کلمه جو
صفحه اصلی

swear in


مراسم تحلیف را بجا آوردن، سوگند دادن (به ویژه شاهد دادگاه یا فارغ التحصیل یا کارمند جدید و غیره)، باسوگند بشغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف بکاری گماشتن

انگلیسی به فارسی

قسم بخور، باسوگند بشغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف بکاری گماشتن


باسوگند بشغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف بکاری گماشتن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to administer a legal oath or oath of office to.

- The clerk swore the witness in for the trial.
[ترجمه ترگمان] منشی سوگند خورد که شاهد محاکمه است
[ترجمه گوگل] کارمند شاهد در دادگاه محکوم کرد

• commit to an oath, be introduced to a task

جملات نمونه

1. Don't swear in front of the children.
[ترجمه ترگمان]جلوی بچه ها فحش نده
[ترجمه گوگل]در مقابل کودکان سوگند یاد نکنید

2. She doesn't like to swear in front of the children.
[ترجمه ترگمان]دوست ندارد جلوی بچه ها فحش بگیرد
[ترجمه گوگل]او دوست ندارد که در مقابل فرزندان قسم بخورد

3. Please don't swear in front of the children.
[ترجمه ترگمان]لطفا جلوی بچه ها قسم نخورید
[ترجمه گوگل]لطفا در مقابل کودکان قسم بخورید

4. Are you willing to swear in court that you saw him do it?
[ترجمه ترگمان]می خوای به دادگاه قسم بخوری که دیدی این کار رو کرد؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید در دادگاه سوگند یاد کنید که شما او را دیدید که این کار را انجام می دهد؟

5. Bill, remember yourself! Don't swear in front of the children.
[ترجمه ترگمان]بیل، خودت را به یاد داشته باش! جلوی بچه ها فحش نده
[ترجمه گوگل]بیل، خود را به یاد داشته باشید! در مقابل کودکان سوگند یاد نکنید

6. He has been brought up not to swear in front of women.
[ترجمه ترگمان]او را تربیت کرده اند که در مقابل زنان قسم بخورد
[ترجمه گوگل]او را به سوی قسم خوردن در مقابل زنان آورده است

7. I've never heard you swear in my life.
[ترجمه ترگمان]تا حالا نشنیده بودم که تو به زندگی من قسم بخوری
[ترجمه گوگل]من هرگز شنیده ام که در زندگی ام قسم می خورم

8. Only after four days could the president swear in a replacement.
[ترجمه ترگمان]فقط بعد از چهار روز، رئیس جمهور به جایگزینی سوگند یاد کرد
[ترجمه گوگل]فقط پس از چهار روز رئیس جمهور می تواند جایگزین شود

9. I could even swear in front of my teachers without getting into trouble.
[ترجمه ترگمان]من حتی می تونم جلوی معلم ها قسم بخورم بدون اینکه تو دردسر بیفتم
[ترجمه گوگل]من حتی می توانم در مقابل معلمان من قسم بخورم بدون اینکه وارد مشکل شود

10. Be especially careful not to swear in front of little children. Little pitchers have long ears.
[ترجمه ترگمان]به خصوص مراقب باشید که در مقابل بچه های کوچک قسم نخورید pitchers کوچک گوش های بزرگی دارند
[ترجمه گوگل]به ویژه مراقب باشید که در مقابل بچه های کوچک سوگند یاد نکنید کوزه های کوچک گوش های بلند دارند

11. The chief justice will swear in the president.
[ترجمه ترگمان]رئیس دادگاه به رئیس جمهور قسم میخوره
[ترجمه گوگل]عدالت رئیس جمهور به قسم می خورد

12. Be very careful not to swear in front of little children. Little pitchers have big ears.
[ترجمه ترگمان] مواظب باش جلوی بچه کوچولوها فحش ندی pitchers های کوچک گوش های بزرگی دارند
[ترجمه گوگل]خیلی مراقب باشید که در مقابل بچه های کوچک سوگند یاد نکنید کوزه های کوچک گوش های بزرگ دارند

13. Will you swear in the name of this god that you are not my mother?
[ترجمه ترگمان]به نام این خدا قسم می خوری که مادر من نیستی؟
[ترجمه گوگل]آیا به نام این خدایت سوگند می خورید که مادر من نیستید؟

14. If you had good manners you wouldn't swear in company.
[ترجمه ترگمان]اگر رفتار خوبی داشته باشی، به کسی قسم نمی خوری
[ترجمه گوگل]اگر رفتارهای خوبی داشته باشید، نمی توانید در شرکت قسم بخورید

15. Do you swear in the space and how do you handle it?
[ترجمه ترگمان]تو این فضا قسم می خوری و از کجا این کار رو می کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما در فضای قسم می خورید و چگونه با آن رفتار می کنید؟


کلمات دیگر: