1. Co-ordination also implies a certain amount of standardization.
[ترجمه ترگمان]هماهنگی همچنین به مقدار مشخصی از استانداردسازی اشاره دارد
[ترجمه گوگل]هماهنگی نیز یک مقدار مشخصی از استاندارد سازی را نشان می دهد
2. The standardization of textual requirements was an equally important contribution of the Hague Rules to the certainty of the ocean bill.
[ترجمه ترگمان]استاندارد سازی نیازمندی های متنی، یک سهم مساوی از قوانین لاهه با قطعیت قبض اقیانوس بود
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی الزامات متنی، سهم قابل توجهی از قوانین لاهه را به اطمینان از لایحه اقیانوس اختصاص داد
3. Nevertheless, the trend towards standardization could be discerned in countries where industrialization had gone furthest.
[ترجمه ترگمان]با این وجود، گرایش به استانداردسازی در کشورهایی که صنعتی سازی بسیار دورتر از آن قرار دارد، می تواند تشخیص داده شود
[ترجمه گوگل]با این وجود، روند رو به سوی استاندارد سازی می تواند در کشورهایی یافت شود که صنعتی شدن دورتر از آن بوده است
4. Standardization was very important to the Progressives, because the political machines of the day often dispensed services unevenly.
[ترجمه ترگمان]استانداردسازی برای the بسیار مهم بود، زیرا ماشین های سیاسی روز اغلب به طور غیر یکنواخت خدمات توزیع می کردند
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی برای Progressives بسیار مهم بود، چرا که ماشین های سیاسی روز اغلب خدمات را ناهموار می گذاشت
5. The standardization of recording methods allows rapid and highly accurate comparisons to be made between different artifact types.
[ترجمه ترگمان]استاندارد سازی روش های ثبت اجازه می دهد که مقایسه های سریع و بسیار دقیق بین انواع مختلف محصولات انجام شود
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی روش های ضبط اجازه می دهد تا مقایسه های سریع و بسیار دقیق بین انواع مصنوعات مختلف انجام شود
6. The benefits of standardization are coupled with the capacity to respond to change-a way to have your cake and eat it too.
[ترجمه ترگمان]مزایای استانداردسازی با ظرفیت پاسخ به تغییر همراه هستند - راهی برای داشتن کیک و خوردن آن
[ترجمه گوگل]مزایای استاندارد سازی همراه با ظرفیت پاسخ دادن به تغییر است - یک راه برای گرفتن کیک و خوردن آن نیز
7. Such standardization and rationalization of diverse local practices was promoted by lawyers who were the agents of change.
[ترجمه ترگمان]این استاندارد سازی و توجیه روش های متنوع محلی توسط وکلا ایجاد شد که عوامل تغییر بودند
[ترجمه گوگل]چنین استانداردهایی و منطقی از شیوه های گوناگون محلی توسط وکیل هایی که عامل تغییر بودند ارتقا یافت
8. Too often, vertical integration brought with it standardization.
[ترجمه ترگمان]اغلب، ادغام عمودی با آن استانداردسازی آورده می شود
[ترجمه گوگل]اغلب ادغام عمودی با آن استاندارد سازی را به ارمغان آورد
9. Standardization of contracts is typically unilateral, being devised by particular contracting parties or their trade associations.
[ترجمه ترگمان]استانداردسازی قراردادها به طور معمول یک جانبه است که توسط طرفین قرارداد یا اتحادیه های تجاری آن ها طراحی می شود
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی قراردادها معمولا یک جانبه است، که توسط طرف های قراردادی خاص یا انجمن های تجاری آنها طراحی شده است
10. A final chapter describes the standardization of single and sequential extraction procedures and certification of soil and sediment reference materials.
[ترجمه ترگمان]فصل نهایی استاندارد سازی مراحل استخراج واحد و ترتیبی و صدور گواهی نامه مواد مرجع خاک و رسوب را شرح می دهد
[ترجمه گوگل]فصل نهایی استاندارد سازی روش های استخراج تک و متوالی و صدور گواهینامه مواد مرجع خاک و رسوب را توصیف می کند
11. Better standardization of analytic methods between laboratories must be accomplished before existing conflicts are resolved.
[ترجمه ترگمان]استانداردسازی بهتر روش های تحلیلی بین آزمایشگاه ها باید قبل از حل مناقشات موجود انجام شود
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی بهتر روش های تحلیلی بین آزمایشگاه ها باید قبل از حل اختلافات موجود انجام شود
12. Model standardization is the groundwork for use and management models in spatial decision - making supporting system.
[ترجمه ترگمان]استانداردسازی مدل، زمینه ساز استفاده و مدل های مدیریتی در سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری فضایی است
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی مدل پایه ای برای مدل های استفاده و مدیریت در سیستم پشتیبانی تصمیم گیری فضایی است
13. Standardization should also be performed at the hardware level, independent of the migration itself, to minimize the amount of hardware support needed.
[ترجمه ترگمان]استانداردسازی همچنین باید در سطح سخت افزار، مستقل از خود مهاجرت انجام شود تا میزان پشتیبانی سخت افزار مورد نیاز حداقل شود
[ترجمه گوگل]استاندارد سازی نیز باید در سطح سخت افزاری انجام شود، صرف نظر از خود مهاجرت، برای به حداقل رساندن میزان پشتیبانی سخت افزاری مورد نیاز
14. Objective : to discuss the effect of the standardization construction in surgery clinical teaching process of student nurses.
[ترجمه ترگمان]هدف: بحث در مورد تاثیر ساختار استاندارد در فرآیند آموزش بالینی پرستاران دانش آموزان
[ترجمه گوگل]هدف از بحث در مورد تأثیر ساخت و ساز استاندارد سازی در فرایند آموزش بالینی جراحی پرستاران دانشجویی