کلمه جو
صفحه اصلی

static


معنی : ساکن، راکد، بی حرکت، ایستاده، ایستا، وابسته به اجسام ساکن
معانی دیگر : ناپویا (در برابر: dynamic)، ایستمان، ثابت، در جا، ناجنبا، آرمیده، غیر متحرک، ترازمند، همسنگ، متعادل، (رادیو و تلویزیون) پارازیت (در انگلیسی parasite به معنی "انگل " است)، وابسته به اجسام ساکن
static(al)
ساکن

انگلیسی به فارسی

ایستا، ساکن، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن


ایستا، ساکن


استاتیک، ایستا، ساکن، راکد، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن، بی حرکت


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: without motion; fixed.
متضاد: dynamic, moving
مشابه: still

(2) تعریف: without change; unvarying.
متضاد: dynamic, variable
مشابه: stationary

- a static civilization. (Cf. dynamic.)
[ترجمه ترگمان] یک تمدن ساکن (Cf)dynamic)
[ترجمه گوگل] یک تمدن استاتیک (Cf پویا )

(3) تعریف: of or concerning the electricity accumulated by a charged object such as an insulator.

(4) تعریف: in physics, having effect by means of weight alone, rather than friction and weight.
اسم ( noun )
مشتقات: statically (adv.)
(1) تعریف: the electricity accumulated by a charged object; static electricity.

(2) تعریف: unwanted noise caused by electricity in the atmosphere that interferes with radio reception.
مشابه: noise

• motionless, stationary; unchanging; of or pertaining to static electricity; acting by weight alone (physics)
something that is static does not move or change.
static or static electricity is electricity which is caused by friction and which collects in things such as your body or metal objects.
if there is static on the radio or television, you hear loud crackling noises.

دیکشنری تخصصی

[شیمی] ایستا، ساکن
[سینما] ایستا - هنرهای ایستا - ثابت - ساکن
[عمران و معماری] ایستا - استاتیک - ساکن - ایستابی
[کامپیوتر] ایستا .
[برق و الکترونیک] ایستا، ساکن - استاتیک 1. هیس، تق تق یا صدای تیز ناگهانی دیگری که تمایل به تداخل یا دریافت ف سطح راختی یا اذت برودن از سیگنالها یا صدا های مطلوب را دادر . هنگامی که این صدا در گیرنده ی رادیویی معمولی شنیده می شود . ممکن است به دلیل طوفانهای الکتریکی طبیعی یا عملکرد نادرست دستگاهی در مجاورت گیرنده باشد . صداهای تق تق هنگام گوش دادن به صفحه های گرامافون طولانی شنیده می شوند، که در اثر جذب گرذد و غبار به صفحه در اثر ایجاد بارهای الکتریکی سطحی ناشی اصطکاک در اتاقهای کم رطوبت به وجود می آیند . استاتیک به صورت لکه ها یا جرقه های کوچک سفید ف به نام برفک، روی صفحه تصویر تلویزیون نیز به وجود می آیند . 2. بدون حرکت یا تغییر .
[مهندسی گاز] ساکن
[نساجی] استاتیک - ایستا - ساکن
[ریاضیات] سکونی، ایستایی، استاتیک، ایستا، ساکن، ایست
[پلیمر] ایستا

مترادف و متضاد

ساکن (صفت)
calm, quiet, still, stilly, resting, inert, static, stationary, motionless, quiescent, irenic, waveless

راکد (صفت)
still, resting, dull, inert, static, immovable, stagnant

بی حرکت (صفت)
still, vapid, frozen, otiose, static, stationary, motionless, immobile, unmoved, moveless, stabile

ایستاده (صفت)
perpendicular, static, stand-up

ایستا (صفت)
resting, static, stationary, stagnant

وابسته به اجسام ساکن (صفت)
static

motionless, changeless


Synonyms: at a standstill, constant, deadlocked, fixed, format, gridlocked, immobile, immovable, inactive, inert, latent, passive, rigid, stabile, stable, stagnant, stalled, standing still, stationary, sticky, still, stopped, stuck, unchanging, unfluctuating, unmoving, unvarying


Antonyms: active, changeable, continuous, mobile, moving, variable


جملات نمونه

The feudal society was rather static.

جامعه‌ی فئودال نسبتاً ایستا بود.


The city's population has remained static.

جمعیت شهر ثابت مانده است.


1. a static antiaircraft gun
یک توپ ضد هوایی ثابت (غیر متحرک)

2. a static economy
اقتصاد راکد

3. is the universe static or dynamic?
آیا جهان ناپویا است یا پویا؟

4. the city's population has remained static
جمعیت شهر ثابت مانده است.

5. the feudal society was rather static
جامعه ی فئودال نسبتا ایستا بود.

6. Civilization does not remian static, but changes constantly.
[ترجمه ترگمان]تمدن ایستا نیست، بلکه پیوسته تغییر می کند
[ترجمه گوگل]تمدن نمی تواند ثابت کند، اما به طور مداوم تغییر می کند

7. Oil prices have remained static for the last few months.
[ترجمه ترگمان]قیمت نفت در چند ماه گذشته ثابت مانده است
[ترجمه گوگل]قیمت نفت در چند ماه گذشته ثابت مانده است

8. The locomotive is normally kept on static display in the National Railway Museum.
[ترجمه ترگمان]لوکوموتیو معمولا در موزه ملی راه آهن نگهداری می شود
[ترجمه گوگل]لوکوموتیو معمولا در نمایشگاه ایستا در موزه ملی راه آهن نگهداری می شود

9. The population remained more or less static.
[ترجمه ترگمان]جمعیت بیشتر یا کم تر ساکن مانده بود
[ترجمه گوگل]جمعیت بیشتر یا کمتر ایستا بود

10. Economists predict that house prices will remain static for a long period.
[ترجمه ترگمان]اقتصاددانان پیش بینی می کنند که قیمت خانه برای مدت طولانی ثابت باقی خواهد ماند
[ترجمه گوگل]اقتصاددانان پیش بینی می کنند که قیمت خانه برای یک دوره طولانی باقی خواهد ماند

11. The economy is fairly static at the moment.
[ترجمه ترگمان]اقتصاد در حال حاضر نسبتا ساکن است
[ترجمه گوگل]اقتصاد در حال حاضر نسبتا ثابت است

12. Her hair was full of static.
[ترجمه ترگمان] موهاش پر از پارازیت بوده
[ترجمه گوگل]موهایش پر از استاتیک بود

13. His promotion has caused a lot of static.
[ترجمه ترگمان]ترفیع او باعث آشفتگی زیادی شده است
[ترجمه گوگل]ارتقاء او باعث ایجاد بسیاری از استاتیک شده است

14. Prices on the stock market, which have been static, are now rising again.
[ترجمه ترگمان]قیمت های بازار سهام، که ایستا بوده اند، اکنون دوباره در حال افزایش هستند
[ترجمه گوگل]قیمت ها در بازار سهام، که ثابت شده اند، اکنون افزایش می یابد

15. The number of prosecutions has stayed static and the rate of convictions has fallen.
[ترجمه ترگمان]تعداد تعقیب قضایی ثابت مانده است و میزان محکومیت کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]شمار پیگرد قانونی ثابت مانده است و میزان اعتقادات کاهش یافته است

16. My hair gets full of static when I brush it.
[ترجمه ترگمان]وقتی قلم مو رو مسواک می زنم موهام پر از پارازیت می شه
[ترجمه گوگل]موهای من وقتی که من آن را تمیز می کنم، پر از استاتیک می شود

is the universe static or dynamic?

آیا جهان ناپویا است یا پویا؟


a static economy

اقتصاد راکد


a static antiaircraft gun

یک توپ ضد‌هوایی ثابت (غیرمتحرک)


پیشنهاد کاربران

منفعل

مثال: static thinkers

متفکران منفعل

[پزشکی] :محل

ساکن، پایدار

* کجا میشه منفعل؟؟؟ منفعل میشه dynamic

اون فعال ه که میشه dynamic

ساکن، بدون حرکت

در ورزش
وقتی که عضله بدون اینکه حرکتی در مفضل ایجاد شود، منقبض گردد، انقباض عضله به صورت استاتیک یا ایزو متریک خواهد بود. مثل زمانی که فردی بدون هیچگونه حرکتی از بارفیکس آویزان است.

برفک تلویزیون


کلمات دیگر: