کلمه جو
صفحه اصلی

steam engine


معنی : ماشین بخار، موتور بخار
معانی دیگر : ماشین بخار، موتور بخار

انگلیسی به فارسی

موتور بخار، ماشین بخار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: steam-engine (adj.)
• : تعریف: an engine in which pressurized steam supplies mechanical energy, usu. by moving a piston in a closed cylinder.

• engine using pressurized steam to supply mechanical energy

دیکشنری تخصصی

[شیمی] ماشین بخار
[مهندسی گاز] ماشین بخار

مترادف و متضاد

ماشین بخار (اسم)
engine, steam engine, steamer

موتور بخار (اسم)
steam engine

جملات نمونه

1. This is the shaft of a steam engine.
[ترجمه ترگمان]این محور موتور بخار است
[ترجمه گوگل]این شفت یک موتور بخار است

2. The steam engine was the workhorse of the Industrial Revolution.
[ترجمه ترگمان]موتور بخار نیروی کارا انقلاب صنعتی بود
[ترجمه گوگل]موتور بخار نیروی کار انقلاب صنعتی بود

3. Watt invented the steam engine.
[ترجمه ترگمان]وات موتور بخار را اختراع کرد
[ترجمه گوگل]وات موتور بخار را اختراع کرد

4. Who invented the steam engine?
[ترجمه ترگمان]کی موتور بخار رو اختراع کرده؟
[ترجمه گوگل]چه کسی موتور بخار را اختراع کرد؟

5. This was the first commercially successful steam engine and was used for pumping water out of a mine.
[ترجمه ترگمان]این اولین موتور بخار موفق تجاری بود و برای پمپاژ آب از معدن استفاده شد
[ترجمه گوگل]این نخستین موتور بخار تجاری موفق بود و برای پمپاژ آب از یک معدن استفاده شد

6. Coal for the mill's steam engine was carried up the steep hill on donkeys.
[ترجمه ترگمان]زغال سنگ برای موتور بخار چوب بری، شیب تپه را با الاغ حمل می کرد
[ترجمه گوگل]زغال سنگ برای موتور بخار آسیاب تپه شیب دار بر روی الاغ ها انجام شد

7. More money was invested and a steam engine installed in a purpose-built engine house attached to the main mill.
[ترجمه ترگمان]پول بیشتری سرمایه گذاری شده و یک موتور بخار که در یک خانه موتور ساخته شده با هدف متصل به کارخانه اصلی نصب شده بود
[ترجمه گوگل]پول بیشتر سرمایه گذاری شد و یک موتور بخار در یک خانه ساخته شده از موتور ساخته شده به کارخانه اصلی متصل شد

8. The steam engine was the missing link.
[ترجمه ترگمان]موتور بخار یک حلقه گم شده بود
[ترجمه گوگل]موتور بخار پیوند گم شده بود

9. Like the steam engine, civil service was a valuable breakthrough in its day.
[ترجمه ترگمان]خدمات شهری مانند موتور بخار یک پیشرفت ارزشمند در روز خود بود
[ترجمه گوگل]همانند موتور بخار، خدمات عمرانی در روز خود یک موفقیت ارزشمند بود

10. Among his presents was a toy steam engine, and it quickly became Peter's favourite toy.
[ترجمه ترگمان]یکی از presents موتور بخار اسباب بازی بود و به سرعت تبدیل به اسباب بازی مورد علاقه پیتر شد
[ترجمه گوگل]در میان ارائهش یک موتور بخار اسباب بازی بود و به سرعت اسباب بازی مورد علاقه پیتر بود

11. Bathing huts, a steam engine, cavalry on manoeuvre and beached fishing boats: it must have been lovely.
[ترجمه ترگمان]در زیر سقف، یک موتور بخار، یک موتور بخار، سوار نظام بود و قایق ماهیگیری را کنار کشیده بود
[ترجمه گوگل]کلبه های حمام، یک موتور بخار، قوای مسلح در مانور و قایق های قایق های ماهیگیری باید آن را دوست داشتنی است

12. The whistle blew on the old steam engine.
[ترجمه ترگمان]صدای سوت قطار کهنه بخار به گوش رسید
[ترجمه گوگل]سوت در موتور بخار قدیمی منفجر شد

13. It was the capitalist who gave us the steam engine.
[ترجمه ترگمان]این سرمایه دار بود که موتور بخار را به ما داد
[ترجمه گوگل]سرمایه دار بود که موتور بخار را به ما داد

14. The winding drum is powered by a small steam engine, operating through a worm-wheel and gear.
[ترجمه ترگمان]درام پر پیچ وخم با یک موتور بخار کوچک که از طریق یک چرخ و لوازم جانبی عمل می کند، تامین می شود
[ترجمه گوگل]درام پیچشی توسط یک موتور بخار کوچک طراحی شده که از طریق یک چرخ کرم و دنده عمل می کند

پیشنهاد کاربران

ماشین بخار


کلمات دیگر: