آتشفشان شعله ور شد
[ترجمه گوگل]شعله های آتش از دهانه آتشفشان برافروخته شد

3. Ash began to erupt from the crater.
[ترجمه ترگمان]اش از دهانه آتشفشان شروع به erupt کرد
[ترجمه گوگل]خاکستر از دهانه فوران کرد

4. Lava boiled up from the crater of the volcano.
[ترجمه ترگمان]Lava از دهانه آتشفشان up
[ترجمه گوگل]گدازه از دهانه آتشفشان پخته شده است

5. They blasted a huge crater in the runway.
[ترجمه ترگمان]آن ها دهانه بزرگی را در باند فرودگاه منفجر کردند
[ترجمه گوگل]آنها یک دره بزرگ را در باند فرود زدند

6. The crater was two miles across and roughly circular.
[ترجمه ترگمان]دهانه آتشفشان دو مایل عرض و تقریبا مدور بود
[ترجمه گوگل]دهانه دو مایل دور و تقریبا دایره ای بود

7. Flows of lava radiated out from the volcano's crater.
[ترجمه ترگمان]جریان گدازه از دهانه آتشفشان می درخشید
[ترجمه گوگل]جریانهای گدازه از دهانه آتشفشان منتشر شده است

8. They came to the lip of a dead crater.
[ترجمه ترگمان]به لب دهانه یک دهانه مرده رسیدند
[ترجمه گوگل]آنها به لب یک دهانه مرده آمدند

9. We peered over the lip of the crater into the volcano.
[ترجمه ترگمان]از دهانه آتشفشان به کوه آتشفشان نگاه کردیم
[ترجمه گوگل]ما بیش از لب دهانه دهانه به آتشفشان نگاه کردیم

10. A huge crater marks the spot where the explosion happened.
[ترجمه ترگمان]یک گودال بزرگ نقطه ای را نشان می دهد که در آن انفجار رخ داده است
[ترجمه گوگل]دهانه بزرگ نشان دهنده نقطه ای است که انفجار رخ داده است

11. With a telescope you can see the huge crater of Ve - suvius.
[ترجمه ترگمان]با تلسکوپی که می توانید دهانه عظیم of - suvius را ببینید
[ترجمه گوگل]با یک تلسکوپ می توانید دهانه بزرگ Ve - suvius را ببینید

12. Meteor Crater is easily understood as the result of a surface impact of a body bearing about fifteen megatons of energy.
[ترجمه ترگمان]Crater Crater به راحتی در نتیجه تاثیر سطحی بدن در حدود ۱۵ درجه انرژی درک می شود
[ترجمه گوگل]دهانه شهاب سنگ به راحتی می تواند به عنوان نتیجه یک اثر سطحی از یک بدن که حدود پنجاه مگاوات انرژی دارد را درک کند

13. Sufficiently large impacts can hurl crater ejecta to any point on the lunar surface.
[ترجمه ترگمان]این اثرات بزرگ می توانند دهانه آتشفشان را به هر نقطه ای در سطح ماه پرتاب کنند
[ترجمه گوگل]تاثیرات بزرگی می تواند به هر نقطه ای بر روی سطح ماه می افزاید: ejecta دهانه

14. The absence of a crater is expected for an explosion at the optimum burst height.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که فقدان یک حفره در ارتفاع بهینه منفجر شود
[ترجمه گوگل]عدم وجود یک دهانه برای انفجار در ارتفاع پشت سر هم مطلوب است

15. The easiest explanation of crater duplicity is that the impacting body was an asteroid with a close satellite.
[ترجمه ترگمان]ساده ترین توضیح گودال crater این است که بدن تاثیر گذار، یک خرده سیاره با ماهواره نزدیک است
[ترجمه گوگل]ساده ترین توضیح درباره دوگانگی دهانه این است که بدن ضربه ای یک سیارک با ماهواره نزدیک است

The battlefield was full of bomb craters.

رزمگاه پر از کاسچاله‌ی بمب بود.


Enemy bombardments had cratered the roads and made them impassable.

بمباران‌های دشمن راه‌ها را پر از چاله و غیرقابل عبور کرده بود.


پیشنهاد کاربران

دهانه آتشفشان - بمب چاله

چاله جوش ( در جوشکاری )

کاسه آتشفشان ، کاسه آتشفشانی

گودال ، گودال برخورد ( ی ) ، گودال برخورد شهاب سنگ

( N ) حفره ی بزرگ و عمیقی است بر روی سطح زمین که ناشی از انفجار بمب ( اتمی ) یا سقوط شهاب سنگه.
( N ) دهانه آتشفشان
( V ) ریزش و سقوط ناگهانی چیزی

1 : a large round hole in the ground made by the explosion of a bomb or by something falling from the sky
Scientists believe the enormous crater was created by the impact of a meteorite thousands of years ago.

2 : the area on top of a volcano that is shaped like a bowl
We flew over the crater of the volcano in a helicopter.
Other forms: plural - ters
adjective
a cratered moon/surface

Verb
[no obj] US informal : to fail or fall suddenly
The deal cratered when neither party could agree on the final price.
Stock prices cratered after the companies' merger.

تورفتگی ( جای ) ضربه، اصابت شهاب سنگ یا دیگر اجسام/اجرام آسمانی. .


An impact crater is an approximately circular depression in the surface of a planet, moon, or other solid body in the Solar System or elsewhere, formed by the hypervelocity impact of a smaller body.


Meteor Crater is a meteorite impact crater

Crater بیشتر معنیِ گودال های اینجاد شده توسط شهاب سنگ و. . . روی ماه یا سیاره هارو میده.

Crater ( نجوم )
واژه مصوب: جام 2
تعریف: صورتی فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان بین دو صورت شجاع و سنبله

adj

⁦✔️⁩چاله چاله مانند، [سطح] پر از گودی و چاله ( مثل سطح کره ماه )
Equitone develops facade material Lunara that "evokes the moon's 🔎cratered🔎 landscape
. . .
Dezeen promotion: facade manufacturer Equitone has launched Lunara, a fibre cement material designed to appear like the surface of the moon


کلمات دیگر: