نماد شناسی، شناخت نمادها، مبحک مطالعه علائم ونشانه های رمزی
symbology
نماد شناسی، شناخت نمادها، مبحک مطالعه علائم ونشانه های رمزی
انگلیسی به فارسی
مبحث مطالعه علائم ونشانه های رمزی، نماد شناسی
نمادگرایی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: symbological (adj.), symbologist (n.)
مشتقات: symbological (adj.), symbologist (n.)
• (1) تعریف: the study or explanation of symbols or symbolism.
• (2) تعریف: the use of symbols; symbolism.
• study of symbols; use of symbols, art of representing by symbols; symbolism, expression of an idea by means of symbols (as in art, literature, etc.); system of symbols; symbols as a group
جملات نمونه
1. Clowns, Circus and Carnie Symbology are also part of the experience which case those involved to be fearful of these people are experiences at a future date.
[ترجمه ترگمان]\"سیرک\"، \"سیرک\" و \"Carnie Symbology\" نیز بخشی از این تجربه هستند که در مورد کسانی که از این افراد می ترسند در آینده تجربیات خود را تجربه کنند
[ترجمه گوگل]دلقک ها، نماد سیرکوس و کارنی همچنین بخشی از تجربه است که در آن صورت کسانی که درگیر ترس از این افراد هستند، تجربیات در آینده ای نزدیک هستند
[ترجمه گوگل]دلقک ها، نماد سیرکوس و کارنی همچنین بخشی از تجربه است که در آن صورت کسانی که درگیر ترس از این افراد هستند، تجربیات در آینده ای نزدیک هستند
2. The study of symbology has been widely applied to many fields.
[ترجمه ترگمان]مطالعه نمادشناسی به طور گسترده در بسیاری از زمینه ها اعمال شده است
[ترجمه گوگل]مطالعه نمادین به طور گسترده ای در بسیاری از زمینه ها کاربرد دارد
[ترجمه گوگل]مطالعه نمادین به طور گسترده ای در بسیاری از زمینه ها کاربرد دارد
3. Text and symbology on the MFD are color-coded to contrast clearly and sharply with the black of the display screen background.
[ترجمه ترگمان]نمادشناسی و symbology روی the رنگ ها، کدگذاری رنگی هستند که به طور واضح و به وضوح با پس زمینه صفحه نمایش صفحه نمایش کدگذاری می شوند
[ترجمه گوگل]متن و نمادگرایی در MFD رنگی هستند تا به وضوح و واضح با سیاه و سفید از پس زمینه صفحه نمایش روی صفحه نمایش متمرکز شوند
[ترجمه گوگل]متن و نمادگرایی در MFD رنگی هستند تا به وضوح و واضح با سیاه و سفید از پس زمینه صفحه نمایش روی صفحه نمایش متمرکز شوند
4. The Symbology Deck is a mentalist's dream, come true.
[ترجمه ترگمان]The Deck دریایی یک رویای mentalist، واقعیت دارد
[ترجمه گوگل]Deck Symbology یک رویا روحانی است، حقیقت دارد
[ترجمه گوگل]Deck Symbology یک رویا روحانی است، حقیقت دارد
5. Text and symbology on the MFD are color-coded to contrast clearly and sharply with the absolute black of the display screen background.
[ترجمه ترگمان]نمادشناسی و symbology روی the رنگ ها، کدگذاری رنگی هستند که به وضوح و به وضوح با سیاه مطلق پس زمینه صفحه نمایش، کدگذاری شده اند
[ترجمه گوگل]متن و نمادگرایی در MFD رنگی هستند تا به وضوح و واضح با سیاه و سفید مطلق پس زمینه صفحه نمایش، مخالف باشند
[ترجمه گوگل]متن و نمادگرایی در MFD رنگی هستند تا به وضوح و واضح با سیاه و سفید مطلق پس زمینه صفحه نمایش، مخالف باشند
6. When respected American religious symbology expert Dr.
[ترجمه ترگمان]زمانی که به متخصص symbology مذهبی آمریکا احترام می گذاشت،
[ترجمه گوگل]هنگامی که متخصص معارف نمادین دینی آمریکا
[ترجمه گوگل]هنگامی که متخصص معارف نمادین دینی آمریکا
7. We have a symbology denoting Boolean variables, and their complements.
[ترجمه ترگمان]ما یک نمادشناسی داریم که نشانگر متغیرهای بولی و مکمل آن ها هستند
[ترجمه گوگل]ما یک نماد شناسایی متغیرهای بولی و تکمیل آنها داریم
[ترجمه گوگل]ما یک نماد شناسایی متغیرهای بولی و تکمیل آنها داریم
8. It illuminated in the light of symbology principle that the folk dress of waterside villages of Southern Yangtze was not only daily consumer goods, but also a symbol system of folk-custom culture.
[ترجمه ترگمان]این مشعل در پرتو اصول نمادشناسی روشن شد که لباس مردم روستای ساحلی Yangtze جنوبی تنها کالاهای مصرفی روزانه نبود، بلکه نمادی از فرهنگ عامه مردم بود
[ترجمه گوگل]این امر به سبب اصل همبستگی روشن شد که لباس مردانه روستاهای آبریز یانگ تسه جنوبی تنها کالاهای مصرفی روزانه نیست بلکه یک سیستم نماد فرهنگ فرهنگ سفارشی است
[ترجمه گوگل]این امر به سبب اصل همبستگی روشن شد که لباس مردانه روستاهای آبریز یانگ تسه جنوبی تنها کالاهای مصرفی روزانه نیست بلکه یک سیستم نماد فرهنگ فرهنگ سفارشی است
9. This system is used for off - axis symbology for tactical maneuvering.
[ترجمه ترگمان]این سیستم برای symbology دور محور برای مانور تاکتیکی استفاده می شود
[ترجمه گوگل]این سیستم برای نماد off-axis برای مانور تاکتیکی استفاده می شود
[ترجمه گوگل]این سیستم برای نماد off-axis برای مانور تاکتیکی استفاده می شود
10. SFP 1 Radar Operating Concepts, HUD Displays, and Targeting Symbology.
[ترجمه ترگمان]SFP ۱ مفاهیم عملکرد رادار، HUD نمایش، و هدف قرار دادن Symbology
[ترجمه گوگل]SFP 1 Concepts Operating Radar، HUD Displays و Symbolic Targeting
[ترجمه گوگل]SFP 1 Concepts Operating Radar، HUD Displays و Symbolic Targeting
پیشنهاد کاربران
symbology ( هنرهای تجسمی )
واژه مصوب: رمزشناسی 2
تعریف: دانش شناخت نمادها و رمزها|||متـ . نمادشناسی
واژه مصوب: رمزشناسی 2
تعریف: دانش شناخت نمادها و رمزها|||متـ . نمادشناسی
کلمات دیگر: