پیراشکی (دارای پنیر یا مربای سیب و غیره)، استرودل، ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
strudel
پیراشکی (دارای پنیر یا مربای سیب و غیره)، استرودل، ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
انگلیسی به فارسی
ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای آن شیرینی باشد
استرولد
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a pastry made of very thin sheets of dough baked in long rolls that are filled with fruit, nuts, cheese, or vegetables.
• pastry with a fruit or cheese filling (german); spoken common name for the 'commercial at' sign, @ (computers)
جملات نمونه
1. I eat all the apple strudel.
[ترجمه ترگمان]من همه the \"strudel\" رو می خورم
[ترجمه گوگل]من تمام شربت سیب می خورم
[ترجمه گوگل]من تمام شربت سیب می خورم
2. Maybe it should drop the bratwurst and strudel and serve junk food.
[ترجمه ترگمان]شاید این کار باید the و strudel را رها کرده و غذاهای کم ارزش را سرو کند
[ترجمه گوگل]شاید آن را براتوورست و استرولد بریزند و غذای ناخواسته را خدمت کنند
[ترجمه گوگل]شاید آن را براتوورست و استرولد بریزند و غذای ناخواسته را خدمت کنند
3. Kennett Square mushroom strudel with white truffle cream sauce.
[ترجمه ترگمان]قارچ Kennett، strudel با سس قارچ سفید
[ترجمه گوگل]خیود خیود خیود خیار با سس کرم تروفل سفید
[ترجمه گوگل]خیود خیود خیود خیار با سس کرم تروفل سفید
4. There is choice of desserts which may include home-made ice-cream, strudel or cheesecake. Vegetarian diets are catered for.
[ترجمه ترگمان]انواع دسرها نیز وجود دارند که ممکن است شامل بستنی خانگی، strudel و یا cheesecake باشند رژیم غذایی گیاهی برآورده می شود
[ترجمه گوگل]انتخابی دسر وجود دارد که ممکن است شامل بستنی ساخته شده در خانه، استرولد یا پنیر کیک باشد رژیم های گیاهی برای غذا آماده می شوند
[ترجمه گوگل]انتخابی دسر وجود دارد که ممکن است شامل بستنی ساخته شده در خانه، استرولد یا پنیر کیک باشد رژیم های گیاهی برای غذا آماده می شوند
5. There is choice of desserts which may include home-made ice-cream, strudel or cheesecake.
[ترجمه ترگمان]انواع دسرها نیز وجود دارند که ممکن است شامل بستنی خانگی، strudel و یا cheesecake باشند
[ترجمه گوگل]انتخابی دسر وجود دارد که ممکن است شامل بستنی ساخته شده در خانه، استرولد یا پنیر کیک باشد
[ترجمه گوگل]انتخابی دسر وجود دارد که ممکن است شامل بستنی ساخته شده در خانه، استرولد یا پنیر کیک باشد
6. A leisurely afternoon, inviting some friends, sitting outdoor, drinking fragrant coffee and eating sweet and sour apple strudel, you feel like being in a small town in Europe.
[ترجمه ترگمان]بعد از ظهر با فراغت، برخی از دوستان را دعوت به نشستن در فضای باز، نوشیدن قهوه مطبوع و خوردن سیب شیرین و ترش کرده، احساس می کنید که در یک شهر کوچک در اروپا هستید
[ترجمه گوگل]بعد از ظهر فراغت، با دعوت از دوستان، نشستن در فضای باز، نوشیدن قهوه معطر و خوردن شربت سیب شیرین و ترش، شما احساس می کنید که در یک شهر کوچک در اروپا زندگی می کنید
[ترجمه گوگل]بعد از ظهر فراغت، با دعوت از دوستان، نشستن در فضای باز، نوشیدن قهوه معطر و خوردن شربت سیب شیرین و ترش، شما احساس می کنید که در یک شهر کوچک در اروپا زندگی می کنید
7. Filo (or phyllo) dough comes in fresh or frozen paper-thin layers and is similar to strudel pastry.
[ترجمه ترگمان]خمیر filo (یا phyllo)خمیر کاغذ نازک یا منجمد است و شبیه به pastry strudel است
[ترجمه گوگل]خمیر فیلو (یا فیولو) در لایه های نازک کاغذی تازه یا یخ زده قرار می گیرد و شبیه شیرینی استرداد است
[ترجمه گوگل]خمیر فیلو (یا فیولو) در لایه های نازک کاغذی تازه یا یخ زده قرار می گیرد و شبیه شیرینی استرداد است
8. But in Eppelheim the bench has been a sufficient solution for all parties in a city best known for strudel and global food ingredient maker Rudolf Wild GmbH .
[ترجمه ترگمان]اما در Eppelheim، این کرسی یک راه حل مناسب برای همه احزاب در شهر است که به بهترین شکل برای strudel و سازنده مواد غذایی جهان (رادولف Wild)شناخته شده است
[ترجمه گوگل]اما در Eppelheim نیمکت یک راه حل کافی برای همه احزاب در یک شهر است که به بهترین شکل برای سازنده Strudel و سازنده مواد غذایی جهانی Rudolf Wild GmbH شناخته شده است
[ترجمه گوگل]اما در Eppelheim نیمکت یک راه حل کافی برای همه احزاب در یک شهر است که به بهترین شکل برای سازنده Strudel و سازنده مواد غذایی جهانی Rudolf Wild GmbH شناخته شده است
9. The town of Solitaire has a single digit population and is located in the middle of the desert. But the local bakery produces superb apple strudel, a hangover from previous German colonisers.
[ترجمه ترگمان]جمعیت این شهر of نفر جمعیت دارد و در وسط بیابان واقع شده است اما نانوایی محلی strudel سیب عالی و خماری از colonisers آلمان قبلی تولید می کند
[ترجمه گوگل]شهر بازی یک نفره جمعیتی تک رقمی دارد و در وسط صحرا واقع شده است اما نان محلی نوشابه فوق العاده ای را تهیه می کند که از استعمار قبلی آلمانی ها خسته شده است
[ترجمه گوگل]شهر بازی یک نفره جمعیتی تک رقمی دارد و در وسط صحرا واقع شده است اما نان محلی نوشابه فوق العاده ای را تهیه می کند که از استعمار قبلی آلمانی ها خسته شده است
10. Largeman acknowledges that the theory doesn't account for why some pregnant women hunger for pickles and others for apple strudel.
[ترجمه ترگمان]لارجمن اعتراف می کند که این نظریه به این دلیل نیست که چرا برخی از زنان باردار برای خیار ترشی و برخی دیگر برای strudel سیب نیاز دارند
[ترجمه گوگل]Largeman اذعان دارد که این نظریه برای اینکه چرا بعضی از زنان باردار برای ترشی و دیگران برای سیب استرولد گرسنه نیستند، حساب نمی شود
[ترجمه گوگل]Largeman اذعان دارد که این نظریه برای اینکه چرا بعضی از زنان باردار برای ترشی و دیگران برای سیب استرولد گرسنه نیستند، حساب نمی شود
11. Which means too many guys are eating the apples without leaving off the pie, strudel, and fritter part.
[ترجمه ترگمان]که به این معنی است که بسیاری از افراد در حال خوردن سیب بدون رها کردن پای سیب، strudel و شرکت نوشابه فروشی هستند
[ترجمه گوگل]این بدان معنی است که بسیاری از بچه ها سیب را بدون خروج از خمیر، استرولد و بخشی از گوشت می خورند
[ترجمه گوگل]این بدان معنی است که بسیاری از بچه ها سیب را بدون خروج از خمیر، استرولد و بخشی از گوشت می خورند
پیشنهاد کاربران
strudel ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: میانپُر
تعریف: نوعی خوراکی که از چند ورقۀ نازک خمیر تهیه میشود و معمولاً درون آن را با میوه و گاه با گوشت یا سبزیجات پر میکنند
واژه مصوب: میانپُر
تعریف: نوعی خوراکی که از چند ورقۀ نازک خمیر تهیه میشود و معمولاً درون آن را با میوه و گاه با گوشت یا سبزیجات پر میکنند
کلمات دیگر: