چاپلوس، متملق، مفت خور، طفیلی، تملق امیز
sycophantic
چاپلوس، متملق، مفت خور، طفیلی، تملق امیز
انگلیسی به فارسی
چاپلوس،متملق،مفتخور،طفیلی،تملق آمیز
sycophantic
انگلیسی به انگلیسی
• flattering, obsequious
if someone is sycophantic, they flatter people who are more important than they are in order to gain an advantage for themselves; used showing disapproval.
if someone is sycophantic, they flatter people who are more important than they are in order to gain an advantage for themselves; used showing disapproval.
جملات نمونه
1. There was sycophantic laughter from the audience at every one of his terrible jokes.
[ترجمه ترگمان]در هر یک از شوخی های وحشتناک او خنده sycophantic دیده می شد
[ترجمه گوگل]در هر یک از جوک های وحشتناکی که در بین تماشاگران وجود داشت، خنده ای از خود نشان می داد
[ترجمه گوگل]در هر یک از جوک های وحشتناکی که در بین تماشاگران وجود داشت، خنده ای از خود نشان می داد
2. There was his clique of sycophantic friends, many of them middle-aged, who were too fawning and deferential.
[ترجمه ترگمان]این دسته از دوستان sycophantic و sycophantic بود که خیلی از آن ها تملق می کردند و محترمانه و محترمانه رفتار می کردند
[ترجمه گوگل]کلاسی او از دوستان سیکوپتانتی بود که بسیاری از آنها میانسال بودند که بیش از حد خجالت زده بودند
[ترجمه گوگل]کلاسی او از دوستان سیکوپتانتی بود که بسیاری از آنها میانسال بودند که بیش از حد خجالت زده بودند
3. You get very fed up with people being sycophantic, toadying to you, as a symptom of success.
[ترجمه ترگمان]تو خیلی از مردم تغذیه می کنی که sycophantic، به عنوان نشانه موفقیت
[ترجمه گوگل]شما به عنوان نشانه ای از موفقیت، بسیار ناراحت هستید، زیرا افرادی که در حال سیکوپتانتی هستند، شما را ناراحت می کنند
[ترجمه گوگل]شما به عنوان نشانه ای از موفقیت، بسیار ناراحت هستید، زیرا افرادی که در حال سیکوپتانتی هستند، شما را ناراحت می کنند
4. It's hard to envisage the usual knighthoods for sycophantic tabloid editors, several of whom pointed out his failings.
[ترجمه ترگمان]به سختی می توان پیش بینی همیشگی سردبیران روزنامه های sycophantic را پیش بینی کرد، که چندین تن از آن ها به ضعف های او اشاره کردند
[ترجمه گوگل]جادوگران معمولی برای سردبیران تابلوئید سیکوپتانتیک، که چند تن از آنها نتوانستند، سخت باشد
[ترجمه گوگل]جادوگران معمولی برای سردبیران تابلوئید سیکوپتانتیک، که چند تن از آنها نتوانستند، سخت باشد
5. He is surrounded by a chorus of sycophantic philosophers who have substituted pandiabolism for pantheism.
[ترجمه ترگمان]او توسط گروهی از فیلسوفان sycophantic احاطه شده است که pandiabolism را به سوی وحدت وجود جای داده اند
[ترجمه گوگل]او توسط گروهی از فیلسوفان سیکوپتانتی که پانتایبولیسم را برای پانتئیسم جایگزین کرده اند، احاطه شده است
[ترجمه گوگل]او توسط گروهی از فیلسوفان سیکوپتانتی که پانتایبولیسم را برای پانتئیسم جایگزین کرده اند، احاطه شده است
6. And those old favorites, your friends and mine: sycophantic, phlegmatic, and, of course, top of the bill - pusillanimous.
[ترجمه ترگمان]و اون favorites قدیمی، دوست تو و من: sycophantic، phlegmatic و البته بالای این لایحه - بزدل
[ترجمه گوگل]و آن دسته از علاقه مندی های قدیمی، دوستان شما و منشاء سیکوپتانتیک، فلگماتیک و، البته، بالای این لایحه - شگفت انگیز است
[ترجمه گوگل]و آن دسته از علاقه مندی های قدیمی، دوستان شما و منشاء سیکوپتانتیک، فلگماتیک و، البته، بالای این لایحه - شگفت انگیز است
7. We heard the sound of sycophantic laughter.
[ترجمه ترگمان] صدای خنده sycophantic رو شنیدیم
[ترجمه گوگل]ما صدای خنده هندی را شنیدیم
[ترجمه گوگل]ما صدای خنده هندی را شنیدیم
8. The trusty had a silly, sycophantic manner of raising one hand in salute.
[ترجمه ترگمان]مرد مورد اعتماد، حالت silly و sycophantic داشت که یک دستش را به علامت احترام بلند کرده بود
[ترجمه گوگل]اعتماد به حال شیوه ای احمقانه و غیرمنتظره ای برای بالا بردن یک دست در سلام است
[ترجمه گوگل]اعتماد به حال شیوه ای احمقانه و غیرمنتظره ای برای بالا بردن یک دست در سلام است
9. A large praetorian bureaucracy filled with ambitious and often sycophantic people makes work and makes trouble.
[ترجمه ترگمان]یک بروکراسی اداری بزرگ با شکوه و often پر از افراد جاه طلب و often کار می کند و باعث دردسر می شود
[ترجمه گوگل]بوروکراسی پرتوریا پر از افرادی است که پرجمعیت هستند، و اغلب مردم خودخواه، کار و مشکلی را ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]بوروکراسی پرتوریا پر از افرادی است که پرجمعیت هستند، و اغلب مردم خودخواه، کار و مشکلی را ایجاد می کنند
10. Nobody would want to be seen crawling to or even making sycophantic noises with Morrissey, of all people.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس دوست نداشت کسی را دیده باشد که در حال خزیدن یا حتی sycophantic ها با دیگران باشد
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمیخواهد به سراغش و یا حتی صدای سیکوپتانتی با Morrissey، از همه مردم، دیده شود
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمیخواهد به سراغش و یا حتی صدای سیکوپتانتی با Morrissey، از همه مردم، دیده شود
11. It has never been the intention of Guitarist to augment dealer ads with sycophantic reviews, either.
[ترجمه ترگمان]هیچ وقت قصد of تا تبلیغات dealer را با reviews sycophantic افزایش دهد
[ترجمه گوگل]هرگز قصد گیتاریست را نداشته اید که تبلیغ های فروشنده را با بررسی های Sycophantic تقویت کند
[ترجمه گوگل]هرگز قصد گیتاریست را نداشته اید که تبلیغ های فروشنده را با بررسی های Sycophantic تقویت کند
12. Tactics that shunted money into the hands of prime ministers or sycophantic merchants did not generally help the citizens of a nation.
[ترجمه ترگمان]تاکتیک ها که پول را به دست وزیران نخست وزیر یا چاپلوسی سوق می دادند به طور کلی به شهروندان یک ملت کمک نمی کردند
[ترجمه گوگل]تاکتیک هایی که پول را به دست نخست وزیران یا بازرگانان سیکوپنتن منتقل می کردند عموما به شهروندان یک ملت کمک نمی کردند
[ترجمه گوگل]تاکتیک هایی که پول را به دست نخست وزیران یا بازرگانان سیکوپنتن منتقل می کردند عموما به شهروندان یک ملت کمک نمی کردند
13. The extremism of the antagonistic, Western, post-Stalinist critic is mirrored in the extremism of the sycophantic Stalinist party apparatchik.
[ترجمه ترگمان]افراط گرایی جناح مخالف، غربی، post - استالینیستی در افراط گرایی حزب sycophantic Stalinist منعکس می شود
[ترجمه گوگل]افراط گرایی منتقد ضددولتی، غرب، پس از استالینیستی در افراط گرایی حزب اکتشیک حزب استکبار استکباری است
[ترجمه گوگل]افراط گرایی منتقد ضددولتی، غرب، پس از استالینیستی در افراط گرایی حزب اکتشیک حزب استکبار استکباری است
14. But he is angriest at and reserves his strongest denunciation for the intelligentsia, whom he accuses of sycophantic devotion to Yeltsin.
[ترجمه ترگمان]اما او در حال حاضر در حال angriest است و نیرومندترین نکوهش خود را برای روشنفکران به دست آورده است، که او را به ستایش بی حد و حصر به یلتسین متهم می کند
[ترجمه گوگل]اما او خشمگین است و قوی ترین محکومیت خود را برای روشنفکران، که او متعهد به تسلیم شدن به یلتسین است، حفظ می کند
[ترجمه گوگل]اما او خشمگین است و قوی ترین محکومیت خود را برای روشنفکران، که او متعهد به تسلیم شدن به یلتسین است، حفظ می کند
پیشنهاد کاربران
متملق، چاپلوس، پاچه خوار , fawner, flatterer
A person who uses flattery to gain some kind of advantage
A person who uses flattery to gain some kind of advantage
کلمات دیگر: