کلمه جو
صفحه اصلی

steady state


(فیزیک - ارتباطات) حالت ثابت، ایستاروند، ایستانه ی پایا، پایا روند، حالت دائمی

انگلیسی به فارسی

حالت دائمی


دیکشنری تخصصی

[حسابداری] حالت ثبات(دائمی)
[شیمی] حالت پایا
[عمران و معماری] حالت ماندگار - حالت پایدار - حالت دایمی - حالت دایم - حالت پابرجا
[برق و الکترونیک] حالت ماندگار شرایطی که مقادیر مدار در آن، پس از حالتهای گذرای اولیه یا سپری شدن شرایط افت و خیز، ثابت باقی می ماند. - حالت ماندگار
[زمین شناسی] وضعیت پایا
[نساجی] حالت یکنواخت - حالت پایدار
[ریاضیات] حالت پابرجا، حالت یکنواختی، وضعیت ثابت، حالت دایم، حالت پایا، حالت پایدار، حالت یکنواخت، یکسان، حالت مانا
[پلیمر] حالت پایا
[آمار] وضعیت پایا
[آب و خاک] وضعیت ماندگار، حالت پایا

جملات نمونه

1. Instead play is converging to a negative steady state.
[ترجمه ترگمان]در عوض، بازی به یک حالت پایدار منفی همگرا است
[ترجمه گوگل]در عوض، بازی همگرا به حالت ثابت منفی است

2. In a word, a steady state system is lively, even truly alive, like a Darwinian universe.
[ترجمه ترگمان]در یک کلمه، یک سیستم حالت پایدار زنده است، حتی واقعا زنده، مانند یک جهان داروینی
[ترجمه گوگل]به یک کلام، یک سیستم دولتی پایدار، پر جنب و جوش، حتی زنده است، مانند جهان داروین

3. One was the so-called steady state theory.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها به اصطلاح تیوری حالت پایدار بود
[ترجمه گوگل]یک نظریه به اصطلاح ثابت حالت بود

4. It is important to measure serum levels at steady state after each change of dose.
[ترجمه ترگمان]اندازه گیری سطوح سرم در حالت ثابت بعد از هر تغییر دوز مهم است
[ترجمه گوگل]پس از هر تغییر دوز، مهم است که سطح سرمی را در حالت پایدار اندازه گیری کنید

5. These results on the local stability of the steady state can be related directly to the existence of periodic solutions.
[ترجمه ترگمان]این نتایج بر پایداری محلی حالت پایدار را می توان به طور مستقیم به وجود راه حل های دوره ای ربط داد
[ترجمه گوگل]این نتایج در مورد ثبات موضعی حالت پایدار می تواند به طور مستقیم به وجود راه حل های دوره ای مرتبط باشد

6. The steady state theory therefore had to be abandoned.
[ترجمه ترگمان]بنابراین نظریه حالت پایدار باید رها شود
[ترجمه گوگل]بنابراین نظریه حالت پایدار باید رها شود

7. First[Sentence dictionary], fluoridation will raise the average steady state or plateau level of ionic fluoride in the blood throughout the total population.
[ترجمه ترگمان]اول [ فرهنگ لغت نامه ]، fluoridation میانگین حالت ثابت یا سطح plateau فلورید یونی را در خون کل جمعیت افزایش خواهد داد
[ترجمه گوگل]در ابتدا [Dictionary dictionary sentence]، فلوراید به طور متوسط ​​سطح پایدار یا فلوتاسیون فلوراید یونی در خون را در کل جمعیت افزایش می دهد

8. Ecotopians develop steady state systems and technologies.
[ترجمه ترگمان]Ecotopians سیستم ها و تکنولوژی های حالت پایدار را توسعه می دهند
[ترجمه گوگل]Ecotopians توسعه سیستم های دولتی و فن آوری است

9. This produces a steady state in which any stimulatory or inhibitory effects can be measured.
[ترجمه ترگمان]این حالت یک حالت پایدار تولید می کند که در آن هر گونه اثر stimulatory یا مهاری را می توان اندازه گیری کرد
[ترجمه گوگل]این باعث ایجاد حالت پایدار می شود که در آن هرگونه اثرات تحریک کننده یا مهار کننده می تواند اندازه گیری شود

10. In this sense the steady state may be a poor approximation, and we should study the full equilibrium path.
[ترجمه ترگمان]در این حالت، حالت پایدار ممکن است تقریب خوبی باشد و ما باید مسیر تعادل کامل را مطالعه کنیم
[ترجمه گوگل]در این حالت حالت پایدار ممکن است تقریبی ضعیف باشد و ما باید مسیر تعادل کامل را مطالعه کنیم

11. Either explanation contradicted the predictions of the steady state theory.
[ترجمه ترگمان]هر توضیحی در تناقض با پیش بینی های تئوری حالت پایدار است
[ترجمه گوگل]هر یک از این توضیحات با پیشبینی نظریه حالت پایدار تناقض دارد

12. The Steady State Theory floundered on for a few more years, being continually revised, but eventually its three proponents conceded defeat.
[ترجمه ترگمان]نظریه دولت ثابت برای چند سال دیگر، که پیوسته مورد تجدید نظر قرار می گرفت، به کار خود ادامه داد، اما در نهایت این سه طرفدار شکست را تایید کردند
[ترجمه گوگل]نظریه حالت پایدار برای چند سال دیگر به طور مداوم بازنگری شد، اما در نهایت سه طرفدار آن شکست را پذیرفتند

13. Whether such a steady state is locally stable depends on the assumptions made concerning expectations.
[ترجمه ترگمان]چه این حالت پایدار به طور محلی پایدار باشد بستگی به فرضیات ایجاد شده در مورد انتظارات دارد
[ترجمه گوگل]این که آیا چنین وضعیت پایدار به طور محلی پایدار است، بستگی به مفروضات مربوط به انتظارات دارد

14. Steady state describes the condition in which the rate of drug elimination equals the rate of input into the body.
[ترجمه ترگمان]حالت پایدار شرایطی را توصیف می کند که در آن نرخ حذف دارو برابر با نرخ ورودی در بدن است
[ترجمه گوگل]وضعیت ثابت وضعیتی را توصیف می کند که در آن میزان حذف مواد مخدر به میزان ورودی به بدن برابر است

15. There was no reasonable mechanism in the steady state theory to generate microwaves with such a spectrum.
[ترجمه ترگمان]هیچ مکانیسم منطقی ای در تیوری حالت پایدار برای تولید microwaves با چنین طیفی وجود نداشت
[ترجمه گوگل]هیچ مکانی منطقی در نظریه حالت پایدار برای تولید مایعات با چنین طیف وجود نداشت

پیشنهاد کاربران

steady state ( شیمی )
واژه مصوب: حالت پایا
تعریف: حالت سامانه‏ای که وضعیت آن در طول زمان تغییر نکند


کلمات دیگر: