• unemployment caused by changes in industry techniques (automation, abandoning a certain production method, etc.) that results in a decreased demand for employees (economics)
structural unemployment
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. It is the rate of frictional and structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]این نرخ بیکاری اصطکاکی و ساختاری است
[ترجمه گوگل]این نرخ بیکاری اصطکاک و ساختاری است
[ترجمه گوگل]این نرخ بیکاری اصطکاک و ساختاری است
2. This may be the cause of semi-permanent structural unemployment, aggravated perhaps by excessively cautious government policies.
[ترجمه ترگمان]این ممکن است علت بیکاری ساختاری دائمی باشد که احتمالا با سیاست های محتاطانه دولت تشدید شده است
[ترجمه گوگل]این ممکن است علت بیکاری ساختاری نیمه دائمی باشد که احتمالا توسط سیاست های دولت بسیار محتاطانه تشدید می شود
[ترجمه گوگل]این ممکن است علت بیکاری ساختاری نیمه دائمی باشد که احتمالا توسط سیاست های دولت بسیار محتاطانه تشدید می شود
3. Structural Unemployment will be an main pattern of une mployment after our country entering WTO.
[ترجمه ترگمان]نرخ بیکاری ساختاری الگوی اصلی of پس از ورود کشور ما به سازمان تجارت جهانی خواهد بود
[ترجمه گوگل]بیکاری ساختاری، پس از ورود کشور ما به سازمان تجارت جهانی، یک الگوی اصلی استقرار است
[ترجمه گوگل]بیکاری ساختاری، پس از ورود کشور ما به سازمان تجارت جهانی، یک الگوی اصلی استقرار است
4. There are three types of graduate unemployment: structural unemployment, frictional unemployment and voluntary unemployment.
[ترجمه ترگمان]سه نوع بیکاری فارغ التحصیلان وجود دارد: بیکاری ساختاری، بیکاری اصطکاکی و بیکاری داوطلبانه
[ترجمه گوگل]سه نوع بیکاری ساختاری بیکاری فارغ التحصیل، بیکاری اصطکاکی و بیکاری داوطلبانه وجود دارد
[ترجمه گوگل]سه نوع بیکاری ساختاری بیکاری فارغ التحصیل، بیکاری اصطکاکی و بیکاری داوطلبانه وجود دارد
5. Structural unemployment rate is on the rise with China's economic reform.
[ترجمه ترگمان]نرخ بیکاری ساختاری در حال افزایش با اصلاحات اقتصادی چین است
[ترجمه گوگل]نرخ بیکاری ساختاری با اصلاحات اقتصادی چین رو به رو است
[ترجمه گوگل]نرخ بیکاری ساختاری با اصلاحات اقتصادی چین رو به رو است
6. Therefore, the research of the problem of structural unemployment has strong realistic meaning and urgency.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، تحقیق در مورد مساله بیکاری ساختاری دارای معنای واقعی و فوریت شدید است
[ترجمه گوگل]بنابراین، تحقیق در مورد مسئله بیکاری ساختاری، معنای واقعگرایانه و فوری دارد
[ترجمه گوگل]بنابراین، تحقیق در مورد مسئله بیکاری ساختاری، معنای واقعگرایانه و فوری دارد
7. Structural Unemployment - Unemployment due to a mismatch between workers'skills and firms'needs.
[ترجمه ترگمان]بیکاری ساختاری - بیکاری به دلیل عدم تطابق میان مهارت ها و نیازهای کارگران است
[ترجمه گوگل]بیکاری ساختاری - بیکاری ناشی از ناسازگاری بین مهارت های کارگری و نیازهای شرکت ها
[ترجمه گوگل]بیکاری ساختاری - بیکاری ناشی از ناسازگاری بین مهارت های کارگری و نیازهای شرکت ها
8. In recent years, a great deal of emphasis has been placed on technological progress as a cause of structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]در سال های اخیر، تاکید زیادی بر پیشرفت فن آوری به عنوان علت بیکاری ساختاری گذاشته شده است
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر، تاکید زیادی بر پیشرفت تکنولوژی به عنوان علت بیکاری ساختاری گذاشته شده است
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر، تاکید زیادی بر پیشرفت تکنولوژی به عنوان علت بیکاری ساختاری گذاشته شده است
9. Initially there was a response from some critics asserting that this would lead to structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]در ابتدا پاسخی از برخی منتقدان وجودداشت که این امر منجر به بیکاری ساختاری می شود
[ترجمه گوگل]در ابتدا، برخی از منتقدان پاسخ دادند که این امر منجر به بیکاری ساختاری خواهد شد
[ترجمه گوگل]در ابتدا، برخی از منتقدان پاسخ دادند که این امر منجر به بیکاری ساختاری خواهد شد
10. From the point of view of demand management, therefore, frictional and structural unemployment is an irreducible minimum unemployment rate.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، از دیدگاه مدیریت تقاضا، نرخ بیکاری اصطکاکی و ساختاری یک کاهش ناچیز در نرخ بیکاری است
[ترجمه گوگل]از اینرو، از نظر مدیریت تقاضا، بیکاری اصطکاکی و ساختاری، حداقل نرخ بیکاری نامناسب است
[ترجمه گوگل]از اینرو، از نظر مدیریت تقاضا، بیکاری اصطکاکی و ساختاری، حداقل نرخ بیکاری نامناسب است
11. It will be argued subsequently that the present forms of science and technology will in any case give rise to structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]در پی آن بحث خواهد شد که اشکال کنونی علم و فن آوری در هر مورد منجر به افزایش بیکاری ساختاری خواهد شد
[ترجمه گوگل]سپس بحث خواهد شد که اشکال کنونی علم و فناوری در هر صورت باعث ایجاد بیکاری ساختاری خواهد شد
[ترجمه گوگل]سپس بحث خواهد شد که اشکال کنونی علم و فناوری در هر صورت باعث ایجاد بیکاری ساختاری خواهد شد
12. At the same time, Taiwan's unemployment rate is also structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]در عین حال نرخ بیکاری در تایوان نیز نرخ بیکاری ساختاری است
[ترجمه گوگل]در همان زمان، نرخ بیکاری تایوان نیز بیکاری ساختاری است
[ترجمه گوگل]در همان زمان، نرخ بیکاری تایوان نیز بیکاری ساختاری است
13. The progress in the transfer of surplus rural labor to bring positive effects will have a negative impact- structural unemployment and raise many new requirements to meet the industrial conversion.
[ترجمه ترگمان]پیشرفت در انتقال نیروی کار روستایی اضافی برای آوردن اثرات مثبت می تواند اثر منفی داشته باشد - بیکاری ساختاری و افزایش بسیاری از الزامات جدید برای برآورده کردن تبدیل صنعتی
[ترجمه گوگل]پیشرفت در انتقال کار مازاد روستایی به منظور اثبات مثبت، بیکاری منفی و ساختاری بخصوصی را ایجاد خواهد کرد و بسیاری از الزامات جدید را برای تحقق تبدیل صنعتی ایجاد خواهد کرد
[ترجمه گوگل]پیشرفت در انتقال کار مازاد روستایی به منظور اثبات مثبت، بیکاری منفی و ساختاری بخصوصی را ایجاد خواهد کرد و بسیاری از الزامات جدید را برای تحقق تبدیل صنعتی ایجاد خواهد کرد
14. The protective policy of labor market and the wage rigidity are the key factors of the concomitance of full employment and structural unemployment.
[ترجمه ترگمان]سیاست حفاظتی بازار کار و انعطاف ناپذیری دست مزد، عوامل کلیدی تعیین کننده بیکاری کامل و بیکاری ساختاری هستند
[ترجمه گوگل]سیاست حفاظتی بازار کار و استحکام دستمزدها عوامل کلیدی هم افزایی اشتغال کامل و بیکاری ساختاری هستند
[ترجمه گوگل]سیاست حفاظتی بازار کار و استحکام دستمزدها عوامل کلیدی هم افزایی اشتغال کامل و بیکاری ساختاری هستند
پیشنهاد کاربران
بیکاری ساختاری
کلمات دیگر: