کلمه جو
صفحه اصلی

study hall


(امریکا - آموزش)، اتاق مطالعه و مشق نویسی (در مدرسه)

انگلیسی به فارسی

(آمریکا - آموزش) اتاق مطالعه و مشق نویسی (در مدرسه)


(آمریکا - آموزش) کلاس مطالعه و تمرین (زیر نظر معلم)


سالن مطالعه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a period of time during a student's school day that is officially designated for study or quiet work.

(2) تعریف: a classroom or other area set aside for this use.

• room in a school or university that is used for the preparation of homework

جملات نمونه

1. The class worked much like a study hall, but with just a few students helped by one teacher.
[ترجمه ترگمان]کلاس خیلی شبیه به یک سالن مطالعه بود، اما تنها چند دانش آموز توسط یک معلم به آن ها کمک کردند
[ترجمه گوگل]این کلاس خیلی شبیه یک سالن مطالعه بود، اما فقط چند دانش آموز با یک معلم کمک کرد

2. The instructor's study hall be the largest in several years.
[ترجمه ترگمان]سالن مطالعه استاد در چندین سال بزرگ ترین است
[ترجمه گوگل]سالن مطالعه مربی بزرگترین در چندین سال است

3. Good students are exempted from attending study hall.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان خوب از شرکت در سالن مطالعه معاف هستند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان خوب از حضور در سالن مطالعه معاف هستند

4. Good students are exempted study hall.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان خوب از اتاق مطالعه معاف هستند
[ترجمه گوگل]دانشجویان خوب سالن مطالعه را معاف می کنند

5. Built purely for the use study hall, its architecture is simple and functional.
[ترجمه ترگمان]معماری آن صرفا برای سالن مطالعه استفاده شده است، معماری آن ساده و کاربردی است
[ترجمه گوگل]معماری آن صرفا برای سالن مطالعه استفاده شده، معماری آن ساده و کاربردی است

6. The administration will view the study hall as the teacher's preparation time.
[ترجمه ترگمان]دولت به سالن مطالعه به عنوان زمان آماده سازی معلم نگاه خواهد کرد
[ترجمه گوگل]دولت سالن مطالعه را به عنوان زمان آماده سازی معلم مشاهده خواهد کرد

7. The school is organizing a study hall.
[ترجمه ترگمان]مدرسه در حال سازماندهی یک تالار مطالعاتی است
[ترجمه گوگل]این مدرسه یک سالن مطالعه را سازماندهی می کند

8. Too many seniors are floating through their final year in high school in a combination of elective classes and study hall.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از سالمندان در طول سال آخر خود در دبیرستان در ترکیبی از کلاس های انتخابی و سالن مطالعه شناور هستند
[ترجمه گوگل]بیش از حد بسیاری از سالمندان در سال های آخر تحصیل در دبیرستان با ترکیبی از کلاس های انتخابی و سالن مطالعه شناور می شوند

9. We had fourteen check-ins a day, classes in Latin, a vigorous program of athletics and every night a study hall.
[ترجمه ترگمان]ما ۱۴ نفر در روز، کلاس ها و کلاس های زبان لاتین، برای ورزش و هر شب یک سالن مطالعه داشتیم
[ترجمه گوگل]ما روزانه چهارده چک در روز، کلاس های لاتین، یک برنامه قوی از ورزش و هر شب یک سالن مطالعه داشتیم

10. With parental approval all the students elected to meet with the counselor in lieu of another subject or study hall.
[ترجمه ترگمان]با تایید والدین همه دانش آموزان برای ملاقات با مشاور به جای موضوع دیگری یا سالن مطالعه انتخاب شدند
[ترجمه گوگل]با تصویب پدر و مادر همه دانش آموزان برای ملاقات با مشاور به جای یک سوژه یا سالن مطالعه انتخاب شدند

11. Surrounding landscape is proposed to be a new attraction Study Hall and So Lau Yuen.
[ترجمه ترگمان]مناظر اطراف نیز به عنوان یک مطالعه جاذبه جدید پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]چشم انداز اطراف آن را به عنوان جاذبه جدید مطالعه سالن و So Lau Yuen پیشنهاد شده است

12. A high school in the southern US state of Georgia is offering students who are weak in math and science eight dollars an hour to go to study hall and review their pet peeve subjects.
[ترجمه ترگمان]یک دبیرستان در ایالت جنوبی جورجیا به دانشجویانی داده می شود که در ریاضی و علوم هشت دلار در ساعت برای رفتن به سالن مطالعه و بررسی موضوعات peeve خانگی خود ضعیف هستند
[ترجمه گوگل]دبیرستان در ایالت جنوبی ایالات متحده در گرجستان، دانش آموزانی را که در ریاضیات و علوم ضعیف هستند، هشت دلار در ساعت برای رفتن به سالن مطالعه و بررسی موضوعات حیوان خانگی خود را ارائه می دهد


کلمات دیگر: