کلمه جو
صفحه اصلی

sycophancy


معنی : چاپلوسی، تملق، کاسه لیسی
معانی دیگر : مداهنه، گریسه، موس موس، مفت خوری

انگلیسی به فارسی

sycophancy، چاپلوسی، تملق، کاسه لیسی


چاپلوسی، تملق، مفت خوری، کاسه لیسی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: servile flattery for the purpose of gaining personal favor from someone of influence.
مشابه: flattery

• excessive flattery, obsequiousness

مترادف و متضاد

چاپلوسی (اسم)
praise, adulation, flattery, lip service, subservience, sycophancy, blarney, grease, cajolement, cajolery, toadyism, subserviency, soft soap, fraise, wagtail

تملق (اسم)
flattery, lip service, subservience, sycophancy, toadyism, subserviency, soft soap

کاسه لیسی (اسم)
sycophancy, toadyism, parasitism

جملات نمونه

1. This misplaced sycophancy is compounded by a mass of aristocratic name dropping.
[ترجمه ترگمان]این sycophancy نابجا با توده ای از نام اشرافی که در حال سقوط است، ترکیب شده است
[ترجمه گوگل]این نوع نابسامانی ناخوشایندی با یک توده اسم نامطلوب اسراف میگیرد

2. " Inhumanity " and "sycophancy" are criticized, thus deepening the meaning of faithfulness, justice and humanity in the thought of Confucian discourses.
[ترجمه ترگمان]\"inhumanity\" و \"sycophancy\" مورد انتقاد قرار گرفته اند و در نتیجه منجر به عمیق تر شدن معنای وفاداری، عدالت و انسانیت در اندیشه گفتمان های کنفوسیوسی می شود
[ترجمه گوگل]'غیر انسانی' و 'سوسیالیسم' مورد انتقاد قرار می گیرند، در نتیجه، معنای وفاداری، عدالت و بشریت را در فکر گفتمان کنفوسیوس عمیق تر می کند

3. Sycophancy was the device of the least trustworthy.
[ترجمه ترگمان]sycophancy دستگاهی بود که کم ترین قابلیت اعتماد را داشت
[ترجمه گوگل]Sycophancy دستگاه کمترین قابل اعتماد بود

4. He was free from all sycophancy or obsequiousness in the face of the reactionary ruling class.
[ترجمه ترگمان]او از همه sycophancy و obsequiousness در چهره قشر حاکم ارتجاعی آزاد بود
[ترجمه گوگل]او در برابر طبقه حاکمه ارتجاعی آزاد بود و از هرگونه سیکوفنشی یا تسلیحاتی آزاد بود

5. The problem with sycophancy isn't so much that it's offensive to watch, but that it's a lousy business strategy.
[ترجمه ترگمان]مشکل with چندان نیست که به نظر اهانت آمیز برسد، اما این یک استراتژی کثیف کاری است
[ترجمه گوگل]مشکل با sycophancy خیلی زیاد نیست که تماشا کند، اما این یک استراتژی تجاری است

6. The backstage area at G-Mex was awash with unadulterated sycophancy.
[ترجمه ترگمان]قسمت پشت صحنه در G - Mex لبریز از unadulterated sycophancy بود
[ترجمه گوگل]منطقه پشت صحنه در G-Mex با سیکوپنشی بی قاعده در حال پرواز بود

7. Instead, vision and leadership in China have come from its Netizens, who show none of the lame sycophancy that so many foreigners do.
[ترجمه ترگمان]در عوض، دیدگاه و رهبری در چین از Netizens، که هیچ یک از the لنگ آن را که بسیاری از خارجیان انجام می دهند، نشان نمی دهند، آمده اند
[ترجمه گوگل]در عوض، چشم انداز و رهبری در چین از طرف خائنانی به دست آمده است که هیچکدام از اینها را نشان نمی دهند که بسیاری از خارجی ها آن را انجام می دهند

8. This is a typical female action, in the animal world it is a symbol of sycophancy.
[ترجمه ترگمان]این یک عمل زنانه است، در دنیای حیوانات، نماد of است
[ترجمه گوگل]این یک اقدام معمول زنانه است، در دنیای حیوانات، نماد سیکوفنشی است

9. What weakness is it that you can never tolerate? --- Sycophancy and servile flattery.
[ترجمه ترگمان]کدام ضعف است که هرگز تحملش را ندارید؟ چاپلوسی کردم و چاپلوسی کردم
[ترجمه گوگل]چه ضعفی است که شما هرگز نمی توانید تحمل کنید؟ --- Sycophancy و مهربان خدمتکار

10. There has ever been and ever will be found sycophancy on the side of power.
[ترجمه ترگمان]تا به حال دیده شده است و همیشه در کنار قدرت یافت می شود
[ترجمه گوگل]تا به حال شده است و تا به حال وجود دارد sycophancy در کنار قدرت

11. Of course, it all has to be done well; sycophancy and flat jokes do not weave the same spell.
[ترجمه ترگمان]البته همه کارها به خوبی انجام خواهد شد؛ شوخی ها و شوخی های flat مثل یک افسون نیستند
[ترجمه گوگل]البته، این همه باید انجام شود؛ سوگواری و طنزهای مسطح طلسم مشابهی را نخورده اند

12. Last week the party's members of the National Assembly pledged their loyalty to him in an atmosphere of competitive sycophancy.
[ترجمه ترگمان]هفته گذشته اعضای حزب در مجلس ملی وفاداری خود را نسبت به او در جو sycophancy رقابتی دادند
[ترجمه گوگل]اعضای حزب مجلس ملی هفته گذشته وفاداری خود را در فضای رقابتی رقابت کردند

پیشنهاد کاربران

تملق، پاچه خواری، چاپلوسی
Insincere flattery given to gain advantage
obsequious flattery


کلمات دیگر: