سوگند خورده، پروپاقرص، دوآتشه، سرسخت، اسم مفعول: swear، کفر، فحش
sworn
سوگند خورده، پروپاقرص، دوآتشه، سرسخت، اسم مفعول: swear، کفر، فحش
انگلیسی به فارسی
قسمت سوم فعل Swear
سوگند یاد کرد، فحش دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن، قسم دادن، عهد کردن
انگلیسی به انگلیسی
( verb )
• : تعریف: past participle of swear.
صفت ( adjective )
• (1) تعریف: bound by or having taken an oath.
- a sworn witness for the trial
[ترجمه ترگمان] یه شاهد قسم خورده برای محاکمه
[ترجمه گوگل] یک شاهد متهم به دادگاه
[ترجمه گوگل] یک شاهد متهم به دادگاه
• (2) تعریف: openly confessed or admitted; avowed.
• مشابه: avowed
• مشابه: avowed
- a sworn enemy of democracy
[ترجمه ترگمان] دشمن قسم خورده دموکراسی
[ترجمه گوگل] دشمن سوگند دموکراسی
[ترجمه گوگل] دشمن سوگند دموکراسی
• said under oath; bound by a pledge; avowed, declared, openly acknowledged
sworn is the past participle of swear.
if you make a sworn statement or declaration, you swear that everything that you have said in it is true.
sworn is the past participle of swear.
if you make a sworn statement or declaration, you swear that everything that you have said in it is true.
Infinitive: swear, Simple Past: swore
جملات نمونه
1. a sworn enemy
دشمن سرسخت
2. i have sworn to tell the truth
سوگند خورده ام که حقیقت را بگویم.
3. subscribed and sworn before me on the 14th of june, 1998
در روز چهاردهم ژوئن 1998 در حضور اینجانب امضا و (با سوگند) تعهد شد.
4. The allegations against them were made in sworn evidence to the inquiry.
[ترجمه ترگمان]اتهامات علیه آن ها به عنوان مدرک سوگند یاد شده بود
[ترجمه گوگل]اتهامات علیه آنها به شواهد و مدارک سوگند یاد کرده است
[ترجمه گوگل]اتهامات علیه آنها به شواهد و مدارک سوگند یاد کرده است
5. I have sworn an oath of loyalty to the monarchy.
[ترجمه ترگمان]من سوگند وفاداری به سلطنت سوگند یاد کرده ام
[ترجمه گوگل]من سوگند به وفاداری به سلطنت دادم
[ترجمه گوگل]من سوگند به وفاداری به سلطنت دادم
6. He's going to be sworn in as Mayor next week.
[ترجمه ترگمان]قرار است هفته بعد به عنوان شهردار سوگند یاد کند
[ترجمه گوگل]او در هفته آینده شهردار خواهد شد
[ترجمه گوگل]او در هفته آینده شهردار خواهد شد
7. All the researchers on the project are sworn to secrecy.
[ترجمه ترگمان]همه محققان در این پروژه سوگند خورده اند
[ترجمه گوگل]همه محققان در این پروژه به دنبال قاچاق هستند
[ترجمه گوگل]همه محققان در این پروژه به دنبال قاچاق هستند
8. You have sworn under oath that you never met this man.
[ترجمه ترگمان]تو قسم خوردی که هرگز این مرد رو ندیده باشی
[ترجمه گوگل]شما تحت سوگند سوگند خوردید که هرگز این مرد را ندیده اید
[ترجمه گوگل]شما تحت سوگند سوگند خوردید که هرگز این مرد را ندیده اید
9. We were all sworn to secrecy about the plan.
[ترجمه ترگمان]ما همه سوگند یاد کردیم که این نقشه رو مخفی نگه داریم
[ترجمه گوگل]همه ما به قصد پنهانکاری در مورد این طرح سوگند یاد کردیم
[ترجمه گوگل]همه ما به قصد پنهانکاری در مورد این طرح سوگند یاد کردیم
10. Remember, you have sworn to tell the truth.
[ترجمه وحید] به خاطر داشته باشید که شما قسم خورده اید تا حقیقت را بگویید
[ترجمه ترگمان]یادت باشه، قسم خوردی که حقیقت رو بگی[ترجمه گوگل]به خاطر داشته باشید که شما حقیقت را قسم خورده اید
11. They were sworn in the club last month.
[ترجمه ترگمان] ماه پیش توی کلوب قسم خورده بودن
[ترجمه گوگل]آنها در ماه گذشته در باشگاه سوگند یاد کردند
[ترجمه گوگل]آنها در ماه گذشته در باشگاه سوگند یاد کردند
12. I could have sworn I had my keys.
[ترجمه ترگمان]میتونم قسم بخورم که کلیدهام رو داشتم
[ترجمه گوگل]من می توانستم سوگند یاد کنم کلید های من را داشتم
[ترجمه گوگل]من می توانستم سوگند یاد کنم کلید های من را داشتم
13. The new jury were sworn in.
[ترجمه ترگمان]اعضای هیات منصفه سوگند خوردند که
[ترجمه گوگل]هیئت داوران جدید به سوگند یاد کرد
[ترجمه گوگل]هیئت داوران جدید به سوگند یاد کرد
14. Everyone involved was sworn to secrecy.
[ترجمه ترگمان]همه کسانی که درگیر بودند سوگند رازداری خوردند
[ترجمه گوگل]هرکسی که درگیر آن بود، به قاطعیت قول داده شد
[ترجمه گوگل]هرکسی که درگیر آن بود، به قاطعیت قول داده شد
a sworn enemy
دشمن سرسخت
پیشنهاد کاربران
به معنای انجام شده بود هم میشه
Done=sworn
Done=sworn
بیانیه
کلمات دیگر: