1. the inhibition of the heartbeat by nerve stimulation
بازداری ضربان قلب از راه تحریک عصبی
2. You don't get any intellectual stimulation in this job.
[ترجمه ترگمان]هیچ تحریک عقلانی در این کار نداری
[ترجمه گوگل]شما در این کار تحریک فکری نمی کنید
3. The playgroup provides plenty of stimulation for the children.
[ترجمه کتی نوشاد] بازی گروهی انگیزه های زیادی را برای بچه ها ایجاد میکند.
[ترجمه ترگمان]The انگیزه زیادی برای کودکان فراهم می کند
[ترجمه گوگل]گروه بازی باعث تحریک زیادی برای کودکان می شود
4. His apathy necessitates stimulation.
[ترجمه ترگمان]بی علاقگی او به تحریک نیاز دارد
[ترجمه گوگل]بی تفاوتی او باعث تحریک می شود
5. Many enjoy the mental stimulation of a challenging job.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از تحریک ذهنی یک شغل چالش برانگیز لذت می برند
[ترجمه گوگل]بسیاری از تحریک ذهنی یک کار چالش انگیز لذت می برند
6. Electric stimulation causes the regrowth of bones.
[ترجمه ترگمان]تحریک الکتریکی منجر به رشد استخوان ها می شود
[ترجمه گوگل]تحریک الکتریکی باعث رشد استخوان می شود
7. The brief period of electrical stimulation of the hippocampal cells had seemingly permanently altered their electrical properties.
[ترجمه ترگمان]دوره کوتاه تحریک الکتریکی سلول های hippocampal به طور دایم خواص الکتریکی آن ها را تغییر داده بود
[ترجمه گوگل]مدت کوتاهی از تحریک الکتریکی سلول های هیپوکمپ ظاهرا به طور دائمی خواص الکتریکی آنها را تغییر داد
8. It was known that stimulation caused the heart to increase its oxygen consumption.
[ترجمه ترگمان]مشخص شد که تحریک باعث شد که قلب مصرف اکسیژن خود را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]شناخته شده بود که تحریک باعث افزایش قوای اکسیژن شد
9. Constant attention and stimulation in comfortable surroundings worked wonders for Christopher, now 4 1 /
[ترجمه ترگمان]توجه مداوم و تحریک در محیط راحت برای کریستوفر، که در حال حاضر ۴ است، شگفتی می آفریند
[ترجمه گوگل]توجه و تحرک دائمی در محیط آرام باعث ایجاد شگفتی برای کریستوفر شد، اکنون 4 1 /
10. Children need variety and stimulation.
[ترجمه ترگمان]کودکان به تنوع و تحریک نیاز دارند
[ترجمه گوگل]کودکان به تنوع و تحریک نیاز دارند
11. This indicates that the stimulation of cell proliferation may not be the only factor in ulcer healing by sucralfate.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که تحریک تکثیر سلولی ممکن است تنها عامل ترمیم زخم توسط sucralfate باشد
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که تحریک سلول تکثیر ممکن است تنها عامل در بهبود زخم توسط سوکرالفت نیست
12. In the case of pancreatic secretion, stimulation of bicarbonate but not protein output was observed.
[ترجمه ترگمان]در مورد ترشح لوزالمعده، تحریک جوش شیرین، اما خروجی پروتیین مشاهده نشد
[ترجمه گوگل]در مورد ترشح پانکراس، تحریک بی کربنات، اما خروجی پروتئین مشاهده شد
13. This will be achieved via the stimulation of the private and voluntary sector.
[ترجمه ترگمان]این امر از طریق تحریک بخش خصوصی و داوطلبانه به دست خواهد آمد
[ترجمه گوگل]این امر از طریق تحریک بخش خصوصی و داوطلبانه به دست می آید
14. The author also frequently uses transcutaneous electrical stimulation.
[ترجمه ترگمان]نویسنده اغلب از تحریک الکتریکی transcutaneous استفاده می کند
[ترجمه گوگل]نویسنده همچنین اغلب از تحریک الکتریکی پوستی استفاده می کند
15. Near the boundary, the electrical stimulation may spread enough to evoke both movements.
[ترجمه ترگمان]نزدیک مرز، تحریک الکتریکی ممکن است به اندازه کافی گسترش یابد تا هر دو حرکت را برانگیزد
[ترجمه گوگل]در نزدیکی مرز، تحریک الکتریکی ممکن است به اندازه کافی برای تحریک هر دو حرکات گسترش یابد