کلمه جو
صفحه اصلی

suavely

انگلیسی به فارسی

به شدت


انگلیسی به انگلیسی

• politely, graciously, in a polished manner

جملات نمونه

1. 'My pleasure,' he said suavely.
[ترجمه ترگمان]مودبانه گفت: خواهش می کنم
[ترجمه گوگل]'لذت من،' او به طور کامل گفت

2. Suavely, I propagate in the tepid pipes and filters of the air-conditioning.
[ترجمه ترگمان]من در میان لوله ها و فیلترهای هوای تهویه هوا پخش می شوم
[ترجمه گوگل]به راحتی، من در لوله های خفیف و فیلترهای تهویه مطبوع پخش می شود

3. He is suavely charming and all the ladies love him.
[ترجمه ترگمان]او بسیار ملیح است و همه خانم ها او را دوست دارند
[ترجمه گوگل]او بسیار جذاب است و همه بانوان او را دوست دارند

4. Jiro : ( Suavely ) What do you think? What do you feel I'm like right now?
[ترجمه ترگمان]Jiro: (suavely)شما چه فکر می کنید؟ حالا چه احساسی داری؟
[ترجمه گوگل]جیرو (سوآلی) شما چه فکر میکنید؟ تو احساس می کنی من الان درست می شوم؟

5. His two main strengths led him astray: a nimble mind attuned to the variables of sabacc, and a suavely mature way with women that inspired awe and admiration.
[ترجمه ترگمان]دو نیروی اصلی او او را گمراه کرد: ذهن زیرکی که با متغیرهای sabacc ارتباط داشت، و یک روش مودبانه با زنانی که آمیخته به احترام و تحسین بودند
[ترجمه گوگل]دو قدرت اصلی او، او را به اشتباه ذهن خلاقانه متکی به متغیرهای sabacc، و یک راه به طور کامل بالغ با زنان است که الهام بخش از هیبت و تحسین


کلمات دیگر: