کلمه جو
صفحه اصلی

rowed

انگلیسی به فارسی

ردیف، ردیف کردن، پارو زدن، راندن، قرار دادن، بخط کردن


پیشنهاد کاربران

قایقرانی، راندن، به خط کردن

قایقرانی



کلمات دیگر: