کلمه جو
صفحه اصلی

stuart


اسم خاص مذکر، استوارت، خانواده سلطنتی قدیم انگلستان

انگلیسی به فارسی

stuart


استوارت، خانواده سلطنتی قدیم انگلستان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a member of a Scottish and English royal family of the fourteenth through eighteenth centuries, or the name of the family itself.

• royal family that ruled scotland and england; male first name; family name; city in southwest iowa (usa)

جملات نمونه

1. Stuart jumped into the sea and inflated the liferaft.
[ترجمه ترگمان]استوارت به دریا پرید و باد را باد کرد
[ترجمه گوگل]استوارت به دریا پرید و پرستش دریا را پر کرد

2. For an anniversary present Stuart took me to the opera and we had seats in the dress circle.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، استوارت من را به اپرا برد و ما در حلقه لباس نشستیم
[ترجمه گوگل]برای سالگرد حضور استوارت مرا به اپرا برد و صندلی هایی در دایره لباس داشتیم

3. Stuart got serious quickly and popped the question six months later.
[ترجمه ترگمان]استوارت خیلی زود موضوع را جدی گرفت و شش ماه بعد این سوال را مطرح کرد
[ترجمه گوگل]استوارت به طور جدی جدی شد و شش ماه بعد این سوال را مطرح کرد

4. Stuart was ill so I went instead.
[ترجمه ترگمان]استوارت مریض بود و من به جاش رفتم
[ترجمه گوگل]استوارت بیمار بود و من به جای آن رفتم

5. The manager is Stuart Walker, who has been with the company since 1970.
[ترجمه ترگمان]مدیر، استوارت واکر است که از سال ۱۹۷۰ با این شرکت بوده است
[ترجمه گوگل]مدیر استوارت واکر است که از سال 1970 با این شرکت بوده است

6. Stuart doesn't have the backbone to be a good manager.
[ترجمه ترگمان]استوارت ستون فقرات رو نداره که مدیر خوبی باشه
[ترجمه گوگل]استوارت ستون فقرات را مدیریت خوبی نمی کند

7. Stuart commented that this was very true.
[ترجمه ترگمان]استوارت اظهار داشت که این حرف درست است
[ترجمه گوگل]استوارت اظهار داشت که این بسیار درست بود

8. It's a terrible shame about Stuart losing his job, isn't it?
[ترجمه ترگمان]حیف که استوارت کارش رو از دست داده، نه؟
[ترجمه گوگل]این شرم وحشتناکی است که درباره استوارت از دست دادن کار خود، آیا این نیست؟

9. He telephoned Stuart with a proposition.
[ترجمه ترگمان]با پیشنهاد به استوارت تلفن کرد
[ترجمه گوگل]او با استوارت تماس گرفت

10. He traces his line of descent from the Stuart kings.
[ترجمه ترگمان]او رد پای خود را از پادشاهان Stuart رد کرد
[ترجمه گوگل]او خط سیر خود را از شاهان استوارت رد می کند

11. He traces his descent from the Stuart kings.
[ترجمه ترگمان]او رد شدن خود را از پادشاه استوارت رد کرد
[ترجمه گوگل]او نسل خود را از شاهان استوارت ردیابی می کند

12. I can't believe Stuart did that - he must be losing the plot.
[ترجمه ترگمان]باور نمی کنم که استوارت این کار و کرده باشه اون باید نقشه رو از دست داده باشه
[ترجمه گوگل]من نمی توانم باور کنم استوارت این کار را کرد - او باید طرح را از دست بدهد

13. Indeed, the conditions of Elizabethan and later Stuart regulation of drama required a written text.
[ترجمه ترگمان]در واقع، شرایط دوران الیزابت و بعد استوارت از درام به یک متن نوشتاری نیاز داشت
[ترجمه گوگل]در واقع، شرایط الیزابت و بعد از تنظیم استوارت درام، یک متن نوشتاری را در اختیار داشتند

14. Stuart gave an embarrassed cough .
[ترجمه ترگمان]استوارت سرفه کرد
[ترجمه گوگل]استوارت سرفه خجالت کشید


کلمات دیگر: