کلمه جو
صفحه اصلی

sweetshop


انگلیس شیرینی فروشی، قنادی

انگلیسی به فارسی

(انگلیس) شیرینی فروشی، قنادی


انگلیسی به انگلیسی

• a sweet shop is a small shop that sells sweets and cigarettes.

جملات نمونه

1. The charge at my local sweetshop for genuine Wall's Cornetto and a choc ice is £
[ترجمه ترگمان]اتهام at محلی من برای وال استریت واقعی و یک تکه یخ choc پوند است
[ترجمه گوگل]شارژ من در آشپزخانه محلی برای کورنتو واقعی دیوار و یخ شکن، � است

2. Bacon's sweet-shop and grocery was at ground level.
[ترجمه ترگمان]مغازه شیرینی و خواربار فروشی بیکن در سطح زمین قرار داشت
[ترجمه گوگل]فروشگاه شیرینی و مواد غذایی بیکن در سطح زمین بود

3. On his way to a sweetshop, he dropped his 50 pence and it bounced along the pavement and fell into a culvert.
[ترجمه ترگمان]در راه رفتن به مغازه آب نبات، ۵۰ پنس خود را انداخت و روی پیاده رو افتاد و به داخل یک پل افتاد
[ترجمه گوگل]در راه خود را به شیرینی فروشی، او 50 پانزر خود را کاهش داد و آن را در امتداد پیاده رو بالا رفت و به دریچه افتاد

4. Our so-called "leaders" couldn't lead children into a sweetshop, it seems.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که رهبران ما به اصطلاح \"رهبران\" نمی توانستند کودکان را به یک sweetshop هدایت کنند
[ترجمه گوگل]به اصطلاح 'رهبران' ما نمی تواند بچه ها را به شیرینی فروشی هدایت کند، به نظر می رسد

5. Honey duke's Sweetshop is brilliant, but nothing beats Zonko's Joke Shop.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه عزیزم دوک s خیلی عالیه ولی از فروشگاه شوخی زو نکو هیچ خبری نیست
[ترجمه گوگل]Sweetshop Honey Duke درخشان است اما هیچکدام از شوخی فروشگاه Zonko را شکست نمی دهد

6. Before we go back to the car she leaves me loose in a sweetshop.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه به ماشین برگردیم، او مرا در آب نبات فروشی رها می کند
[ترجمه گوگل]قبل از بازگشت به ماشین او من را در شیرینی فروشی آزاد می کند

7. With nothing left to prove, he seemed to be having fun, like a kid in a sweetshop.
[ترجمه ترگمان]چیزی نمانده بود که ثابت کند، مثل بچه ای در آب نبات فروشی خوش حال است
[ترجمه گوگل]به نظر میرسید که هیچ چیز ثابت نکرد، مانند یک بچه در شیرینی فروشی، سرگرم کننده بود

8. However, George wasn't upset because the owner of the sweetshop rewarded him a large box of chocolate after she learned his trouble.
[ترجمه ترگمان]با این حال، جورج ناراحت نبود زیرا صاحب the پس از اینکه به مشکل خود پی برد یک جعبه بزرگ شکلات به او داد
[ترجمه گوگل]با این حال، جورج ناراحت شد زیرا صاحب شیرینی فروشی پس از اینکه او مشکل خود را درک کرد، یک جعبه بزرگ شکلات را پاداش داد

9. As Easter approaches, more elaborate eggs than these fill the sweetshop windows.
[ترجمه ترگمان]همان طور که عید پاک نزدیک می شود، بیشتر از این، پنجره های sweetshop را پر می کنند
[ترجمه گوگل]به عنوان روش های عید پاک، تخم مرغ های دقیق تر از این پنجره های شیرینی را پر می کنند

پیشنهاد کاربران

آبنبات فروشی

شیرینی فروشی ، قنادی

فارسی : قنادی ، شیرینی فروشی ، آبنبات فروشی
انگلیسی : sweet shop
فرانسوی : Bonbons � vendre

مثال : Now the sweet shop is closed
شیرینی فروشی الان تعطیله

کارگاههایی که شرایط کاری سخت و خطرناک با مزد پایین دارند .
کارگاههایی که بیگاری میکشند


کلمات دیگر: