چاقو - فروبردن - سیخونک زدن، خنجر زدن، زخم زدن، سوراخ کردن، فرو بردن، سیخونک زدن، سیخ زدن
stabbed
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
با چاقو زدن
با چاقو زدن مثالshe took her dagger and stabbed herself
کلمات دیگر:
چاقو - فروبردن - سیخونک زدن، خنجر زدن، زخم زدن، سوراخ کردن، فرو بردن، سیخونک زدن، سیخ زدن