حیات معلق، زیست دروایه، دروایه زیستی، طب وقفه موقت فعالیت های حیاتی وغیره
suspended animation
حیات معلق، زیست دروایه، دروایه زیستی، طب وقفه موقت فعالیت های حیاتی وغیره
انگلیسی به فارسی
(پزشکی) وقفه موقت فعالیت های حیاتی وغیره
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a state in which life functions are temporarily suspended, esp. for resumption under more favorable conditions.
- The astronauts will be in suspended animation during their hundred-year space flight.
[ترجمه ترگمان] این فضا نوردان در جریان پرواز فضایی صد ساله شان غرق خواهند شد
[ترجمه گوگل] فضانوردان در طی پرواز صد ساله خود در انیمیشن معلق قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل] فضانوردان در طی پرواز صد ساله خود در انیمیشن معلق قرار خواهند گرفت
• suspended animation is a state in which the important body functions of an animal are slowed down for a period of time. this is done by freezing or because the animal hibernates.
جملات نمونه
1. She lay in a state of suspended animation, waiting for dawnlight, when she would rise.
[ترجمه ترگمان]در حالت روحی معلق ماند و منتظر ماند تا she از جا برخیزد
[ترجمه گوگل]او در وضعیت انیمیشن معلق قرار گرفت، در حالی که انتظار می رود نور خورشید، هنگامی که او بلند می شود
[ترجمه گوگل]او در وضعیت انیمیشن معلق قرار گرفت، در حالی که انتظار می رود نور خورشید، هنگامی که او بلند می شود
2. Hibernating animals survive the winter in suspended animation.
[ترجمه ترگمان]حیوانات Hibernating در انیمیشن به حالت تعلیق جان سالم به در بردند
[ترجمه گوگل]حیوانات از خواب بیدار در زمستان در انیمیشن معلق زنده ماندند
[ترجمه گوگل]حیوانات از خواب بیدار در زمستان در انیمیشن معلق زنده ماندند
3. The whole project is in suspended animation while we wait for permission to proceed.
[ترجمه ترگمان]تمام این پروژه در انیمیشن به حالت تعلیق درآمده است در حالی که ما منتظر اجازه ادامه کار هستیم
[ترجمه گوگل]کل پروژه در حالت تعلیق در حال حرکت است، در حالیکه منتظر اجازه برای ادامه هستیم
[ترجمه گوگل]کل پروژه در حالت تعلیق در حال حرکت است، در حالیکه منتظر اجازه برای ادامه هستیم
4. The United States' political institutions were in suspended animation.
[ترجمه ترگمان]موسسات سیاسی ایالات متحده در حال تعلیق بودند
[ترجمه گوگل]موسسات سیاسی ایالات متحده در انیمیشن معلق شدند
[ترجمه گوگل]موسسات سیاسی ایالات متحده در انیمیشن معلق شدند
5. Everyone was in a state of suspended animation.
[ترجمه ترگمان]همه در حالت روحی معلق بودند
[ترجمه گوگل]هر کس در حالت انیمیشن معلق بود
[ترجمه گوگل]هر کس در حالت انیمیشن معلق بود
6. In its present state of suspended animation, however, H-4 may look forward to a well-preserved life of undetermined longevity.
[ترجمه ترگمان]با این حال، در حالت کنونی انیمیشن معلق، H - ۴ ممکن است به یک زندگی سالم از طول عمر نامعلوم نگاه کند
[ترجمه گوگل]با این حال، در حالت فعلی انیمیشن معلق، H-4 ممکن است منتظر یک زندگی سالم باقی مانده از زندگی نامشخص است
[ترجمه گوگل]با این حال، در حالت فعلی انیمیشن معلق، H-4 ممکن است منتظر یک زندگی سالم باقی مانده از زندگی نامشخص است
7. It can remain in this state of suspended animation for at least two years.
[ترجمه ترگمان]این حالت می تواند در این حالت از انیمیشن معلق به مدت حداقل دو سال باقی بماند
[ترجمه گوگل]این می تواند در این حالت از انیمیشن معلق برای حداقل دو سال باقی بماند
[ترجمه گوگل]این می تواند در این حالت از انیمیشن معلق برای حداقل دو سال باقی بماند
8. The Hague conference is in suspended animation.
[ترجمه ترگمان]کنفرانس لاهه در حال تعلیق است
[ترجمه گوگل]کنفرانس لاهه در انیمیشن معلق است
[ترجمه گوگل]کنفرانس لاهه در انیمیشن معلق است
9. But it will not result in suspended animation, virtual memory is the most under - Xiao Huang Triangle.
[ترجمه ترگمان]اما این منجر به انیمیشن معلق نخواهد شد، حافظه مجازی the Xiao Huang است
[ترجمه گوگل]اما آن را در انیمیشن معلق نخواهد بود، حافظه مجازی بیشتر تحت - Xiao هوانگ مثلث است
[ترجمه گوگل]اما آن را در انیمیشن معلق نخواهد بود، حافظه مجازی بیشتر تحت - Xiao هوانگ مثلث است
10. Some animals, such as hedgehogs, exist in a state of suspended animation during the winter.
[ترجمه ترگمان]برخی از حیوانات، مانند خارپشت، در حالت انیمیشن معلق در طول زمستان وجود دارند
[ترجمه گوگل]بعضی از حیوانات، مانند جوجه تیغی، در زمستان به حالت تعلیق در می آیند
[ترجمه گوگل]بعضی از حیوانات، مانند جوجه تیغی، در زمستان به حالت تعلیق در می آیند
11. But Fred's never really known what to do with it. Suspended animation between classes.
[ترجمه ترگمان]اما فرد هرگز نمی داند با آن چه کند از دو کلاس شور و هیجان آویخته بود
[ترجمه گوگل]اما فرد هرگز واقعا نمی داند چه باید بکند انیمیشن متوقف شده بین کلاس ها
[ترجمه گوگل]اما فرد هرگز واقعا نمی داند چه باید بکند انیمیشن متوقف شده بین کلاس ها
12. The creature seemed to be in a state of suspended animation.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که آن موجود جاندار به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]موجودی به نظر می رسید در وضعیت انیمیشن معلق است
[ترجمه گوگل]موجودی به نظر می رسید در وضعیت انیمیشن معلق است
13. The political life of the nation finally came out of its suspended animation.
[ترجمه ترگمان]زندگی سیاسی ملت سرانجام از انیمیشن معلق خارج شد
[ترجمه گوگل]زندگی سیاسی این کشور در نهایت از انیمیشن معلقش خارج شد
[ترجمه گوگل]زندگی سیاسی این کشور در نهایت از انیمیشن معلقش خارج شد
14. That was true, but it was also a ti me of shock, suspended animation.
[ترجمه ترگمان]این حرف درست بود، اما این هم از آن هیجان ناشی از هیجان بود که به حالت تعلیق درآمده بود
[ترجمه گوگل]این درست بود، اما آن نیز من از شوک، انیمیشن معلق بود
[ترجمه گوگل]این درست بود، اما آن نیز من از شوک، انیمیشن معلق بود
پیشنهاد کاربران
حیات معلق. حالتی که درآن عملکرد حیاتی بدن بدون مرگ، متوقف میشود. مثل حیواناتی که به خواب زمستانی میروند. ( یا فضانوردها توی فیلمای تخیلی که توی دستگاه میخوابن و فریز میشن )
زندگی نباتی
کمای مصنوعی
کلمات دیگر: