کلمه جو
صفحه اصلی

synthetic


معنی : ترکیبی، مرکب از مواد مصنوعی، همگذاشت
معانی دیگر : تولید شده از راه ترکیب شیمیایی (در برابر: یافت شده در طبیعت)، هم نهشته، هم نهاده، مصنوعی، ساخته، (زبانشناسی - دستور زبان) ترکیبی، صرفی، آمیخته، تقلبی، ساختگی، غیر واقعی، وانمودین (synthetical هم می گویند)، وابسته به سنتز یا هم نهشت، هم نهشتی، (فلسفه) هم نهادی (در برابر: فراکافتی یا تحلیلی analytic)، انضمامی

انگلیسی به فارسی

مواد مصنوعی مانند پلاستیک ،ترکیبی، ترکیبی از مواد مصنوعی


مصنوعی، ترکیبی، مرکب از مواد مصنوعی، همگذاشت


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, resulting from, or involving synthesis.
مترادف: synthesized
مشابه: amalgamated, composite, compound, man-made

(2) تعریف: designating compounds formed in a laboratory or industrial process as opposed to those of natural origin; man-made; artificial.
مترادف: artificial
متضاد: natural
مشابه: ersatz, man-made, manufactured, processed

(3) تعریف: of a language, expressing relationships in sentences by inflections rather than by the use of separate words. (Cf. analytic.)
مترادف: agglutinating, inflecting

(4) تعریف: not real or meaningful; feigned or artificial.
مترادف: artificial, fake, false, feigned, inauthentic, plastic, sham
متضاد: genuine
مشابه: bogus, insincere, phony

- synthetic grief
[ترجمه ترگمان] اندوه مصنوعی
[ترجمه گوگل] غم و اندوه مصنوعی
اسم ( noun )
مشتقات: synthetical (adj.), synthetically (adv.)
• : تعریف: something, esp. a chemical substance, created by a laboratory or industrial process as opposed to being of natural origin.

• something made through synthesis, man-made product, artificial substance
of or pertaining to synthesis; artificial, man-made; not real, not genuine; of or pertaining to a language that uses inflectional affixes to express relationships
synthetic products are made from chemicals or artificial substances rather than from natural ones.

دیکشنری تخصصی

[سینما] ناطق و صدای موزیک - هم نهاده
[برق و الکترونیک] مصنوعی
[مهندسی گاز] مصنوعی
[زمین شناسی] همخوان
[نساجی] مصنوعی - بشر ساخت
[ریاضیات] ساختنی، ترکیبی
[پلیمر] سنتزی

مترادف و متضاد

ترکیبی (صفت)
combinatorial, synthetic, combinatory, syntactic

مرکب از مواد مصنوعی (صفت)
synthetic

همگذاشت (صفت)
synthetic

artificial


Synonyms: constructed, counterfeit, ersatz, fabricated, factitious, fake, false, hokey, made, makeshift, manufactured, mock, phony, plastic, unnatural


Antonyms: genuine, natural, real


جملات نمونه

1. synthetic enthusiasm
اشتیاق وانمودین

2. synthetic rubber
لاستیک مصنوعی

3. synthetic silk
ابریشم هم نهشته

4. textiles made of synthetic fiber
پارچه های ساخته شده از الیاف مصنوعی

5. russian and arabic are two synthetic languages
روسی و عربی دو زبان صرفی هستند.

6. When the synthetic fabric is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه ترگمان]وقتی که بافت مصنوعی با یک ماده طبیعی مقایسه شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه گوگل]هنگامی که پارچه مصنوعی با یک طبیعت سازگار است، تفاوت بسیار آشکار است

7. When the synthetic is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه ترگمان]وقتی مصنوعی با یک ترکیب طبیعی مقایسه می شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه گوگل]هنگامی که مصنوعی با طبیعت سازگار است، تفاوت بسیار آشکار است

8. You should add some synthetic fertilizer to the soil.
[ترجمه ترگمان]باید مقداری کود شیمیایی به خاک اضافه کنید
[ترجمه گوگل]شما باید برخی از کود مصنوعی را به خاک اضافه کنید

9. This synthetic dress material does not crush.
[ترجمه ترگمان]این لباس مصنوعی خرد نمی کند
[ترجمه گوگل]این ماده لباس مصنوعی خرد نیست

10. Synthetic fabrics are less susceptible to shrinkage than natural ones.
[ترجمه ترگمان]پارچه های مصنوعی کم تر مستعد ابتلا به انقباض هستند تا انقباض طبیعی
[ترجمه گوگل]پارچه های مصنوعی کمتر از انقباض طبیعی نسبت به مواد طبیعی هستند

11. These shoes have leather uppers and synthetic soles.
[ترجمه ترگمان]این کفش ها uppers چرمی و کف مصنوعی دارند
[ترجمه گوگل]این کفش ها دارای بالش های چرمی و کف های مصنوعی هستند

12. Some of the new synthetic dress materials do not crush.
[ترجمه ترگمان]برخی از مواد مصنوعی جدید از پا در نمی آیند
[ترجمه گوگل]بعضی از مواد جدید مصنوعی لباس خرد نیست

13. Nylon is a synthetic; it is not from nature.
[ترجمه ترگمان]نایلون ترکیبی است از طبیعت
[ترجمه گوگل]نایلون مصنوعی است؛ از طبیعت نیست

14. She criticized the synthetic charm of television presenters.
[ترجمه ترگمان]او جاذبه مصنوعی مجریان برنامه های تلویزیونی را مورد انتقاد قرار داد
[ترجمه گوگل]او از جذابیت مصنوعی سخنرانان تلویزیون انتقاد کرد

15. Boots made from synthetic materials can usually be washed in a machine.
[ترجمه ترگمان]Boots ساخته شده از مواد مصنوعی را معمولا می توان در یک دستگاه باخود حمل کرد
[ترجمه گوگل]چکمه های ساخته شده از مواد مصنوعی معمولا می تواند در یک ماشین شسته شود

16. We felt the salesman's synthetic friendliness.
[ترجمه ترگمان]حالت دوستانه ساختگی فروشنده را احساس کردیم
[ترجمه گوگل]ما احساس راحتی مصنوعی فروشنده را احساس کردیم

synthetic rubber

لاستیک مصنوعی


synthetic silk

ابریشم هم‌نهشته


Russian and Arabic are two synthetic languages.

روسی و عربی دو زبان صرفی هستند.


synthetic enthusiasm

اشتیاق وانمودین


پیشنهاد کاربران

صناعی ( دست ساز )

ترکیبی

نمادین، غیر واقعی

ساختنی

مصنوعی
غیر طبیعی

[شیمی] سنتزی

مصنوعی، ساختگی، غیر واقعی، تقلبی، خیالی

هم نهادی

مصنوع

الیاف مصنوعی، سنتزی، درلباسشویی گذاشتن لباس و پارچه های مصنوعی

سنتزی


تصنعی
ساختگی


ترکیب شده

تلفیقی

کود های مصنوعی


کلمات دیگر: