شیرین، شیرین کردن، ملایم کردن، شیرین شدن
sweetened
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• with sugar or some other sweetener added
جملات نمونه
1. flowers sweetened the air of the garden
گل ها هوای باغ را مطبوع می کردند.
2. they sweetened the deal by offering an interest-free loan
آنان با دادن پیشنهاد وام بی بهره معامله را پذیرفتنی تر کردند.
3. The apple mixture can be sweetened with honey.
[ترجمه ترگمان]مخلوط سیب می تواند با عسل شیرین شود
[ترجمه گوگل]مخلوط سیب را می توان با عسل شیرین کرد
[ترجمه گوگل]مخلوط سیب را می توان با عسل شیرین کرد
4. Her voice sweetened to her child even when she was angry.
[ترجمه ترگمان]صدایش حتی موقعی که عصبانی می شد، صدایش را شیرین می کرد
[ترجمه گوگل]حتی زمانی که عصبانی شد، صدای او به فرزندش شیرین بود
[ترجمه گوگل]حتی زمانی که عصبانی شد، صدای او به فرزندش شیرین بود
5. He sweetened the pill by increasing wages, although by slightly less than he raised prices.
[ترجمه ترگمان]او با افزایش دستمزدها، قرص را شیرین کرد، اگر چه با کمی کم تر از قیمت بالا بردن قیمت
[ترجمه گوگل]وی با افزایش دستمزدها، قرص را شیرین کرد، گرچه کمی کمتر از قیمت هایش بالا رفت
[ترجمه گوگل]وی با افزایش دستمزدها، قرص را شیرین کرد، گرچه کمی کمتر از قیمت هایش بالا رفت
6. The management sweetened the deal by offering an extra 2% to staff on the lowest end of the pay scale.
[ترجمه ترگمان]این مدیریت این معامله را با ارائه ۲ % اضافی به کارکنان در پایین ترین قسمت در مقیاس پرداختی از بین برد
[ترجمه گوگل]مدیران این قرارداد را با ارائه 2 درصد اضافی به کارکنان در پایین ترین سطح مقرری، شیرین کردند
[ترجمه گوگل]مدیران این قرارداد را با ارائه 2 درصد اضافی به کارکنان در پایین ترین سطح مقرری، شیرین کردند
7. Your tea is sweetened with honey.
[ترجمه ترگمان] چایی تو با عسل شیرین شده
[ترجمه گوگل]چای شما با عسل شیرین است
[ترجمه گوگل]چای شما با عسل شیرین است
8. Kalon Group has sweetened its takeover offer for Manders.
[ترجمه ترگمان]گروه \"Kalon\" پیشنهاد تصاحب خود را برای \"Manders\" شیرین کرده است
[ترجمه گوگل]کالون گروه پیشنهاد خود را برای Manders شیرین کرده است
[ترجمه گوگل]کالون گروه پیشنهاد خود را برای Manders شیرین کرده است
9. Anna with a hot temper sweetened after getting married.
[ترجمه ترگمان]آنا با خلق خوش خویی که بعد از ازدواج شیرین شده بود
[ترجمه گوگل]آنا پس از ازدواج با شیرین کاری گرم
[ترجمه گوگل]آنا پس از ازدواج با شیرین کاری گرم
10. Old age had not sweetened her.
[ترجمه ترگمان]پیری او را sweetened نکرده بود
[ترجمه گوگل]سن او او را شیرین نکرد
[ترجمه گوگل]سن او او را شیرین نکرد
11. He was sweetened by her persuasion.
[ترجمه ترگمان]او از این تشویق خوشش آمده بود
[ترجمه گوگل]او تحت تأثیر او شیرین بود
[ترجمه گوگل]او تحت تأثیر او شیرین بود
12. She was sweetened with her charming smile.
[ترجمه ترگمان]با آن لبخند ملیح او شیرین شده بود
[ترجمه گوگل]او با لبخند جذابش شیرین شد
[ترجمه گوگل]او با لبخند جذابش شیرین شد
13. Sweetened only by honey, the soft texture is created by the addition of fresh buttermilk.
[ترجمه ترگمان]بافت نرم تنها با عسل و آب دوغ تازه ایجاد می شود
[ترجمه گوگل]با اضافه کردن عسل، بافت نرم تنها با عسل مخلوط می شود
[ترجمه گوگل]با اضافه کردن عسل، بافت نرم تنها با عسل مخلوط می شود
14. Back in the kitchen he poured coffee, adding sweetened condensed milk for instant energy.
[ترجمه ترگمان]در آشپزخانه قهوه ریخت و شیر عسلی را برای انرژی فوری اضافه کرد
[ترجمه گوگل]بازگشت به آشپزخانه او ریختن قهوه، اضافه کردن شیر تغلیظ شیرین برای انرژی فوری
[ترجمه گوگل]بازگشت به آشپزخانه او ریختن قهوه، اضافه کردن شیر تغلیظ شیرین برای انرژی فوری
پیشنهاد کاربران
شیرین
شیرین شده
کلمات دیگر: