کلمه جو
صفحه اصلی

such and such


معنی : فلان وفلان
معانی دیگر : چنین و چنان، اینجور(ها)

انگلیسی به فارسی

چنین و چنان، اینجور(ها)


انگلیسی به انگلیسی

• this and that, so and so
you use such and such to refer to something when you do not want to be precise or specific.

مترادف و متضاد

فلان و فلان (صفت)
such and such

جملات نمونه

1. If they tell you to arrive at such and such a time, just get there a couple of minutes early.
[ترجمه ترگمان]اگر آن ها به شما بگویند به فلان و چند وقت می رسند، فقط چند دقیقه زودتر به آنجا بروید
[ترجمه گوگل]اگر آنها به شما می گویند که به چنین و در چنین زمانی می رسند، فقط دو دقیقه زودتر به آنجا برسید

2. They will ask you to come on such and such a day, at such and such a time.
[ترجمه ترگمان]آن ها از شما خواهند خواست که چنین روزی و چنین روزی بیایید
[ترجمه گوگل]آنها از شما می خواهند که در چنین و در چنین روزی، در چنین زمان و در چنین زمان هایی قرار بگیرند

3. Arable land was such and such a percent.
[ترجمه ترگمان]زمین Arable فلان و به مان درصد بود
[ترجمه گوگل]زمین های زراعی چنین و چنان درصد داشتند

4. My name's John James, your name is such and such.
[ترجمه ترگمان]اسم من جان جیمز است، اسم شما از این قبیل است
[ترجمه گوگل]اسم من جان جیمز است، اسم شما چنین است و چنین است

5. If the answer is you're waiting for such and such to happen, now is the time to stop waiting and take action.
[ترجمه ترگمان]اگر پاسخ این است که منتظر چنین اتفاقی هستید، حالا وقت آن است که صبر کنید و اقدام کنید
[ترجمه گوگل]اگر پاسخ این است که شما در حال انتظار برای چنین و چنین اتفاق می افتد، اکنون زمان توقف انتظار و اقدام است

6. What if I were to try such and such a thing?
[ترجمه ترگمان]اگر می خواستم چنین چیزی را امتحان کنم؟
[ترجمه گوگل]اگر من چنین و چنین چیزی را امتحان کنم چه؟

7. I then print X's now such and such, initializing dot, dot, dot.
[ترجمه ترگمان]من هم اکنون با آن نقطه، نقطه نقطه، نقطه نقطه، نقطه، نقطه و نقطه را چاپ می کنم
[ترجمه گوگل]سپس X X را در حال حاضر مانند و مانند، شروع نقطه، نقطه، نقطه

8. Such and such a phrase produces upon you the effect of the shoulder of a thief branded with the fleur-de-lys, which has suddenly been laid bare.
[ترجمه ترگمان]چنین عبارتی اثر شانه یک دزد را بر شما ایجاد می کند که ناگهان برهنه شده است
[ترجمه گوگل]چنین و چنان عبارتی تأثیر شانه یک دزد مارکدار با فلور دلیس را به وجود می آورد که ناگهان لخت شده است

9. I could say such and such a film or something, but I can also say that it has been to overcome situations that would make me unhappy.
[ترجمه ترگمان]می توانم بگویم که چنین فیلمی یا چیزی، اما می توانم بگویم که غلبه بر شرایطی است که من را ناراحت می کند
[ترجمه گوگل]من می توانم چنین و مانند یک فیلم یا چیزی بگویم، اما همچنین می توانم بگویم که آن را برای غلبه بر شرایطی که من را ناراحت می کند، برطرف کرده است

10. He tries to convince me such and such is true.
[ترجمه ترگمان]او سعی می کند مرا متقاعد کند که چنین چیزی درست است
[ترجمه گوگل]او تلاش می کند تا من را متقاعد کند و درست است

11. Linda Or we say, "Linda, hey, conjugate such and such a verb in French. "
[ترجمه ترگمان]لیندا یا ما می گوییم \" لیندا، هی، مزدوج کردن فلان فعل در زبان فرانسه \"
[ترجمه گوگل]لیندا یا ما می گوییم: 'لیندا، هی، چنین و چنین فعل را در فرانسوی متصل می کند '

12. They agreed to meet at such and such an hour.
[ترجمه ترگمان]آن ها توافق کردند که در چنین ساعتی همدیگر را ملاقات کنند
[ترجمه گوگل]آنها توافق کردند که در چنین و چنین ساعتی ملاقات کنند

13. In such and such a place, he answered.
[ترجمه ترگمان]پاسخ داد: در چنین مکانی و چنین مکانی
[ترجمه گوگل]در چنین و جایی، او پاسخ داد

14. When one invokes "I intend such and such", one directs the nonphysical soul, oversoul and source associated with one's life dance to take action to manifest the request made or intention voiced.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک درخواست \"من چنین و چنین\" را می طلبد، فرد، روح nonphysical، oversoul و منبع مرتبط با رقص زندگی یک فرد را هدایت می کند تا درخواست یا قصد خود را نشان دهد
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک نفر به من می گوید �من چنین و چنان می خواهم�، روح غیر فیزیکی، سرریز و منبع مرتبط با رقص زندگی را هدایت می کند تا اقداماتی را برای افشای درخواست و یا قصد بیان نماید

15. I said, 'Well what time'll I get to Leeds?' and he said such and such a time but I missed my connection.
[ترجمه ترگمان]گفتم: خب چه ساعتی باید به لیدز برم؟ و اون گفت که خیلی وقت بود اما من ارتباطشون رو از دست دادم
[ترجمه گوگل]من گفتم: 'خوب، چه زمانی به لیدز می رسم؟' و او چنین و چنین زمان گفت، اما ارتباط من را از دست دادم

we went to such and such a place

ما به چنین جاهایی رفتیم


پیشنهاد کاربران

فلان و بهمان - چنین و چنان

چند و چون

used for referring to something without saying exactly what it is

گاه به معنی معیّن و خاص نیز هست
مثلاََ در such and such a body
جسمی معیّن


کلمات دیگر: