کلمه جو
صفحه اصلی

stair


معنی : درجه، مرتبه، پله، نردبان، پلکانی، پله کان
معانی دیگر : (معمولا جمع) پلکان، راه پله (stairway هم می گویند)، پله ها، (یک عدد) پله، یکی از پلکان

انگلیسی به فارسی

پله، نردبان، پله کان، مرتبه، درجه


پله، پلکانی، نردبان، پله کان، مرتبه، درجه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: one of a set of consecutive steps that lead to an upper or lower level in a building, or the entire set collectively.
مشابه: step

- Be careful; that stair is loose.
[ترجمه ترگمان] مواظب باش، پله شل شده
[ترجمه گوگل] مراقب باش؛ آن پله شل است
- He bounded up the stair.
[ترجمه ترگمان] از پله ها بالا رفت
[ترجمه گوگل] او پله ها را محدود کرد

(2) تعریف: (pl.) a staircase; flight of steps.

- My brother took the elevator, but I walked up the stairs.
[ترجمه ترگمان] برادرم آسانسور رو گرفت، اما من از پله ها اومدم بالا
[ترجمه گوگل] برادر من آسانسور را برداشت، اما به سمت پله رفتم

• step
stairs are a set of steps inside a building.
a stair is one of the steps in a set of stairs.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] پلکان - پله
[مهندسی گاز] پله، پلکان، رتبه، درجه

مترادف و متضاد

درجه (اسم)
measure, length, point, gage, gauge, mark, alloy, degree, grade, rating, scale, quantum, proportion, peg, gradation, thermometer, thermometre, pitch, stair, step

مرتبه (اسم)
position, time, degree, dignity, stair

پله (اسم)
degree, scale, quantum, stage, echelon, stair, step, rung, round of the ladder

نردبان (اسم)
escalade, stair, ladder, stile, stairwell

پلکانی (اسم)
stair

پله کان (اسم)
stair, staircase

جملات نمونه

1. a cat was sleeping on the lowest stair
گربه ای روی پایین ترین پله خوابیده بود.

2. The top stair creaked as she went upstairs and the noise woke up her mother.
[ترجمه ترگمان]وقتی به طبقه بالا رفت، پله های بالا صدا کرد و صدا از مادرش بیدار شد
[ترجمه گوگل]پله بالا رفت و بالا رفت و سر و صدا مادرش را بیدار کرد

3. Clutch stair armrest, move carefully step by step.
[ترجمه ترگمان]به پلکان سرازیر می شوم و با احتیاط قدم به قدم پیش می روم
[ترجمه گوگل]دستگیره پله کلاچ، با دقت گام به گام حرکت دهید

4. He heard soft footsteps coming up the stair.
[ترجمه ترگمان]صدای گام های نرم و پایی را شنید که از پله ها بالا می آمد
[ترجمه گوگل]او قدم های نرم افزاری را که از پله ها می آید شنید

5. She flew on winged feet up the narrow stair.
[ترجمه ترگمان]از پله های باریک بالا رفت
[ترجمه گوگل]او بر روی پاهای بالدار تا پله های باریک پرواز کرد

6. Terry was sitting on the bottom stair.
[ترجمه ترگمان]تری روی پله ها نشسته بود
[ترجمه گوگل]تری در پایین پله نشسته بود

7. The stair treads were covered with rubber to prevent slipping.
[ترجمه ترگمان]روی پله ها پر از لاستیک بود تا از لیز خوردن جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]پله ها با استفاده از لاستیک برای جلوگیری از لغزش پوشیده شده است

8. His office is down the stair.
[ترجمه ترگمان]دفترش پایین پله است
[ترجمه گوگل]دفتر او پایین پله است

9. The carpet was held in place by brass stair rods.
[ترجمه ترگمان]فرش در جای خود با میله برنجی تزیین شده بود
[ترجمه گوگل]فرش توسط میله های پله برنجی جای گرفته است

10. He sat waiting on the bottom stair.
[ترجمه ترگمان]روی پلکان پایین منتظر نشسته بود
[ترجمه گوگل]او در پایین پله ایستاده بود

11. The third stair creaked as I stepped on it.
[ترجمه ترگمان]وقتی به آن قدم گذاشتم، پلکان سوم صدا کرد
[ترجمه گوگل]پله سوم وقتی که بر روی آن قدم گذاشته بود، خفه شدم

12. He climbed the wooden stair and knocked on his grandfather's door.
[ترجمه ترگمان]از پله های چوبی بالا رفت و در خانه پدربزرگش را کوبید
[ترجمه گوگل]او به پله چوبی برود و در درب پدربزرگش ضربه زد

13. The child was sitting on the bottom stair.
[ترجمه ترگمان]کودک روی پله ها نشسته بود
[ترجمه گوگل]کودک روی پله پایین نشسته بود

14. Hark! I hear a step on the stair!
[ترجمه ترگمان]گوش بده! صدای پایی روی پله ها می شنوم!
[ترجمه گوگل]عجله کن یک قدم در پله می شنوم

15. I shift myself a stair higher, so that I can reach up and stroke my son's head.
[ترجمه ترگمان]به خودم یک پله بالاتر می دهم تا بتوانم به بالا برسم و سر پسرم را نوازش کنم
[ترجمه گوگل]من خودم را پله بالا می برم تا بتوانم سرم را به دست بگیرم و سکته مغزی کنم

He climbed the stairs slowly.

به آهستگی از پله‌ها بالا رفت.


A cat was sleeping on the lowest stair.

گربه‌ای روی پایین‌ترین پله خوابیده بود.


پیشنهاد کاربران

راه پله

پله
The little girl is sitting on the stairs, and playing with her doll
دختر کوچولو روی پله ها نشسته و با عروسکش بازی می کند

Stair پله داخل ساختمان
Step پله خارج ساختمان

پله ، راه پله 🌫🌫
go up the stairs and her office is on the right
از پله ها بالا برو و دفترش سمت راسته


کلمات دیگر: