قورت دهنده، بلعنده
swallower
قورت دهنده، بلعنده
انگلیسی به فارسی
قورت دهنده، بلعنده
بلغور
انگلیسی به انگلیسی
• person who swallows; glutton, overeater, one who eats and drinks to excess; body packer, one who smuggles illegal drugs by swallowing drug-filled packets or balloons and passing them rectally to the destination
جملات نمونه
1. The water that bears the boat is the same that swallows it up.
[ترجمه ترگمان]آبی که قایق را حمل می کند همان است که قورت می دهد
[ترجمه گوگل]آب که قایق را حمل می کند، همان است که آن را فرو برد
[ترجمه گوگل]آب که قایق را حمل می کند، همان است که آن را فرو برد
2. The snail slides up the tower at last though the swallow mounteth it sooner.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، حلزون زودتر از برج پایین می لغزد، هر چند که زودتر آن را قورت می دهند
[ترجمه گوگل]حلزون در نهایت قله را بالا می برد، هرچند که فرو برد آن را زودتر می کند
[ترجمه گوگل]حلزون در نهایت قله را بالا می برد، هرچند که فرو برد آن را زودتر می کند
3. Some books are to be tasted, others to be swallowed, and some few to be chewed and digested. Francis Bacon
[ترجمه ترگمان]بعضی از کتاب ها باید مزه شوند، برخی قورت داده شوند و برخی دیگر جویده و هضم شوند فرانسیس بیکن
[ترجمه گوگل]بعضی از کتاب ها باید طعم خورده شوند، دیگران باید بلعیده شوند، و بعضی از آنها باید جویدن و هضم شوند فرانسیس بیکن
[ترجمه گوگل]بعضی از کتاب ها باید طعم خورده شوند، دیگران باید بلعیده شوند، و بعضی از آنها باید جویدن و هضم شوند فرانسیس بیکن
4. One swallow does not make a summer.
[ترجمه ترگمان]یک چلچله یک تابستان نیست
[ترجمه گوگل]یک بلع یک تابستان را ایجاد نمی کند
[ترجمه گوگل]یک بلع یک تابستان را ایجاد نمی کند
5. He swallowed the last of his coffee and asked for the bill.
[ترجمه ترگمان]آخرین جرعه قهوه را نوشید و صورت حساب را خواست
[ترجمه گوگل]او آخرین قهوه خود را بلعیده و از این لایحه خواسته است
[ترجمه گوگل]او آخرین قهوه خود را بلعیده و از این لایحه خواسته است
6. Chew your food up thoroughly before you swallow it.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه قورتش بدی غذات رو خوب بخور
[ترجمه گوگل]خوردن غذا را کاملا قبل از اینکه آن را ببلعد
[ترجمه گوگل]خوردن غذا را کاملا قبل از اینکه آن را ببلعد
7. She accidentally swallowed a glass bead.
[ترجمه ترگمان] اون به طور اتفاقی یه مهره شیشه ای قورت داد
[ترجمه گوگل]او به طور تصادفی یک مهره شیشه ای فرو برد
[ترجمه گوگل]او به طور تصادفی یک مهره شیشه ای فرو برد
8. Chew your food well before swallow.
[ترجمه ترگمان]غذایت را قبل از قورت دادن بخور
[ترجمه گوگل]خوردن غذا را قبل از فرو رفتن بخور
[ترجمه گوگل]خوردن غذا را قبل از فرو رفتن بخور
9. Her throat constricted and she swallowed hard.
[ترجمه ترگمان]بغض گلویش را فشرد و او به سختی آب دهانش را قورت داد
[ترجمه گوگل]گلو او سفت و سخت شد
[ترجمه گوگل]گلو او سفت و سخت شد
10. Did you ever swallow the conspiracy theory about Kennedy?
[ترجمه ترگمان]تا حالا تئوری توطئه کندی رو قورت دادی؟
[ترجمه گوگل]آیا تا به حال نظریه توطئه درباره کندی را فروختید؟
[ترجمه گوگل]آیا تا به حال نظریه توطئه درباره کندی را فروختید؟
11. During the 1980s monster publishing houses started to swallow up smaller companies.
[ترجمه ترگمان]در طول دهه ۱۹۸۰، چاپخانه ها شروع به قورت دادن شرکت های کوچک کردند
[ترجمه گوگل]در طول دهه 1980 چاپخانه های هیولا شروع به فروختن شرکت های کوچکتر کردند
[ترجمه گوگل]در طول دهه 1980 چاپخانه های هیولا شروع به فروختن شرکت های کوچکتر کردند
12. He contracted his brows and swallowed medicine down.
[ترجمه ترگمان]ابروهایش را درهم کشید و آب دهانش را فرو داد
[ترجمه گوگل]او برادرهایش را گرفت و دارو را فرو برد
[ترجمه گوگل]او برادرهایش را گرفت و دارو را فرو برد
13. I really wish there's a dark hole that would swallow up bad people.
[ترجمه ترگمان]واقعا آرزو می کنم حفره ای تاریک وجود داشته باشد که مردم بد را ببلعد
[ترجمه گوگل]من واقعا آرزو می کنم یک سوراخ تاریک وجود داشته باشد که مردم بد را ببلعد
[ترجمه گوگل]من واقعا آرزو می کنم یک سوراخ تاریک وجود داشته باشد که مردم بد را ببلعد
14. The snake swallowing its tail is a representation of infinity.
[ترجمه ترگمان]مار که دمش را قورت می دهد نمایشی از ابدیت است
[ترجمه گوگل]مار که بلع دم است، نمادی از بی نهایت است
[ترجمه گوگل]مار که بلع دم است، نمادی از بی نهایت است
15. After the operation you may find it difficult to chew and swallow.
[ترجمه ترگمان]بعد از عملیاتی که ممکن است برای جویدن و قورت دادن دشوار باشد
[ترجمه گوگل]پس از عمل شما ممکن است دشوار است جویدن و بلعیدن
[ترجمه گوگل]پس از عمل شما ممکن است دشوار است جویدن و بلعیدن
کلمات دیگر: