کلمه جو
صفحه اصلی

swim with the tide

انگلیسی به انگلیسی

• go with the flow, do as everyone else does

جملات نمونه

1. A politician soon learns to swim with the tide and offer the voters things that they want, so as to gain their votes.
[ترجمه ترگمان]یک سیاست مدار به زودی یاد می گیرد با مد شنا کند و چیزهایی را که می خواهند به رای دهندگان ارائه دهد تا رای های خود را بدست آورند
[ترجمه گوگل]یک سیاستمدار به زودی یاد میگیرد که با شنا کردن شنا کند و رأی دهندگان را به آنچه که می خواهند، ارائه دهند تا بتوانند رای خود را به دست آورند

2. I thought I'd just swim with the tide and leave when everyone else does.
[ترجمه ترگمان]فکر می کردم فقط با جزر و مد شنا کنم و وقتی دیگران این کار را می کنند، اینجا را ترک کنم
[ترجمه گوگل]من فکر کردم که من فقط با جزر و مد شنا کنم و هر زمانی که دیگران کار می کنند ترک کنند

3. It's easier to swim with the tide than to oppose the views of the majority.
[ترجمه ترگمان]شنا کردن با امواج آسان تر از مخالفت با دیدگاه های اکثریت است
[ترجمه گوگل]با شناختن جزئیات آن آسان تر است تا با نظرات اکثریت مخالف باشید

4. Privatization of national corporations represents an effort to swim with the tide of internationalization and liberalization.
[ترجمه ترگمان]خصوصی سازی شرکت های ملی، تلاش برای شنا کردن با مد بین المللی سازی و آزادسازی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]خصوصی سازی شرکت های ملی نشان دهنده تلاش برای شنا کردن با جریان بین المللی شدن و آزاد سازی است

5. To get ahead—you must swim with the tide.
[ترجمه ترگمان]شما باید با جزر و مد شنا کنید
[ترجمه گوگل]برای پیشبرد - شما باید با جزر و مد شنا کنید

6. The politician soon learned to swim with the tide and offered the voters things that they wanted, so as to gain their votes.
[ترجمه ترگمان]این سیاست مدار به زودی یاد گرفت که با مد شنا کند و به رای دهندگان پیشنهاد کند که می خواهند رای خود را به دست آورند
[ترجمه گوگل]سیاستمدار به زودی آموختن به شنا کردن با جزر و مد و ارائه رای دهندگان چیزهایی که آنها می خواستند، به طوری که برای به دست آوردن رای خود را

7. To swim with the tide, editors must enhance professional attainments, assimilate up-to-date conception and unceasingly study new knowledge and technique.
[ترجمه ترگمان]برای شنا کردن با جزر و مد، ویراستاران باید اهداف حرفه ای خود را ارتقا دهند، مفهوم به روز را جذب کنند و به طور مداوم دانش و تکنیک جدیدی را مطالعه کنند
[ترجمه گوگل]سردبیران باید با شناختن جزر و مد، پیشرفت های حرفه ای را ارتقا دهند، مفهوم تا به امروز را جذب کنند و دانش و تکنیک های جدید را بدون هیچ مشکلی مطالعه کنند

8. It's easier swim with the tide than to oppose the views of the majority.
[ترجمه ترگمان]آسان تر است با جزر و مد شنا کنیم تا با نظرات اکثریت مخالف باشیم
[ترجمه گوگل]شنا کردن با شناختن جزئیات آن آسان تر است تا با نظرات اکثریت مخالف باشد

9. I can only swim with the tide. My choice may make other people look down on. But no way I can not change it, but to accept him!
[ترجمه ترگمان]من فقط میتونم با جزر و مد شنا کنم انتخاب من ممکنه باعث بشه بقیه مردم به این قضیه نگاه کنن اما به هیچ وجه نمی توانم آن را عوض کنم، اما این را قبول دارم!
[ترجمه گوگل]من فقط می توانم با جزر و مد شنا کنم انتخاب من ممکن است افراد دیگر را به سمت پایین بکشاند اما هیچ راهی نمی توانم آن را تغییر دهم، اما او را بپذیرم!

10. I'm not the kind of person who likes to swim with the tide.
[ترجمه ترگمان]من از اون آدم هایی نیستم که دوست داره با جزر و مد شنا کنه
[ترجمه گوگل]من فردی نیستم که دوست دارد با شنا در جزیره شنا کند

11. There are some teenagers who have independent tastes, but most of them tend to swim with the tide.
[ترجمه ترگمان]نوجوانانی هستند که سلیقه مستقلی دارند اما اغلب آن ها با مد شنا می کنند
[ترجمه گوگل]برخی از نوجوانان دارای طعم مستقل هستند، اما اکثر آنها تمایل به شنا کردن با جزر و مد دارند


کلمات دیگر: