نماینده ی عامل، نماینده ی فرعی، یاور نماینده، عامل دست دوم، عاملیت جزء، نماینده فرعی
subagent
نماینده ی عامل، نماینده ی فرعی، یاور نماینده، عامل دست دوم، عاملیت جزء، نماینده فرعی
انگلیسی به فارسی
عاملیت جز ، عامل دست دوم، نماینده فرعی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of agent.
• one who is employed by an agent to carry out certain tasks
secondary agent, minor agent
secondary agent, minor agent
جملات نمونه
1. From the start, Copyrights placed the emphasis on the international market and, instead of using sub-agents, opened its own offices.
[ترجمه ترگمان]از ابتدا، Copyrights تاکید بر بازار بین المللی را به جای استفاده از عوامل فرعی، دفاتر خود را باز کرد
[ترجمه گوگل]از ابتدا، حق انحصاری تاکید بر بازار بین المللی گذاشت و به جای استفاده از کارفرمایان، دفاتر خود را باز کرد
[ترجمه گوگل]از ابتدا، حق انحصاری تاکید بر بازار بین المللی گذاشت و به جای استفاده از کارفرمایان، دفاتر خود را باز کرد
2. Her previous construction industry experience includes working as a site engineer, sub-agent and regional quality manager.
[ترجمه ترگمان]تجربه صنعت ساخت وساز قبلی او شامل کار به عنوان مهندس سایت، sub و مدیر کیفیت منطقه ای است
[ترجمه گوگل]تجربه قبلی خود در صنعت ساخت و ساز شامل کار به عنوان یک مهندس سایت، فرعی و مدیر کیفیت منطقه ای است
[ترجمه گوگل]تجربه قبلی خود در صنعت ساخت و ساز شامل کار به عنوان یک مهندس سایت، فرعی و مدیر کیفیت منطقه ای است
3. When an agent or subagent completes its work, it becomes idle.
[ترجمه ترگمان]وقتی یک نماینده یا subagent کار خود را تکمیل می کند، بی کار می شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که عامل یا مؤلفه کار خود را تکمیل می کند، بیکار می شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که عامل یا مؤلفه کار خود را تکمیل می کند، بیکار می شود
4. The heap is allocated when an agent or subagent is initialized for an application.
[ترجمه ترگمان]این هیپ زمانی که یک نماینده یا subagent برای یک برنامه مقداردهی اولیه می شود، تخصیص داده می شود
[ترجمه گوگل]پشته اختصاص داده می شود زمانی که یک عامل یا سوبآنتی برای یک برنامه کاربردی آغاز شده است
[ترجمه گوگل]پشته اختصاص داده می شود زمانی که یک عامل یا سوبآنتی برای یک برنامه کاربردی آغاز شده است
5. Each agent, or subagent, is considered a DB2 process, and it acquires a certain amount of memory to perform work.
[ترجمه ترگمان]هر نماینده، یا subagent، یک فرآیند DB۲ در نظر گرفته می شود، و مقدار مشخصی از حافظه را برای انجام کار به دست می آورد
[ترجمه گوگل]هر عامل یا سوبژنتی، یک فرایند DB2 محسوب می شود و برای انجام کار، مقدار مشخصی از حافظه به دست می آید
[ترجمه گوگل]هر عامل یا سوبژنتی، یک فرایند DB2 محسوب می شود و برای انجام کار، مقدار مشخصی از حافظه به دست می آید
6. When a subagent becomes idle, its name changes from db2agntp to db2agnta.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که یک subagent بی کار می شود، نام آن از db۲agntp به db۲agnta تغییر می کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک سوگنت بیکار می شود، نام آن از db2agntp به db2agnta تغییر می کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک سوگنت بیکار می شود، نام آن از db2agntp به db2agnta تغییر می کند
7. bin/onsnmp - This is the OnSNMP subagent, packaged as a separate process.
[ترجمه ترگمان]bin \/ onsnmp - این the subagent است که به عنوان یک فرآیند جداگانه بسته بندی شده است
[ترجمه گوگل]bin / onsnmp - این سازنده OnSNMP است که به صورت فرآیند جداگانه بسته بندی شده است
[ترجمه گوگل]bin / onsnmp - این سازنده OnSNMP است که به صورت فرآیند جداگانه بسته بندی شده است
8. This subagent enables the SHIP/RPD to start its execution at the same time as the main query starts, thus achieving asynchronous execution of its remote query.
[ترجمه ترگمان]این subagent کشتی \/ RPD را قادر می سازد تا اجرای آن را همزمان با شروع پرس و جوی اصلی آغاز کند و در نتیجه اجرای غیر همزمان این پرس و جوی دوردست را انجام دهد
[ترجمه گوگل]این زیرگروه SHIP / RPD را قادر می سازد تا همزمان با شروع عملیات اصلی، اجرای آن را اجرا کند، بنابراین اجرای اکتیو ناسازگار از پرس و جو از راه دور خود را آغاز می کند
[ترجمه گوگل]این زیرگروه SHIP / RPD را قادر می سازد تا همزمان با شروع عملیات اصلی، اجرای آن را اجرا کند، بنابراین اجرای اکتیو ناسازگار از پرس و جو از راه دور خود را آغاز می کند
9. If the delegation of authority to the subagent is not authorized, the principal is not liable to third persons for any act or contract of the subagent.
[ترجمه ترگمان]اگر هیات نمایندگی مجاز به the مجاز نباشد، مدیر مسیول اشخاص ثالث برای هر گونه اقدام یا قرارداد of نیست
[ترجمه گوگل]اگر هیئت اختیاری به اسنادی مجاز نباشد، مدیر برای هر گونه اقدام یا قرارداد متناظر با شخص ثالث مسئول نیست
[ترجمه گوگل]اگر هیئت اختیاری به اسنادی مجاز نباشد، مدیر برای هر گونه اقدام یا قرارداد متناظر با شخص ثالث مسئول نیست
10. As the agent or subagent requires more heap space to process larger SQL statements, the database manager will allocate memory as needed, up to the maximum specified by this parameter.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که عامل یا subagent نیاز به فضای بیشتری برای پردازش اظهارنامه های بزرگ تر دارد، مدیر پایگاه داده حافظه را به صورت نیاز تخصیص می دهد و حداکثر توسط این پارامتر تعیین می شود
[ترجمه گوگل]به عنوان عامل یا سوگندنت نیاز به فضای بیشتری برای پردازش دستورات SQL بزرگتر، مدیر پایگاه داده به عنوان مورد نیاز را به حداکثر تعیین شده توسط این پارامتر اختصاص می دهد
[ترجمه گوگل]به عنوان عامل یا سوگندنت نیاز به فضای بیشتری برای پردازش دستورات SQL بزرگتر، مدیر پایگاه داده به عنوان مورد نیاز را به حداکثر تعیین شده توسط این پارامتر اختصاص می دهد
11. Based on the characteristics analysis of switch, this paper found the method of master agent pluses subagent design.
[ترجمه ترگمان]براساس تجزیه و تحلیل خصوصیات این سوییچ، این مقاله روش طراحی pluses pluses را پیدا کرد
[ترجمه گوگل]بر اساس تجزیه و تحلیل ویژگی های سوئیچ، این مقاله روش متشکل از طرح های سوبژکتیو را به کار برده است
[ترجمه گوگل]بر اساس تجزیه و تحلیل ویژگی های سوئیچ، این مقاله روش متشکل از طرح های سوبژکتیو را به کار برده است
12. Where the principal expressly authorizes his agent to delegate the authority conferred on him, the subagent represents the principal as if directly appointed by him.
[ترجمه ترگمان]در جایی که مدیر به نماینده خود اجازه می دهد که اختیارات را به او محول کند، the نماینده موکل است، گویی مستقیما توسط وی منصوب شده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که مأمور به صراحت نماینده خود را مجاز به اعطای اختیارات مجاز به او می داند، مأمور نمایندگی اصلی را به عهده دارد که به طور مستقیم توسط وی تعیین می شود
[ترجمه گوگل]از آنجا که مأمور به صراحت نماینده خود را مجاز به اعطای اختیارات مجاز به او می داند، مأمور نمایندگی اصلی را به عهده دارد که به طور مستقیم توسط وی تعیین می شود
13. The sales-network of our company is all over China, we have good relationship with the customers in every province, we have constructed an consummate regional subagent system.
[ترجمه ترگمان]فروش - شبکه شرکت ما در سراسر چین است، ما رابطه خوبی با مشتریان در هر استان داریم، ما یک سیستم subagent کامل را ساخته ایم
[ترجمه گوگل]شبکه فروش شرکت ما در سرتاسر چین است، ما ارتباط خوبی با مشتریان در هر استان داریم، ما یک سیستم متمرکز منطقه ای کامل را ساختیم
[ترجمه گوگل]شبکه فروش شرکت ما در سرتاسر چین است، ما ارتباط خوبی با مشتریان در هر استان داریم، ما یک سیستم متمرکز منطقه ای کامل را ساختیم
14. bin/onsrvapd - This is the daemon which spawns a subagent for each server it discovers.
[ترجمه ترگمان](bin): این the است که برای هر سرور که کشف می کند، یک subagent را تولید می کند
[ترجمه گوگل]bin / onsrvapd - این daemon است که یک subagent برای هر سرور کشف می کند
[ترجمه گوگل]bin / onsrvapd - این daemon است که یک subagent برای هر سرور کشف می کند
15. The application heap size parameter defines the number of private memory pages available to be used by the database manager on behalf of a specific agent or subagent.
[ترجمه ترگمان]پارامتر اندازه مجموعه کاربردی تعداد صفحات حافظه خصوصی موجود برای استفاده توسط مدیر پایگاه داده از طرف یک نماینده خاص یا subagent را تعریف می کند
[ترجمه گوگل]پارامتر اندازه جارق برنامه تعداد صفحات حافظه خصوصی که در اختیار مدیر پایگاه داده از سوی یک عامل یا سوبژکتیو خاص استفاده می شود، تعیین می کند
[ترجمه گوگل]پارامتر اندازه جارق برنامه تعداد صفحات حافظه خصوصی که در اختیار مدیر پایگاه داده از سوی یک عامل یا سوبژکتیو خاص استفاده می شود، تعیین می کند
پیشنهاد کاربران
نماینده فرعی
کلمات دیگر: