به آسانی و با موفقیت، بی مانع
swimmingly
به آسانی و با موفقیت، بی مانع
انگلیسی به فارسی
به اسانی،بیمانع
ذاتا
انگلیسی به انگلیسی
قید ( adverb )
• : تعریف: with great ease or success; splendidly.
• while swimming; smoothly, easily
if something goes swimmingly, it proceeds in a very satisfactory way, without any problems.
if something goes swimmingly, it proceeds in a very satisfactory way, without any problems.
مترادف و متضاد
very well
Synonyms: as planned, cosily, easily, effectively, effortlessly, favorably, fortunately, happily, like a dream, like clockwork, prosperously, quickly, satisfyingly, smoothly, successfully, well, with flying colors, with no trouble, without a hitch
Antonyms: lousy
جملات نمونه
1. The work has been going swimmingly.
[ترجمه ترگمان]این کار در حال انجام است
[ترجمه گوگل]کار به آرامی انجام شده است
[ترجمه گوگل]کار به آرامی انجام شده است
2. We hope everything will go swimmingly .
[ترجمه ترگمان] امیدواریم که همه چیز خوب پیش بره
[ترجمه گوگل]امیدواریم همه چیز به آرامی آغاز شود
[ترجمه گوگل]امیدواریم همه چیز به آرامی آغاز شود
3. Everything went swimmingly until Peter started talking about money.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خراب شد تا پیتر شروع به صحبت درباره پول کرد
[ترجمه گوگل]همه چیز به آرامی شروع شد تا زمانی که پیتر شروع به صحبت در مورد پول کرد
[ترجمه گوگل]همه چیز به آرامی شروع شد تا زمانی که پیتر شروع به صحبت در مورد پول کرد
4. Things were going swimmingly, what with remarkably honest plumbers, electricians and carpenters fixing up my new home.
[ترجمه ترگمان]اوضاع بر وفق مراد پیش می رفت، چه، با کارگران فوق العاده صادق، برق کار و نجارها خانه جدیدم را تعمیر می کردند
[ترجمه گوگل]چیزهایی که به نظر میرسید، با آنچه که با لوله کشهای قابل احترام، برقکارها و نجارها انجام میشد، خانه من را تعمیر میکرد
[ترجمه گوگل]چیزهایی که به نظر میرسید، با آنچه که با لوله کشهای قابل احترام، برقکارها و نجارها انجام میشد، خانه من را تعمیر میکرد
5. Somehow, this mix all works out swimmingly.
[ترجمه ترگمان] یه جورایی، این مخلوط با \"swimmingly\" حل میشه
[ترجمه گوگل]به هر حال، این ترکیب همه کار به درستی انجام می شود
[ترجمه گوگل]به هر حال، این ترکیب همه کار به درستی انجام می شود
6. We're getting along swimmingly.
[ترجمه ترگمان]ما داریم از swimmingly عبور می کنیم
[ترجمه گوگل]ما در حال احتیاج هستیم
[ترجمه گوگل]ما در حال احتیاج هستیم
7. Everything had been going swimmingly only a moment before.
[ترجمه ترگمان]همه چیز فقط یک لحظه پیش بود
[ترجمه گوگل]همه چیز فقط لحظه ای به حال ذهنی بود
[ترجمه گوگل]همه چیز فقط لحظه ای به حال ذهنی بود
8. I'm sure your party tomorrow will go swimmingly.
[ترجمه ترگمان]مطمئنم که party فردا به swimmingly خواهد رفت
[ترجمه گوگل]من مطمئن هستم که فردا فردا به آرامی می رود
[ترجمه گوگل]من مطمئن هستم که فردا فردا به آرامی می رود
9. We all swimmingly, and my wife and her sister have always been best friends.
[ترجمه ترگمان]همه ما swimmingly و زنم و خواهرش همیشه با هم دوست بوده ایم
[ترجمه گوگل]همه ما معطر هستیم، و همسر و خواهر من همیشه بهترین دوستانند
[ترجمه گوگل]همه ما معطر هستیم، و همسر و خواهر من همیشه بهترین دوستانند
10. Everything went swimmingly, ie proceeded without difficulties.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خراب شد و به هیچ مشکلی پیش نرفت
[ترجمه گوگل]همه چیز به آرامی آغاز شد، یعنی بدون مشکل ادامه یافت
[ترجمه گوگل]همه چیز به آرامی آغاز شد، یعنی بدون مشکل ادامه یافت
11. Despite of some mishaps, everything went swimmingly.
[ترجمه ترگمان]بر خلاف بعضی از اتفاقات ناگوار همه چیز خراب شد
[ترجمه گوگل]علیرغم برخی از حوادث ناگوار، همه چیز به آرامی آغاز شد
[ترجمه گوگل]علیرغم برخی از حوادث ناگوار، همه چیز به آرامی آغاز شد
12. Drainage: rainwater and sewage are discharged swimmingly.
[ترجمه ترگمان]فاضلاب: آب باران و فاضلاب تخلیه می شوند
[ترجمه گوگل]آب باران زهکشی و فاضلاب تخلیه شده است
[ترجمه گوگل]آب باران زهکشی و فاضلاب تخلیه شده است
13. So far all had gone swimmingly, but now we come to the snags.
[ترجمه ترگمان]تا حالا همه چیز خراب شده بود، اما حالا به طرف snags
[ترجمه گوگل]تا کنون همه چیز به آرامی رفته است، اما اکنون به عقب افتاده ایم
[ترجمه گوگل]تا کنون همه چیز به آرامی رفته است، اما اکنون به عقب افتاده ایم
14. The bride looked beautiful and the whole wedding went swimmingly.
[ترجمه ترگمان]عروس زیبا به نظر می رسید و تمام روز عروسی به پایان می رسید
[ترجمه گوگل]عروس زیبا به نظر می رسید و کل عروسی به آرامی می رفت
[ترجمه گوگل]عروس زیبا به نظر می رسید و کل عروسی به آرامی می رفت
کلمات دیگر: