کلمه جو
صفحه اصلی

spherical


معنی : مدور، مستدیر، کروی، گوی مانند
معانی دیگر : به شکل کره، کره دیس، گوی سان، وابسته به ستارگان یا سیارات، (نجوم قدیم - ستاره خوانی) مدار اجرام سماوی به دور زمین (spheric هم می گویند)

انگلیسی به فارسی

کروی، گوی مانند


کروی


کروی، مدور، گوی مانند، مستدیر


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: spheric (adj.), spherically (adv.), sphericality (n.)
(1) تعریف: having or nearly having the shape of a sphere; rounded; globular.
مشابه: global, round

(2) تعریف: of or concerning a sphere, or formed on the surface of a sphere, as a geometric figure.

(3) تعریف: of or concerning heavenly bodies, esp. as considered to influence human nature and events.

• shaped like a sphere, globular; of or pertaining to a sphere; of or pertaining to a celestial body
something that is spherical is shaped like a sphere.

دیکشنری تخصصی

[شیمی] کروی
[برق و الکترونیک] کروی
[فوتبال] گرد-کروی
[ریاضیات] کروی

مترادف و متضاد

مدور (صفت)
round, circular, spherical, roundish, orbicular, terete

مستدیر (صفت)
rounded, circular, spherical, orbicular

کروی (صفت)
spherical, orbicular, global, globular, spheral

گوی مانند (صفت)
spherical, globular

جملات نمونه

1. a spherical surface
سطح کروی

2. He studies spherical geometry.
[ترجمه ترگمان]او هندسه کروی را مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]او هندسه کروی را مطالعه می کند

3. The Earth is not perfectly spherical.
[ترجمه ترگمان]زمین کاملا کروی نیست
[ترجمه گوگل]زمین کاملا کروی نیست

4. Figure 1 shows one two-dimensional surface, a spherical surface; and Fig. 2 shows another, a cylindrical surface.
[ترجمه ترگمان]شکل ۱ یک سطح دو بعدی، یک سطح کروی را نشان می دهد؛ و شکل ۲ یک سطح استوانه ای دیگر را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]شکل 1 یک سطح دو بعدی، یک سطح کروی را نشان می دهد و شکل 2 یکی دیگر از سطوح استوانه ای را نشان می دهد

5. We specialize to the case of a spherical surface whose cross-section is shown in Fig.
[ترجمه ترگمان]ما در مورد سطح یک سطح کروی که سطح مقطع آن در شکل شکل نشان داده شده است، تخصص داریم
[ترجمه گوگل]ما در مورد یک سطح کروی که مقطع آن در شکل نشان داده شده است، متخصص است

6. My contribution is using perfectly spherical surfaces, adding the rim but retaining the outside spherical surface.
[ترجمه ترگمان]سهم من از سطوح کاملا کروی استفاده می کند، و لبه را اضافه می کند، اما سطح خارجی بیرون را نگه داشته است
[ترجمه گوگل]مشارکت من با استفاده از سطوح کاملا کروی است، اضافه کردن لبه اما حفظ سطح کروی خارج

7. How did these rings fit into a spherical universe?
[ترجمه ترگمان]این حلقه ها چطور به یک دنیای کروی وارد شدند؟
[ترجمه گوگل]چطور این حلقه ها به یک جهان کروی متصل شد؟

8. La Geode, in Paris, is a unique spherical building with a cinema inside.
[ترجمه ترگمان]La Geode، در پاریس، یک ساختمان کروی منحصر به فرد با یک سینما در داخل است
[ترجمه گوگل]لا Geode، در پاریس، یک ساختمان کروی منحصر به فرد با سینما در داخل است

9. The earth is not quite spherical, because it is slightly flat at the poles.
[ترجمه ترگمان]زمین کاملا کروی نیست، چون در قطب ها کمی صاف است
[ترجمه گوگل]زمین کاملا کروی نیست، زیرا در قطب ها کمی صاف است

10. In the case of a two-dimensional spherical surface it would simply reproduce the sphere.
[ترجمه ترگمان]در حالتی که یک سطح کروی دو بعدی، کره را تولید می کند
[ترجمه گوگل]در مورد یک سطح کروی دو بعدی، این کره را به سادگی تولید می کند

11. The ovum is roughly spherical or slightly egg-shaped.
[ترجمه ترگمان]The تقریبا کروی یا کمی تخم مرغی شکل است
[ترجمه گوگل]تخمک تقریبا کروی یا کمی شکل تخم مرغ است

12. The spherical pressure hull formed the head of a flimsy, arrow-shaped structure more than a hundred yards long.
[ترجمه ترگمان]بدنه فشاری کروی، شکل یک سازه به شکل پیکان را تشکیل می داد که بیش از صد یارد طول داشت
[ترجمه گوگل]بدنه کروی شکل سر یک ساختار شل و ول، که بیش از یک صد متری طول دارد، تشکیل شده است

13. This absorption band comes from the spherical geometry of the particles and the particular optical properties of the gold.
[ترجمه ترگمان]این باند جذبی از هندسه کروی ذرات و خواص نوری ویژه ای از طلاست
[ترجمه گوگل]این گروه جذب می آید از هندسه کروی ذرات و خواص اپتیکی خاص طلا

14. In practice natural sediments are rarely composed of spherical grains, and most contain assemblages of many shapes.
[ترجمه ترگمان]در عمل رسوبات طبیعی به ندرت از دانه های کروی تشکیل شده اند و اغلب دارای پیوستگی انواع بسیاری هستند
[ترجمه گوگل]در عمل، رسوبات طبیعی به ندرت از دانه های کروی تشکیل شده و اغلب شامل مجموعه های بسیاری از اشکال هستند

15. Such inconsistencies make it impossible to cover a spherical surface using Cartesian coordinates.
[ترجمه ترگمان]چنین inconsistencies امکان پوشش سطح کروی با استفاده از مختصات دکارتی را غیر ممکن می سازند
[ترجمه گوگل]چنین ناسازگاری باعث می شود که سطح کروی با استفاده از مختصات دکارتی پوشش داده شود

پیشنهاد کاربران

استریونت

در مهندسی زمین شناسی، معد و عمران به معنی استریونت می باشد.

کروی
The Earth is spherical in shape
زمین از نظر شکل کروی است


کلمات دیگر: