کلمه جو
صفحه اصلی

stylishly

انگلیسی به فارسی

شیک


انگلیسی به انگلیسی

• in a fashionably elegant manner, with chic, modishly

جملات نمونه

1. His clothes were artfully arranged to look stylishly casual.
[ترجمه ترگمان]لباس های او به طرز عجیبی مرتب و منظم به نظر می رسید، و خیلی عادی به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]لباس هایش به طرز شگفت انگیزی تنظیم شده بود تا به ظاهر ظریفانه نگاه کند

2. Her hair was stylishly cut into a bob.
[ترجمه ترگمان]باری hair موهایش را به صورت یک باب می برید
[ترجمه گوگل]موهایش به طرز شگفت انگیزی به یک بب بریده شد

3. His hair was blond streaked, stylishly short at the back but with swinging forelocks.
[ترجمه ترگمان]موهایش بور و streaked بود، اما stylishly که به عقب می چرخید اما با forelocks که تاب می خورد short می شد
[ترجمه گوگل]موهایش بور بور بود، به آرامی کوتاه در پشت، اما با لگن چرخان

4. It has been very stylishly furnished by Cliff and Barry with great attention to detail.
[ترجمه ترگمان]خیلی ساده است که کلیف و بری با توجه فراوان به جزئیات آن توجه کرده اند
[ترجمه گوگل]با کلیف و بری با توجه به جزئیات بسیار شیک شده است

5. Despite his militant crew cut, Bellows looks stylishly moody and vulnerable, and Sheridan could pass for a vanilla float.
[ترجمه ترگمان]با وجود اینکه جاشو ان جی او قطع شدند، Bellows به نظر غمگین و آسیب پذیر به نظر می رسد، و شریدن می توانست از یک شناور وانیل عبور کند
[ترجمه گوگل]بلوز به رغم خدمه خشونتآمیز ستیزه جویی، به نظر می رسد شیک و خشن و آسیب پذیر است، و شریدان می تواند برای شناور وانیلی عبور کند

6. All stylishly embossed with your club's emblem.
[ترجمه ترگمان]All باری که این علامت را نشان می داد، روی آن نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]همه با نماد باشگاه خود به طور قهرمانان برجسته شده است

7. Rice dresses immaculately and stylishly at all times, on the field and off.
[ترجمه ترگمان]لباس های رایس در تمام زمان ها، در میدان و خارج از زمین، تمیز و تمیز می شوند
[ترجمه گوگل]لباس های برنج همیشه بی نظیر و شیک می شوند، در حیاط و بیرون

8. All stylishly embossed with your club's emblem. What's more, each item carries an equally attractive price tag.
[ترجمه ترگمان]تمامی stylishly که با نماد باشگاه شما بازی می کنند در هر مورد، هر آیتم یک برچسب قیمت جذاب به همان اندازه جذاب دارد
[ترجمه گوگل]همه با نماد باشگاه خود به طور قهرمانان برجسته شده است علاوه بر این، هر آیتم با قیمت مناسب همان قیمت را جذب می کند

9. She is dressed stylishly in a short - sleeved, button front jacket with a matching skirt.
[ترجمه ترگمان]او یک پیراهن آستین کوتاه با یک بلوز آستین کوتاه پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او در یک کت آستین کوتاه کت و شلوار با یک دامن تطبیق شیک شده است

10. John lived in a stylishly shambolic artist's studio.
[ترجمه ترگمان]جان در استودیوی stylishly s زندگی می کرد
[ترجمه گوگل]جان جان یک استودیوی هنرمند شامبلی داشت

11. Her partner is stylishly dressed as well in dark denim, leather shoes and a purple v neck sweater layered over a white tee.
[ترجمه ترگمان]شریک او stylishly با لباس جین تیره، کفش های چرمی و یک بلوز یقه v بنفش پوشیده شده بر روی یک tee سفید است
[ترجمه گوگل]همسرش به طرز شیک و با لباس های جین تیره، کفش های چرمی و ژاکت ارغوانی و گردن با لایه ای بیش از یک دایره سفید پوشیده شده است

12. New drinks and snacks in stylishly cute packages emanate healthy vibes from convenience - store shelves.
[ترجمه ترگمان]نوشیدنی های جدید و اسنک در بسته های نمک stylishly از vibes سالم ناشی از قفسه های فروش معاف می شوند
[ترجمه گوگل]نوشیدنی های جدید و تنقلات در بسته های زیبا و بی نظیر، باعث می شود که ویجت های سالم از راحتی - قفسه های فروشگاه

13. Her stylishly short auburn hair was streaked naturally with gray.
[ترجمه ترگمان]موهایش بور و بور بود موهایش بور و بور بود
[ترجمه گوگل]موهای طلایی شیک و کوتاه او به طور طبیعی با خاکستری خیس شد

14. Mountain stylishly type restrictions Lingguan Dian is built on the rock Xiao - shi Dian.
[ترجمه ترگمان]restrictions کوه stylishly در کوه Dian با Xiao shi ساخته شده است
[ترجمه گوگل]محدودیت های سبک نوعی کوهستانی Lingguan Dian بر روی سنگ Xiao - شیعه Dian ساخته شده است

15. A school of surgeonfish swims stylishly across the shirt.
[ترجمه ترگمان]یک مدرسه of شنا کنان روی پیراهن شنا می کند
[ترجمه گوگل]یک مدرسه جراح شنا به طور شیک در سراسر پیراهن شنا می کند

پیشنهاد کاربران

شکیل ، شیک ، خوش استایل


کلمات دیگر: