کلمه جو
صفحه اصلی

stunk


زمان گذشته و اسم مفعول : stink، اسم مفعول وزمان گذشته فعل stink

انگلیسی به فارسی

زمان گذشته ساده فعل Stink


قسمت سوم فعل Stink


انگلیسی به انگلیسی

( verb )
• : تعریف: a past tense and past participle of stink.

• stunk is the past participle of stink.

Simple Past: stunk, Past Participle: stunk


جملات نمونه

1. The meat has stunk.
[ترجمه ترگمان]گوشت فاسد شده است
[ترجمه گوگل]گوشت خسته شده است

2. His wife was stunk out of the room.
[ترجمه ترگمان]زنش از اتاق خارج شده بود
[ترجمه گوگل]همسرش از اتاق خارج شد

3. He has much money with which he stunk.
[ترجمه ترگمان] اون پول زیادی داره که بوی گند میده
[ترجمه گوگل]او پول زیادی دارد که او را خفه کرده است

4. His reputation stunk for obscenities to a maiden.
[ترجمه ترگمان]شهرتش به خاطر توهین به یک دختر بود
[ترجمه گوگل]اعتبار او برای خجالت زدن به یک پسران خجالتی است

5. I've stunk with fish.
[ترجمه ترگمان] من پر از ماهی بودم
[ترجمه گوگل]من با ماهی خسته شدم

6. The coaches stunk of coal smoke and rationed tobacco and rationed booze and the farts of people eating wartime food.
[ترجمه ترگمان]کالسکه ها از دود زغال سنگ استفاده می کردند و تنباکو و مشروب جیره بندی شده و کاره ای مربوط به خوردن غذا در زمان جنگ را ادامه می دادند
[ترجمه گوگل]مربیان از دود زغال سنگ و توتون و تنباکو رنج می برند و از خوردن غذاهای جنگی لذت می برند

7. That's what I did and it stunk to high heaven.
[ترجمه ترگمان]این کاری بود که من کردم و به بهشت رفت
[ترجمه گوگل]این چیزی است که من انجام دادم و آن را به بهشت ​​بالا نیاوردم

8. Those rotten eggs have stunk the place.
[ترجمه ترگمان] اون تخم مرغ های گندیده از خونه رفته بیرون
[ترجمه گوگل]این تخم مرغ های فاسد محل را خنثی کرده اند

9. The letters dripped and stunk thrillingly.
[ترجمه ترگمان]حروف روی کاغذ می چکید و بوی thrillingly می داد
[ترجمه گوگل]نامه ها به طرز وحشتناکی افتاد

10. It had stunk for several days, and at first I'd thought I was imagining the fishy odor, but it had become more pronounced.
[ترجمه ترگمان]چندین روز بود که هوا به هوا رفته بود، و ابتدا فکر می کردم که بوی ماهی را تصور می کنم، اما صدایش بیشتر شده بود
[ترجمه گوگل]برای چند روز خفه شده بود، و در ابتدا فکر کردم تصور بوی ماهی را داشتم، اما بیشتر شدید شده بود

11. And three, well, you know, the Lakers stunk .
[ترجمه ترگمان] و سه تا، خب، میدونی، تیم لیکرز stunk رفت
[ترجمه گوگل]و سه، خوب، شما می دانید، لیکرز خسته شده است

12. Always stunk at video games?
[ترجمه ترگمان]همیشه در بازی های ویدیویی بازی کنید؟
[ترجمه گوگل]همیشه در بازی های ویدئویی خسته شده اید؟

13. Other nomes never came in, because it was drafty and stunk unpleasantly.
[ترجمه ترگمان]بقیه nomes هیچ وقت داخل نمی شدند، چون سرد بود و به طور ناخوشایندی stunk شده بود
[ترجمه گوگل]دیگر نومزها هرگز وارد نشدند، زیرا آن را ناخوشایند بود

14. Oh, and did we mention the damn stuff looked awful, stunk and tasted lousy?
[ترجمه ترگمان]اوه، و ما اشاره کردیم که اون چیزای لعنتی وحشتناک به نظر میومد و مزه بدی می داد و مزه بدی می داد؟
[ترجمه گوگل]آه، آیا ما ذکر کردیم که چیزهای لعنتی وحشتناک، خجالت زده و خوشمزه است؟


کلمات دیگر: