قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی
superimposable
قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی
انگلیسی به فارسی
قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی
قابل تحمل
دیکشنری تخصصی
[شیمی] انطباق پذیر
کلمات دیگر:
قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی
قابل تحمل