(معمولا در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص، دارای ساقه ی کنده شده، بی ساقه، بی ساقه stemmed cherries گیلاسهایی که ساقهی آنها را کندهاند
stemmed
(معمولا در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص، دارای ساقه ی کنده شده، بی ساقه، بی ساقه stemmed cherries گیلاسهایی که ساقهی آنها را کندهاند
انگلیسی به فارسی
(بهطور معمول در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص
دارای ساقهی کنده شده، بی ساقه
ساقه، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند اوردن
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• (1) تعریف: having a stem.
- stemmed wine glasses
[ترجمه ترگمان] گیلاس های شراب را می گرفتند
[ترجمه گوگل] عینک شراب
[ترجمه گوگل] عینک شراب
• (2) تعریف: having the stem removed.
- stemmed berries
[ترجمه ترگمان] میوه های stemmed
[ترجمه گوگل] انواع توت ها
[ترجمه گوگل] انواع توت ها
• having a stem, having a certain kind of stem; having the stem removed
جملات نمونه
1. stemmed cherries
گیلاس هایی که ساقه ی آنها را کنده اند
2. finally the bleeding stemmed
بالاخره خونریزی بند آمد.
3. The strawberries should be stemmed before they are tinned.
[ترجمه ترگمان]The باید قبل از این که they شوند، ریشه بگیرند
[ترجمه گوگل]توت فرنگی باید قبل از اینکه پوست می شود، ساقه می شود
[ترجمه گوگل]توت فرنگی باید قبل از اینکه پوست می شود، ساقه می شود
4. His headaches stemmed from vision problems.
[ترجمه ترگمان]سردردش از مشکلات بینایی ریشه می گرفت
[ترجمه گوگل]سردرد او از مشکلات بینایی ناشی شد
[ترجمه گوگل]سردرد او از مشکلات بینایی ناشی شد
5. Their disagreement stemmed from a misunderstanding.
[ترجمه ترگمان]مخالفت آن ها از یک سو تفاهم ریشه گرفت
[ترجمه گوگل]اختلاف آنها ناشی از سوء تفاهم است
[ترجمه گوگل]اختلاف آنها ناشی از سوء تفاهم است
6. Most of the companies' losses stemmed from redundancy costs.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از خسارات شرکت ها ناشی از هزینه های افزونگی است
[ترجمه گوگل]بیشترین زیان شرکت ها ناشی از هزینه های افزونگی بود
[ترجمه گوگل]بیشترین زیان شرکت ها ناشی از هزینه های افزونگی بود
7. He knew their bitterness stemmed from the fact that he was in charge.
[ترجمه ترگمان]می دانست که bitterness از این واقعیت است که او مسئول است
[ترجمه گوگل]او می دانست که تلخی های خود را از این واقعیت که او مسئول بود
[ترجمه گوگل]او می دانست که تلخی های خود را از این واقعیت که او مسئول بود
8. Rose stemmed the flow, encouraged the ebb, and he allowed it to be that way.
[ترجمه ترگمان]رز از جریان طغیان کرد، جزر و مد را تشویق کرد و به آن اجازه داد که چنین باشد
[ترجمه گوگل]گل رز را سبب شد، جریان را تشویق کرد، و او اجازه داد که این راه باشد
[ترجمه گوگل]گل رز را سبب شد، جریان را تشویق کرد، و او اجازه داد که این راه باشد
9. Part of Malthus's pessimism stemmed from the conviction that when population increased the price of labor would drop.
[ترجمه ترگمان]بخشی از بدبینی مالتوس از این اعتقاد سرچشمه می گرفت که زمانی که جمعیت افزایش می یافت، قیمت کارگر کاهش می یافت
[ترجمه گوگل]بخشی از بدبینی مالتوس ناشی از این اعتقاد بود که وقتی مردم افزایش قیمت کار را کاهش می دهند
[ترجمه گوگل]بخشی از بدبینی مالتوس ناشی از این اعتقاد بود که وقتی مردم افزایش قیمت کار را کاهش می دهند
10. His initial reluctance stemmed partly from a statement he had made in November 1991 vowing never to accept the post.
[ترجمه ترگمان]بی میلی اولیه او تا حدی ناشی از بیانیه ای بود که او در نوامبر ۱۹۹۱ گرفته بود و عهد کرده بود که هرگز این پست را بپذیرد
[ترجمه گوگل]بی تفاوتی اولیه او ناشی از بیانیه ای بود که او در نوامبر 1991 انجام داد و قول داد هرگز پست را قبول نکرد
[ترجمه گوگل]بی تفاوتی اولیه او ناشی از بیانیه ای بود که او در نوامبر 1991 انجام داد و قول داد هرگز پست را قبول نکرد
11. Crucially, though, failure has stemmed from the harsh way in which some of the more valuable players have been treated.
[ترجمه ترگمان]با این حال، شکست ناشی از روش خشنی است که در آن برخی از بازیکنان با ارزش بیشتری تحت درمان قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]نکته مهم این است که شکست از راه سختی که بعضی از بازیکنان با ارزش تر مورد توجه قرار گرفته است، ناشی شده است
[ترجمه گوگل]نکته مهم این است که شکست از راه سختی که بعضی از بازیکنان با ارزش تر مورد توجه قرار گرفته است، ناشی شده است
12. Another element in the development of unreasonable expectations stemmed from the high commitment of the area training staff to the training program.
[ترجمه ترگمان]عنصر دیگر در توسعه انتظارات غیرمنطقی ناشی از تعهد بالای کارکنان آموزشی منطقه به برنامه آموزشی بود
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از عناصر در توسعه انتظارات نامعقول ناشی از تعهد بالا به کارکنان آموزش منطقه در برنامه آموزشی بود
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از عناصر در توسعه انتظارات نامعقول ناشی از تعهد بالا به کارکنان آموزش منطقه در برنامه آموزشی بود
13. Much of the friction stemmed from a debate about which technology to use.
[ترجمه ترگمان]بیشتر اصطکاک ناشی از بحثی است که در آن تکنولوژی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]بسیاری از اصطکاک ناشی از یک بحث در مورد تکنولوژی استفاده شده است
[ترجمه گوگل]بسیاری از اصطکاک ناشی از یک بحث در مورد تکنولوژی استفاده شده است
14. Nearly all have stemmed from this small, poor village one mile outside the frontier town of Peshawar.
[ترجمه ترگمان]تقریبا همه آن ها از این روستای کوچک و فقیر یک مایل خارج از شهر مرزی پیشاور ریشه گرفته اند
[ترجمه گوگل]تقریبا همه از این روستای کوچک و فقیر یک مایلی در خارج از شهر مرزی پیشاور آورده شده است
[ترجمه گوگل]تقریبا همه از این روستای کوچک و فقیر یک مایلی در خارج از شهر مرزی پیشاور آورده شده است
15. Part of its appeal stemmed from the Tom Bass fountain inset into its wall, a long thin crack in the stone.
[ترجمه ترگمان]قسمتی از جاذبه آن از دهانه فواره تام باس به دیوار آن، شکافی دراز و باریک در سنگ سرچشمه می گرفت
[ترجمه گوگل]بخشی از تجدیدنظر از انتهای چشمه تام بس به دیوار آن، یک کرک نازک در سنگ است
[ترجمه گوگل]بخشی از تجدیدنظر از انتهای چشمه تام بس به دیوار آن، یک کرک نازک در سنگ است
a long-stemmed flower
گل ساقه بلند
Stemmed cherries.
گیلاسهایی که ساقهی آنها را کندهاند.
پیشنهاد کاربران
ریشه گرفته.
نشات گرفته
کلمات دیگر: