کلمه جو
صفحه اصلی

strove


زمان گذشته ی: strive، گذشته وقسمت سوم evirts

انگلیسی به فارسی

زمان گذشته ساده فعل Strive


تلاش کرد، کوشیدن، کوشش کردن، گستردن، سر و دست شکسن، جد و جهد کردن نزاع کردن


انگلیسی به انگلیسی

Past Participle: striven


( verb )
• : تعریف: past tense of strive.

• strove is the past tense of strive.

جملات نمونه

1. she strove successfully to effectuate a settlement, not by force but by reason
او با موفقیت توانست که توافق ایجاد کند نه با زور بلکه با استدلال.

2. He strove very hard to remain calm.
[ترجمه ترگمان]سعی می کرد آرامش خود را حفظ کند
[ترجمه گوگل]او سخت تلاش کرد تا آرامش را حفظ کند

3. He strove to make himself understood.
[ترجمه ترگمان]می کوشید بر خود مسلط شود
[ترجمه گوگل]او تلاش کرد خود را درک کند

4. The Egyptians strove with the Romans for the possession of the Nile Valley.
[ترجمه ترگمان]مصریان با رومیان برای تصرف دره نیل تلاش کردند
[ترجمه گوگل]مصری ها با رومی ها برای داشتن دره نیل مبارزه کردند

5. He strove for the glittering prizes of politics.
[ترجمه ترگمان]به خاطر جوایز درخشان سیاست تلاش می کرد
[ترجمه گوگل]او برای جایزه های پر زرق و برق سیاست تلاش کرد

6. In her writing she strove for a balance between innovation and familiar prose forms.
[ترجمه ترگمان]در نگارش او کوشید تا بین نوآوری و نثر آشنا تعادل برقرار کند
[ترجمه گوگل]در نوشتن او تلاش برای تعادل بین نوآوری و اشکال پروسه های آشنا است

7. She strove mightily to put Mike from her thoughts.
[ترجمه ترگمان]سعی می کرد مایک را از افکارش بیرون بکشد
[ترجمه گوگل]او قاطعانه تلاش کرد تا مایک را از افکار خود قرار دهد

8. He strove manfully to overcome his speech defect.
[ترجمه ترگمان]سعی می کرد که با لکنت زبان سخن بگوید
[ترجمه گوگل]او به شدت تلاش کرد تا نقص گفتاری خود را برطرف کند

9. She strove to find a solution that was acceptable to all.
[ترجمه ترگمان]او تلاش کرد تا راه حلی پیدا کند که برای همه قابل قبول بود
[ترجمه گوگل]او تلاش کرد راه حلی پیدا کند که برای همه قابل قبول بود

10. There was much activity at Brooklands as people strove to get ready for their attempts.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که مردم تلاش می کردند برای تلاش هایشان آماده شوند، فعالیت زیادی در Brooklands وجود داشت
[ترجمه گوگل]فعالیت های زیادی در Brooklands انجام شد، زیرا مردم تلاش می کردند برای تلاش های خود آماده شوند

11. Here and elsewhere, the government strove to identify itself with new themes.
[ترجمه ترگمان]در اینجا و جاه ای دیگر، دولت تلاش کرد تا خود را با موضوعات جدید شناسایی کند
[ترجمه گوگل]در اینجا و جاهای دیگر، دولت تلاش کرد خود را با موضوعات جدید شناسایی کند

12. We always strove to get a solution that was acceptable all round.
[ترجمه ترگمان]ما همیشه تلاش می کردیم یک راه حلی پیدا کنیم که همه چیز مورد قبول واقع شود
[ترجمه گوگل]ما همیشه تلاش می کنیم راه حلی پیدا کنیم که تماما قابل قبول بود

13. This doctrine strove above all else for visual effect.
[ترجمه ترگمان]این رهنامه مهم تر از همه برای اثر بصری بود
[ترجمه گوگل]این دکترین در مقابل همه چیز برای اثر بصری تلاش کرد

14. Next day the barbarians strove with no better success.
[ترجمه ترگمان]روز بعد بربرها با موفقیت بیشتری دست و پنجه نرم کردند
[ترجمه گوگل]روز بعد، وحشی ها بدون موفقیت بهتر تلاش می کردند

15. She strove daily to be the perfect wife.
[ترجمه ترگمان]او هر روز سعی می کرد که زن کامل باشد
[ترجمه گوگل]او روزی تلاش کرد که همسر کامل باشد


کلمات دیگر: