کلمه جو
صفحه اصلی

stimulator


معنی : برانگیزنده، تحریک کننده، انگیختگر
معانی دیگر : stimulater انگیختگر

انگلیسی به فارسی

( stimulater ) انگیختگر، تحریک کننده، برانگیزنده


محرک، تحریک کننده، برانگیزنده، انگیختگر


انگلیسی به انگلیسی

• person or thing that stimulates

دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تحریک کننده

مترادف و متضاد

برانگیزنده (اسم)
exciter, stimulator, rouser

تحریک کننده (اسم)
scorcher, stimulator, shocker

انگیختگر (اسم)
stimulant, stimulator

جملات نمونه

1. If I touch the handheld stimulator to the back of my hand, I feel a slight tingle.
[ترجمه ترگمان]اگه بخوام تحریک کننده دستی رو لمس کنم حس خارش خفیفی بهم دست میده
[ترجمه گوگل]اگر دستمزد دستی را به پشت دستم لمس کنم، احساس خستگی مفرط می کنم

2. His broken body, linked to an electronic muscle stimulator, twitched involuntarily.
[ترجمه ترگمان]بدن شکسته او که به تحریک کننده الکترونیکی وصل شده بود بی اراده تکان می خورد
[ترجمه گوگل]بدن شکسته او، به یک محرک عضلانی الکترونیکی متصل است، به طور غیرمستقیم خراشیده شده است

3. As a part of stimulator, microelectrode arrays(MEA) were developed to stimulate the remained retina neurons and elicit an electrical-evoked response on the cortical region.
[ترجمه ترگمان]به عنوان بخشی از تحریک stimulator، آرایه های microelectrode (MEA)برای تحریک نورون های remained باقی مانده و دریافت پاسخ فراخوانده شده در ناحیه قشری، توسعه یافتند
[ترجمه گوگل]به عنوان بخشی از محرک، آرایههای میکروالکترودهای (MEA) برای تحریک نورونهای شبکیه باقی مانده توسعه داده شد و پاسخی ناشی از الکتریسیته را در ناحیه قشر ایجاد کردند

4. Human Long acting thyroid stimulator, LATS Eli. . .
[ترجمه ترگمان] Human انسانی، تحریک کننده، \"ایلای ایلای\"
[ترجمه گوگل]انسان فعال کننده تیروئید طولانی مدت، LATS Eli

5. Objective To design electrical stimulator for epileptic rats experiment based on MSP 430.
[ترجمه ترگمان]هدف طراحی stimulator الکتریکی برای آزمایش موش های مبتلا به صرع در اسکاتلند ۴۳۰ (عضو پارلمان اسکاتلند)
[ترجمه گوگل]هدف: طراحی ایمنی الکتریکی برای آزمایش موش های صرعی بر اساس MSP 430

6. CLINICAL EFFECT WITH HAN'S ACUPOINT NERVE STIMULATOR ( HANS ) FOR RELIVING LABOUR PAIN.
[ترجمه ترگمان]CLINICAL اجرایی با han S ACUPOINT NERVE stimulator (HANS)برای reliving کار (HANS)
[ترجمه گوگل]اثر کلینیکی با استیولاتور نافرمانی هان (HANS) برای رهایی از درد شغلی

7. The programmed multifunction electrophysiological heart stimulator is designed on the basis of 89C5 and its hardware design circuit and software system structure is presented.
[ترجمه ترگمان]تحریک قلبی برنامه ریزی شده multifunction (stimulator)بر پایه ۸۹ C۵ طراحی شده است و ساختار طراحی سخت افزار آن و ساختار سیستم نرم افزاری ارایه شده است
[ترجمه گوگل]برنامه ریزی چند منظوره الکتروفیزیولوژیک تقویت کننده قلب بر اساس 89C5 طراحی شده و مدار طراحی سخت افزار آن و ساختار سیستم نرم افزاری ارائه شده است

8. Mind-Muscle Energy Stimulator - the anabolic process starts with intensity.
[ترجمه ترگمان]انرژی ذهنی - Muscle - process process - the anabolic با شدت شروع می شود
[ترجمه گوگل]Stimulator انرژی ذهن-عضلانی - روند آنابولیک با شدت شروع می شود

9. As transmitter of public knowledge, stimulator of learning interest, cultivator of learning attitude, dedicator of intellectual value, teacher plays an irreplaceable role in education.
[ترجمه ترگمان]به عنوان انتقال دهنده دانش عمومی، تحریک علایق یادگیری، cultivator طرز فکر یادگیری، dedicator ارزش فکری، معلم نقش غیرقابل تعویض را در آموزش ایفا می کند
[ترجمه گوگل]به عنوان فرستنده از دانش عمومی، تحریک کننده علاقه به یادگیری، پرورش نگرش یادگیری، تخصیص ارزش های فکری، معلم نقش غیر قابل تعویض در آموزش را بازی می کند

10. This stimulator will be used in the hardware of bio-robot technology for the follow-up study.
[ترجمه ترگمان]این stimulator در سخت افزار تکنولوژی زیستی برای مطالعات بعدی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]این محرک در سخت افزار فن آوری زیست روبات برای مطالعه پیگیری استفاده می شود

11. The stimulator measures electrocardiograph signals, automatically extracts R wave and uses it as the trigger to control the timing of the magnetic field discharge.
[ترجمه ترگمان]The ها سیگنال های electrocardiograph را اندازه گیری می کنند، به طور اتوماتیک موج R را استخراج می کنند و از آن به عنوان ماشه برای کنترل زمان بندی تخلیه میدان مغناطیسی استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]محرک اندازه گیری سیگنال های الکتروکاردیوگرافی، به طور خودکار موج R را استخراج می کند و از آن به عنوان ماشه برای کنترل زمان تخلیه مغناطیسی استفاده می کند

12. if they suffer from baldness, they use a growth stimulator, buy hairpieces, or have hair transplanted from the hirsute part of the scalp to the bare areas.
[ترجمه ترگمان]اگر آن ها از طاسی رنج می برند، از یک stimulator رشد استفاده می کنند، hairpieces را می خرند و یا مویی را که از قسمت های دچار پرمویی از پوست سر تا مناطق محروم منتقل می شود، به کار می برند
[ترجمه گوگل]اگر از طاسی شدن رنج می برند، آنها از یک محرک رشد استفاده می کنند، hairpieces را خریداری می کنند و یا موهایشان را از قسمت هیرسوتیسم پوست سر به مناطق لخت می برند

13. Men also have hair dryers and, if they suffer from baldness, they use a growth stimulator, buy hairpieces, or have hair transplanted from the hirsute part of the scalp to the bare areas.
[ترجمه ترگمان]مردان همچنین dryers مو دارند و اگر از طاسی رنج می برند، از یک stimulator رشد استفاده می کنند، hairpieces را می خرند و یا مویی را که از قسمت های دچار پرمویی از پوست سر تا مناطق محروم منتقل می شود، به کار می برند
[ترجمه گوگل]مردان همچنین موهای خشک کننده دارند و اگر از طاسی از بدن رنج می برند، از رشد دهنده ها استفاده می کنند، hairpieces را خریداری می کنند و یا موهایشان را از قسمت خلفی پوست سر به مناطق لخت می برند

14. We joke a lot about medical students wanting a thalamic stimulator while learning gross anatomy.
[ترجمه ترگمان]ما در مورد دانشجویان پزشکی که برای تحریک stimulator در حین یادگیری کالبد شکافی بزرگ، انگیزه زیادی به خرج می دهند، مطالب زیادی را در مورد آن ها شوخی می کنیم
[ترجمه گوگل]ما در مورد دانشآموزان پزشکی که میخواهند یک محرک تالاموس را در حین یادگیری آناتومی بدانیم، خیلی شوخی داشته باشیم

پیشنهاد کاربران

محرک

دستگاه شبیه ساز ( که میتونه شرایط رو شبیه سازی کنه مثل دستگاه هایی که برای اموزش خلبانان یا فضانوردان ازش استفاده میشه )


کلمات دیگر: