کلمه جو
صفحه اصلی

substrate


معنی : لایه، زیر لایه، سفره، شکل فرعی
معانی دیگر : گوهر مایه، رجوع شود به: substratum

انگلیسی به فارسی

زیر لایه، شکل فرعی


سفره، لایه


لایه، زیر لایه، سفره، شکل فرعی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: see substratum.

(2) تعریف: in biochemistry, a substance affected by enzyme activity.

• substance upon which an enzyme acts (in a biochemical reaction); substratum, layer that lies beneath another

دیکشنری تخصصی

[شیمی] جزء مورد عمل
[عمران و معماری] لایه زیرین - زیر آشکوب
[کامپیوتر] لایه .
[برق و الکترونیک] زیر لایه، زیر بنا - زیر ساخت 1. پولکی که در تولید سیلیسیم، گالیم آرسنید یا نیمرساناهای دیگر، روی آن همه قطعات فعال و غیر فعال ساخته می شوند. 2. درمدار سازی هیبرید، پولک سرامیکی ( مانند آلومین) که همه رساناها روی آن ساخته می شوند و در بعضی از هیبریدها، مقاومتها و خاطنها نیز روی آن ساخته می شوند. 3. پولک شیشه ای در صفحه های نمایش بلوری مایع ( LCD ) که الکترودها روی ان ساخته می شوند. 4. برد مداری که همه قطعات روی آن قرار داده و / یا متصل می شوند، معمولاً ورقه ای از فایبرگلاس اپوکسی ( GFE ) است.
[نساجی] ترکیب اولیه - آماده رنگ شدن - کالایی که رنگ و یا مواد کمکی روی آن عمل می شود - جزء مورد واکنش
[خاک شناسی] لایه زیرین
[پلیمر] سوبسترا، فاز استخراج شده، بستر، زمینه

مترادف و متضاد

لایه (اسم)
stratum, leaf, riband, strand, lamella, layer, pad, substrate, padding, ribband

زیر لایه (اسم)
substratum, substrate, undercoat

سفره (اسم)
table, tablecloth, substrate, table linen

شکل فرعی (اسم)
substrate

جملات نمونه

1. Substrate can consist of fine gravel, aquarium sand or powdered lava.
[ترجمه ترگمان]Substrate می تواند شامل ماسه های نرم، ماسه آکواریوم و یا lava پودر شده باشد
[ترجمه گوگل]بستر می تواند شامل ماسه خوب، ماسه آکواریوم یا گدازه پودری باشد

2. The substrate is a total cDNA library.
[ترجمه ترگمان]زیر لایه یک کتابخانه cDNA کل است
[ترجمه گوگل]بستر یک کتابخانه کامل cDNA است

3. A gravel substrate will also help, using a fine grade to avoid the fry getting stuck.
[ترجمه ترگمان]یک بس تر شنی با استفاده از نمره خوب برای جلوگیری از گیر کردن آتش، کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]بستر ماسه نیز به شما کمک می کند با استفاده از یک درجه خوب برای جلوگیری از گیر کردن سرخ شدن

4. It's also available in a crushed substrate form.
[ترجمه ترگمان]همچنین در شکل زیر لایه شکسته نیز موجود است
[ترجمه گوگل]این نیز در شکل سوبسترا خرد شده است

5. The lizards can then rest on the warm substrate, and seek shelter for the rest of the day.
[ترجمه ترگمان]سپس مارمولک می توانند روی بس تر گرم استراحت کنند و به دنبال سرپناه برای بقیه روز باشند
[ترجمه گوگل]سپس مارمولک ها می توانند روی بستر گرم بمانند و بقیه روز به دنبال سرپناه باشند

6. The substrate may be richer than usual for the genus because this plant grows out of the water.
[ترجمه ترگمان]این لایه ممکن است غنی تر از حد معمول برای جنس باشد، زیرا این گیاه از آب رشد می کند
[ترجمه گوگل]بستر ممکن است غنی تر از معمول برای جنس باشد زیرا این گیاه از آب خارج می شود

7. Substrate was applied to the sections and incubated for 3-5min, resulting in a brown reaction product.
[ترجمه ترگمان]Substrate برای بخش ها اعمال شد و به مدت ۳ تا ۵ دقیقه انکوبه شد، که منجر به یک محصول واکنش قهوه ای شد
[ترجمه گوگل]سوبسترا به بخش ها اعمال شد و به مدت 3 تا 5 دقیقه انکوکسیده شد و در نتیجه یک محصول واکنشی قهوه ای بود

8. It is not easy to find out which substrate molecule is implicated in a particular phenotypic or functional change, if any.
[ترجمه ترگمان]پیدا کردن این که کدام مولکول زیر لایه در یک phenotypic خاص یا تغییر عملکردی دخیل است، آسان نیست
[ترجمه گوگل]معلوم نیست که کدام مولکول سوبسترا در یک تغییر خاص فنوتیپی یا عملکردی دخیل است یا خیر

9. Substrate and coenzyme specific for the enzyme label being used are added.
[ترجمه ترگمان]Substrate و coenzyme برای برچسب آنزیم مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]بطری و کوآنزیم خاص برای برچسب آنزیم مورد استفاده قرار می گیرد

10. The substrate used was an alcohol fixed neutrophil rich preparation with patient sera screened at a dilution of 1:20.
[ترجمه ترگمان]سوبسترا مورد استفاده، یک آماده سازی غنی از الکل با sera بیمار بود که در رقیق شدگی ۱: ۲۰ به نمایش درآمد
[ترجمه گوگل]بستر مورد استفاده، آماده سازی غنی از نیتروفیل نیتروژن با الکل بود و سرم بیماران در رقت 20 دقیقه غربالگری شد

11. The substrate and enzyme form an intermediate compound which is known as the enzyme-substrate complex.
[ترجمه ترگمان]آنزیم و آنزیم یک ترکیب میانی را تشکیل می دهند که به عنوان کمپلکس دهنده آنزیم شناخته می شود
[ترجمه گوگل]بستر و آنزیم یک ترکیب متوسط ​​که به عنوان مجموعه آنزیم سوبسترا شناخته می شود را تشکیل می دهد

12. F Fertiliser substrate Compound mixed with gravel to promote plant growth.
[ترجمه ترگمان]بس تر کود، ترکیب با شن را برای رشد رشد گیاه ترکیب می کند
[ترجمه گوگل]F مخلوط کود مخلوط با ماسه برای ترویج رشد گیاه

13. This experiment was the use of different substrate ratio, its right to explore in vitro Anthurium adndraenum plactics colonization period and the period of growth.
[ترجمه ترگمان]این آزمایش استفاده از نسبت substrate متفاوت، درستی آن برای کشف در دوره colonization adndraenum adndraenum plactics و دوره رشد بود
[ترجمه گوگل]این آزمایش، استفاده از نسبت سایز مختلف، حق بررسی آنزیم های انتروریوم adndraenum placits در دوره in vitro و دوره رشد است

14. Sulphate feeding allows growth of sulphate reducing bacteria which then may inhibit methanogenic bacterial by substrate competition.
[ترجمه ترگمان]تغذیه sulphate اجازه رشد of را می دهد که در آن زمان ممکن است مانع رشد باکتری methanogenic توسط رقابت سوبسترا شود
[ترجمه گوگل]تغذیه سولفات به رشد باکتری های کاهش دهنده سولفات اجازه می دهد که باکتری های متانوژنیک را با رقابت سوبسترا مهار کنند

پیشنهاد کاربران

بستر

لایه

سوبسترا

زیر لایه

سطح

ماده واکنش دهنده با پروتئین ( زیست شناسی )

پیش ماده

درونمایه
گوهر وجودی

substrate ( مهندسی محیط زیست و انرژی )
واژه مصوب: رشدمایه
تعریف: هر ماده ای که نیاز غذایی و بستر زیستِ ریزاندامگان ها را فراهم کند


کلمات دیگر: