درمقابل یکدیگر قرار دادن، متقابل ساختن
counterpose
درمقابل یکدیگر قرار دادن، متقابل ساختن
انگلیسی به فارسی
در مقابل یکدیگر قرار دادن، متقابل ساختن
مقابله کن، در مقابل یکدیگر قرار دادن
پیشنهاد کاربران
مقابله کردن،
تذکر:گاه به اشتباه از واژه مقایسه، برای شناسایی شباهت ها و یا تفاوت ها بین دو چیز، استفاده می شود که از لحاظ دستوری صحیح نیست. مثلاً به جای : مقایسه دو واژه، باید بگوییم مقابله دو واژه و مانند آن. به این جمله توجه کنید:
In this sense, ‘cultural
translation’ is counterposed to a ‘linguistic’ or
‘grammatical’ translation that is limited in scope
to the sentences on the page
تذکر:گاه به اشتباه از واژه مقایسه، برای شناسایی شباهت ها و یا تفاوت ها بین دو چیز، استفاده می شود که از لحاظ دستوری صحیح نیست. مثلاً به جای : مقایسه دو واژه، باید بگوییم مقابله دو واژه و مانند آن. به این جمله توجه کنید:
In this sense, ‘cultural
translation’ is counterposed to a ‘linguistic’ or
‘grammatical’ translation that is limited in scope
to the sentences on the page
کلمات دیگر: