کلمه جو
صفحه اصلی

swatch


مسطوره ی پارچه، نمونه، کمی، اندکی

انگلیسی به فارسی

مسطورهی پارچه، نمونه


(در خوشه یا دسته یا تعداد و غیره) تعداد کم، کمی، اندکی


سوژه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a small sample or specimen cut from something, esp. cloth.
مشابه: sample

• sample of fabric or other material

جملات نمونه

1. Whilst thinking about the tension swatch, why not calculate the rows?
[ترجمه ترگمان]در حالی که به نمونه تنش فکر می کنید، چرا ردیف ها را محاسبه نمی کنید؟
[ترجمه گوگل]در حالی که فکر می کنم در مورد swatch تنش، چرا ردیف محاسبه نمی شود؟

2. Your swatch was 30 stitches to 10 centimetres.
[ترجمه ترگمان]نمونه شما ۳۰ بخیه به ۱۰ سانتی متر بود
[ترجمه گوگل]نمونه شما 30 سوزن تا 10 سانتیمتر بود

3. Color: we check the incoming leather with color swatch, and fill in the report with percentage if any color shading.
[ترجمه ترگمان]رنگ: ما چرمی ورودی را با نمونه رنگی چک می کنیم و در صورت وجود هر گونه سایه رنگ، گزارش را با درصد پر کنید
[ترجمه گوگل]رنگ ما چرم ورودی را با نمونه رنگی بررسی می کنیم و درصورت رنگ سایه ای رنگ، گزارش را با درصد پر می کنیم

4. Don't use white color swatch, avoid creating version of axisymnetric.
[ترجمه ترگمان]از نمونه رنگ سفید استفاده نکنید، از ایجاد نسخه of اجتناب کنید
[ترجمه گوگل]از نمونه سفید سفیدی استفاده نکنید، از ایجاد نسخه محوری استفاده نکنید

5. There's a Swatch store about to open under a latticed terrace.
[ترجمه ترگمان]یک فروشگاه بزرگ برای باز کردن زیر ایوان latticed وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک فروشگاه Swatch برای باز کردن در زیر یک تراس latticed وجود دارد

6. Swatch: Time is what you make of it.
[ترجمه ترگمان] زمان اینه که تو از این کارا می کنی
[ترجمه گوگل]زمان Swatch چیزی است که شما از آن ساخته شده است

7. Color - use this color swatch to set the translucency color.
[ترجمه ترگمان]رنگ - استفاده از این swatch رنگ برای تنظیم رنگ translucency
[ترجمه گوگل]رنگ - از این نمونه رنگی برای تنظیم رنگ پراکنده استفاده کنید

8. Colour swatch: A sample of a specified colour.
[ترجمه ترگمان]نمونه رنگی: نمونه ای از یک رنگ مشخص
[ترجمه گوگل]Swatch رنگ یک نمونه از یک رنگ مشخص شده است

9. Pepole want muscle cars and a swatch of land to play designer on.
[ترجمه ترگمان]Pepole خواستار اتومبیل ماهیچه ای و یک نمونه از زمین برای بازی کردن هستند
[ترجمه گوگل]Pepole ماشین های عضلانی و یک نمونه از زمین را برای طراحی طراح می خواهند

10. Swatch: A collection of colour patches to show the colour of papers or inks.
[ترجمه ترگمان]Swatch: مجموعه ای از وصله های رنگی که رنگ کاغذ یا جوهر را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]Swatch مجموعه ای از رنگ های رنگی برای نشان دادن رنگ کاغذ یا جوهر

11. Once the swatch is made, wo will send you at once.
[ترجمه ترگمان]وقتی که swatch ساخته شد، وو سان تو را فورا خواهد فرستاد
[ترجمه گوگل]هنگامی که نمونه ساخته شده است، WO به شما یک بار ارسال خواهد کرد

12. Women look at the same swatch and declare it to be periwinkle blue .
[ترجمه ترگمان]زن ها به همان نمونه نگاه می کنند و آن را آبی و آبی می دانند
[ترجمه گوگل]زنان در یک نمونه ی مشابه نگاه می کنند و اعلام می کنند که آن آبی رنگ است

13. Swatch Set already exists!
[ترجمه ترگمان]تنظیم Swatch از قبل وجود دارد!
[ترجمه گوگل]مجموعه Swatch در حال حاضر وجود دارد!

14. It seemed a bit risky to begin on the main pieces of work, so I made a separate swatch.
[ترجمه ترگمان]شروع کردن قطعات اصلی کار کمی مخاطره آمیز به نظر می رسید، بنابراین یک نمونه جداگانه ساختم
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید کمی خطرناک برای شروع در قطعات اصلی کار، بنابراین من یک نمونه مجزا ساخته شده است

15. The box disappears, but you have now set the proportions of your pattern with regard to your own swatch measurement.
[ترجمه ترگمان]جعبه ناپدید می شود، اما شما در حال حاضر نسبت الگوی خود را با توجه به واحد swatch خودتان تنظیم کرده اید
[ترجمه گوگل]جعبه ناپدید می شود، اما شما هم اکنون نسبت الگوی خود را با توجه به اندازه گیری Swatch خود تنظیم کرده اید

پیشنهاد کاربران

noun:
a small sample of fabric intended to demonstrate the look of a larger piece

verb:
apply a sample of ( paint, makeup, etc. ) to a surface or one's skin to test or demonstrate the color


کلمات دیگر: