شبه قاره، زیر اقلیم
subcontinent
شبه قاره، زیر اقلیم
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: subcontinental (adj.)
مشتقات: subcontinental (adj.)
• : تعریف: a large, partly separate land mass forming part of a continent.
• large land mass that is part of a continent but has a certain amount of geographical or political independence; large land mass that is smaller than a continent
a subcontinent is part of a larger continent, made up of a number of countries that form one large mass of land. `the subcontinent' is often used to refer to the area that contains india, pakistan, and bangladesh.
a subcontinent is part of a larger continent, made up of a number of countries that form one large mass of land. `the subcontinent' is often used to refer to the area that contains india, pakistan, and bangladesh.
جملات نمونه
1. Kenyon cries out from the dark subcontinent of her soul.
[ترجمه ترگمان]فریادهای تضرع آمیز از شبه قاره تاریک روحش بیرون می زند
[ترجمه گوگل]کنیون از زیرپوشۀ تاریک روح او گریه می کند
[ترجمه گوگل]کنیون از زیرپوشۀ تاریک روح او گریه می کند
2. It is a subcontinent of many religions, many languages, many ethnic groups, and many skin colors.
[ترجمه ترگمان]این یک شبه قاره بسیاری از مذاهب، بسیاری از زبان ها، بسیاری از گروه های قومی و بسیاری از رنگ های پوست است
[ترجمه گوگل]این شبه قاره بسیاری از ادیان، زبان های بسیاری، بسیاری از گروه های قومی و بسیاری از رنگ های پوستی است
[ترجمه گوگل]این شبه قاره بسیاری از ادیان، زبان های بسیاری، بسیاری از گروه های قومی و بسیاری از رنگ های پوستی است
3. Democracy in the subcontinent has always been a perilous business.
[ترجمه ترگمان]دموکراسی در شبه قاره همیشه یک تجارت خطرناک بوده است
[ترجمه گوگل]دموکراسی در شبه قاره همیشه یک تجارت خطرناک است
[ترجمه گوگل]دموکراسی در شبه قاره همیشه یک تجارت خطرناک است
4. Beyond this ocean lies the rich subcontinent of India.
[ترجمه ترگمان]فراتر از این اقیانوس، شبه قاره هند قرار دارد
[ترجمه گوگل]فراتر از این اقیانوس غول پیکر غنی هند است
[ترجمه گوگل]فراتر از این اقیانوس غول پیکر غنی هند است
5. Eastern Europe ( Former Soviet Union ), Indian subcontinent, Africa, North Korea, and Mongolia.
[ترجمه ترگمان]اروپای شرقی (اتحاد شوروی سابق)، شبه قاره هند، آفریقا، کره شمالی و مغولستان
[ترجمه گوگل]اروپای شرقی (اتحاد جماهیر شوروی سابق)، شبه قاره هند، آفریقا، کره شمالی و مغولستان
[ترجمه گوگل]اروپای شرقی (اتحاد جماهیر شوروی سابق)، شبه قاره هند، آفریقا، کره شمالی و مغولستان
6. Current, to far east, southeast Asia and Indian subcontinent complete canalage course already amounted to 2
[ترجمه ترگمان]جریان جاری در شرق، جنوب شرقی آسیا و شبه قاره هند در حال حاضر بالغ بر ۲ میلیون است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، تا به شرق، جنوب شرقی آسیا و شبه قاره هند کامل مسیر کانال در حال حاضر به مبلغ 2
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، تا به شرق، جنوب شرقی آسیا و شبه قاره هند کامل مسیر کانال در حال حاضر به مبلغ 2
7. Before the time the Muslims invaded the subcontinent, the new forms of South Indian bhakti were spreading beyond the bounds of the Dravidian south.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه مسلمانان به شبه قاره حمله کنند، اشکال جدید of هند جنوبی فراتر از مرزه ای جنوب شرقی گسترش یافتند
[ترجمه گوگل]پیش از آنکه مسلمانان به شبه قاره نفوذ نمودند، شکل جدیدی از بختیای جنوبی جنوب، فراتر از مرزهای جنوب دراوید گسترش یافت
[ترجمه گوگل]پیش از آنکه مسلمانان به شبه قاره نفوذ نمودند، شکل جدیدی از بختیای جنوبی جنوب، فراتر از مرزهای جنوب دراوید گسترش یافت
8. The violence polarised communities on the subcontinent as never before.
[ترجمه ترگمان]این خشونت، اجتماعات را در شبه قاره به شکل قبلش قطبی کرد
[ترجمه گوگل]خشونت در جوامع شبه قاره قطبی شده است
[ترجمه گوگل]خشونت در جوامع شبه قاره قطبی شده است
9. He has written a book about the history of railways in the subcontinent.
[ترجمه ترگمان]او کتابی درباره تاریخ راه آهن در شبه قاره نوشته است
[ترجمه گوگل]او یک کتاب در مورد تاریخ راه آهن در شبه قاره نوشته است
[ترجمه گوگل]او یک کتاب در مورد تاریخ راه آهن در شبه قاره نوشته است
10. They come from all over the world, though the bulk is from the Indian subcontinent.
[ترجمه ترگمان]آن ها از سراسر جهان می آیند، اگرچه بخش عمده از شبه قاره هند است
[ترجمه گوگل]آنها از سراسر جهان آمده است، گرچه این حجم از شبه قاره هند است
[ترجمه گوگل]آنها از سراسر جهان آمده است، گرچه این حجم از شبه قاره هند است
11. Yet today eunuchs have apparently died out everywhere except in the subcontinent.
[ترجمه ترگمان]با این حال امروزه خواجه ها در همه جا به جز در شبه قاره درگذشته اند
[ترجمه گوگل]با این حال امروزه eunuchs ظاهرا در همه جا به جز در شبه قاره پوشیده شده است
[ترجمه گوگل]با این حال امروزه eunuchs ظاهرا در همه جا به جز در شبه قاره پوشیده شده است
12. This is because there is no organised nuclear peace movement in the subcontinent to provide a focus for the disarmament constituency.
[ترجمه ترگمان]دلیل این امر این است که هیچ جنبش سازمان دهی صلح هسته ای در این شبه قاره وجود ندارد تا بر حوزه خلع سلاح تمرکز کند
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که هیچ جنبش صلح آمیز هسته ای صلح آمیز در شبه قاره وجود ندارد تا تمرکز برای حوزه خلع سلاح را فراهم کند
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که هیچ جنبش صلح آمیز هسته ای صلح آمیز در شبه قاره وجود ندارد تا تمرکز برای حوزه خلع سلاح را فراهم کند
13. Later, it tried in vain to conquer the whole of the subcontinent.
[ترجمه ترگمان]بعدها بی هوده تلاش کرد که تمام شبه قاره را فتح کند
[ترجمه گوگل]بعدها، بیهوده تلاش کرد تا تمام شبه قاره را تسخیر کند
[ترجمه گوگل]بعدها، بیهوده تلاش کرد تا تمام شبه قاره را تسخیر کند
14. For those with limited experience of overseas Test matches, especially in the subcontinent, this is the inescapable conclusion.
[ترجمه ترگمان]برای آن هایی که تجربه محدودی از مسابقات تست خارجی دارند، به خصوص در شبه قاره، این یک نتیجه غیرقابل اجتناب است
[ترجمه گوگل]برای کسانی که تجربه محدودی در مسابقات تست خارج از کشور دارند، به ویژه در شبه قاره، این نتیجه گیری غیر قابل اجتناب است
[ترجمه گوگل]برای کسانی که تجربه محدودی در مسابقات تست خارج از کشور دارند، به ویژه در شبه قاره، این نتیجه گیری غیر قابل اجتناب است
15. During the days of the Raj, a train journey across the subcontinent could take a week.
[ترجمه ترگمان]در طی روزه ای راج، یک سفر قطار در سراسر شبه قاره می تواند یک هفته طول بکشد
[ترجمه گوگل]در طول روزهای راج، یک قطار در سراسر شبه قاره مملو از یک هفته می شد
[ترجمه گوگل]در طول روزهای راج، یک قطار در سراسر شبه قاره مملو از یک هفته می شد
the Indian Subconntinent
شبه قاره هند
پیشنهاد کاربران
شبه قاره
کلمات دیگر: