خفگی هوا بد هوایی
stuffiness
خفگی هوا بد هوایی
انگلیسی به فارسی
گرفتگی
انگلیسی به انگلیسی
• quality of being dull and boring; stodginess; lack of sufficient ventilation
جملات نمونه
1. The stuffiness in the hold was made worse by the acrid smell of unwashed bodies.
[ترجمه ترگمان]بوی فشرده در انبار از بوی زننده بدن های شسته شده بدتر شده بود
[ترجمه گوگل]چالاکی در نگهداری بواسطه بوی تند و تیز بدن ناپدید شده بدتر شد
[ترجمه گوگل]چالاکی در نگهداری بواسطه بوی تند و تیز بدن ناپدید شده بدتر شد
2. Logue won't indulge his patient's stuffiness, while Bertie considers Logue a charlatan until a breakthrough moment that involves Hamlet's soliloquy and a recording machine.
[ترجمه ترگمان]لوگ مقاومت بیمار خود را ارضا نخواهد کرد، در حالی که برتی را شارلاتان می داند تا این که یک لحظه پیشرفتی که شامل صدای هملت و یک ماشین ضبط شده باشد
[ترجمه گوگل]سخنرانی هوس بیمار خود را تحسین نمی کند، در حالی که Bertie در نظر گرفته ورود به یک charlatan تا زمانی که لحظه ای از دستیابی به موفقیت است که شامل مکالمه هملت و دستگاه ضبط
[ترجمه گوگل]سخنرانی هوس بیمار خود را تحسین نمی کند، در حالی که Bertie در نظر گرفته ورود به یک charlatan تا زمانی که لحظه ای از دستیابی به موفقیت است که شامل مکالمه هملت و دستگاه ضبط
3. The utility model totally eliminates the defect of stuffiness existing the common mosquito net.
[ترجمه ترگمان]مدل مصرفی کاملا نقص of موجود در پشه بند را حذف می کند
[ترجمه گوگل]مدل ابزار به طور کامل از نقص حفره موجود در شبکه پشه معمولی حذف می کند
[ترجمه گوگل]مدل ابزار به طور کامل از نقص حفره موجود در شبکه پشه معمولی حذف می کند
4. To explore a new method for curing the stuffiness nasal with narrow nasal valve.
[ترجمه ترگمان]برای بررسی روش جدید درمان بینی با شیر بینی باریک
[ترجمه گوگل]برای کشف یک روش جدید برای درمان چسبندگی بینی با دریچه باریک بینی
[ترجمه گوگل]برای کشف یک روش جدید برای درمان چسبندگی بینی با دریچه باریک بینی
5. Chest pain and stuffiness, palpitation, ischemia of coronary artery, asthma, hiccup, etc.
[ترجمه ترگمان]درد قفسه سینه و stuffiness، palpitation، ایسکمی مغزی، آسم، سکسکه، و غیره
[ترجمه گوگل]درد قفسه سینه و گرفتگی عضلات، طحال، عروق کرونر، آسم، سکسکه و غیره
[ترجمه گوگل]درد قفسه سینه و گرفتگی عضلات، طحال، عروق کرونر، آسم، سکسکه و غیره
6. This results in the nasal stuffiness, sneezing and mucous discharge of allergic rhinitis.
[ترجمه ترگمان]این منجر به عطسه کننده بینی، عطسه و ترشح استفراغ نسبت به rhinitis آلرژی می شود
[ترجمه گوگل]این باعث بروز حفره بینی، عطسه و تخریب مخاطی رینیت آلرژیک می شود
[ترجمه گوگل]این باعث بروز حفره بینی، عطسه و تخریب مخاطی رینیت آلرژیک می شود
7. There can be also stuffiness in chest, palpitation, shortness of breath, tremor of fingers irritability, hot temper, perspiration exophthalmos, and wiry, rolling, rapid pulse.
[ترجمه ترگمان]همچنین باز هم در سینه، و قلبی، تنگی نفس، تند و تند، عرق، عرق، تند و تند، تند و تند، تند و تند، تند و تند، تند و تند
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است گرفتگی در قفسه سینه، دلمردگی، ضعف نفس، لرزش انگشتان، تحریک پذیری، خستگی گرم، اگزوفلموس و بیضه، نورد، پالس سریع باشد
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است گرفتگی در قفسه سینه، دلمردگی، ضعف نفس، لرزش انگشتان، تحریک پذیری، خستگی گرم، اگزوفلموس و بیضه، نورد، پالس سریع باشد
8. When students use the school bag, the stuffiness and hyperhidrosis caused by the appressed school bag on the back can be reduced.
[ترجمه ترگمان]زمانی که دانش آموزان از کیف مدرسه استفاده می کنند، the و hyperhidrosis که توسط کیف مدرسه appressed در پشت آن ایجاد می شوند را می توان کاهش داد
[ترجمه گوگل]هنگامی که دانش آموزان از کیسه مدرسه استفاده می کنند، گرفتگی و هیپرتیروئید ناشی از کیسه های مدرسه خفیف در پشت می تواند کاهش یابد
[ترجمه گوگل]هنگامی که دانش آموزان از کیسه مدرسه استفاده می کنند، گرفتگی و هیپرتیروئید ناشی از کیسه های مدرسه خفیف در پشت می تواند کاهش یابد
9. Open the windows. We cannot stand the stuffiness of the room.
[ترجمه ترگمان]پنجره ها رو باز کن نمی توانیم این اتاق را تحمل کنیم
[ترجمه گوگل]پنجره ها را باز کن ما نمیتوانیم جلوی اتاق را بگیریم
[ترجمه گوگل]پنجره ها را باز کن ما نمیتوانیم جلوی اتاق را بگیریم
10. What is peculiar, even unique compared with other departments of government, is a special brand of stuffiness.
[ترجمه ترگمان]چیزی که عجیب و حتی منحصر به فرد در مقایسه با بخش های دیگر دولت است، یک برند خاص of است
[ترجمه گوگل]عجیب و غریب است، حتی منحصر به فرد در مقایسه با سایر ادارات دولتی، یک نام تجاری خاص است
[ترجمه گوگل]عجیب و غریب است، حتی منحصر به فرد در مقایسه با سایر ادارات دولتی، یک نام تجاری خاص است
11. Peppermint leaves are believed to relieve tiredness and nasal stuffiness.
[ترجمه ترگمان]گفته می شود که برگ های نعناع، خستگی و بینی بینی را تسکین می دهند
[ترجمه گوگل]اعتقاد بر این که برگ های نعناع مرطوب باعث خستگی و گرفتگی بینی می شود
[ترجمه گوگل]اعتقاد بر این که برگ های نعناع مرطوب باعث خستگی و گرفتگی بینی می شود
12. Objective : To explore a new method for curing the stuffiness nasal with narrow nasal valve.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی روش جدید برای درمان بینی stuffiness با شیر بینی باریک
[ترجمه گوگل]هدف: برای کشف یک روش جدید برای درمان چسبندگی بینی با دریچه باریک بینی
[ترجمه گوگل]هدف: برای کشف یک روش جدید برای درمان چسبندگی بینی با دریچه باریک بینی
13. Like ice for a burn or a lozenge for a cough, a cup of hot tea is an age-old balm for sniffles, sneezing and stuffiness.
[ترجمه ترگمان]مانند یخ برای یک سوختگی یا یک قرص مکیدنی برای یک سرفه، یک فنجان چای داغ یک مرهم سن برای عطسه، عطسه و عطسه است
[ترجمه گوگل]یک فنجان چای گرم مثل یخ برای یک سوزن یا یک قرص برای سرفه یک مومیایی سالم برای خرناس، عطسه و خارش است
[ترجمه گوگل]یک فنجان چای گرم مثل یخ برای یک سوزن یا یک قرص برای سرفه یک مومیایی سالم برای خرناس، عطسه و خارش است
14. We also need to improve the ventilation in our office to help prevent headaches, smells, sore throats, stuffiness and dustiness.
[ترجمه ترگمان]ما همچنین باید تهویه را در دفتر خود بهبود بخشیم و به پیش گیری از سردرد، بوی، گلو درد، stuffiness و dustiness کمک کنیم
[ترجمه گوگل]ما همچنین نیاز به بهبود تهویه در دفتر ما برای کمک به جلوگیری از سردرد، بوی، گلودرد، گرفتگی و گرد و غبار
[ترجمه گوگل]ما همچنین نیاز به بهبود تهویه در دفتر ما برای کمک به جلوگیری از سردرد، بوی، گلودرد، گرفتگی و گرد و غبار
کلمات دیگر: