کلمه جو
صفحه اصلی

spurs

انگلیسی به فارسی

اسپرس، سیخ، خوشنامی، مهمیز، سیخ-ک، مهمیز زدن


جملات نمونه

1. rustam set spurs to his horse
رستم به اسبش مهمیز زد.

2. win one's spurs
به مقام و شهرت رسیدن،مقام خود را تحکیم کردن

3. win one's spurs
به شهرت یا کامیابی رسیدن،موفق شدن،به مقام بلند رسیدن

4. his boots had spurs
چکمه های او مهمیز داشت.

پیشنهاد کاربران

ارتقا - ترفیع ( در حسابداری و مدیریت )


کلمات دیگر: