کلمه جو
صفحه اصلی

surrey


(سده ی 19) کالسکه ی چهار چرخه، درشکه، ساری (شاعر انگلیسی)، شهرستان سری (در جنوب خاوری انگلیس)

انگلیسی به فارسی

(سدهی 19) کالسکه‌ی چهار چرخه، درشکه


ساری (شاعر انگلیسی)


شهرستان سری (در جنوب خاوری انگلیس)


سوریه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: surreys
• : تعریف: a lightweight horse-drawn carriage with four wheels and two seats, each of which accommodates two people.
مشابه: carriage

• four-wheeled horse-drawn carriage

جملات نمونه

1. He grew up in the comfort of the Surrey stockbroker belt.
[ترجمه ترگمان]او در آرامش کمربند ساری بزرگ شده بود
[ترجمه گوگل]او در کمربند سهامداران Surrey بزرگ شد

2. He commuted daily between London and Surrey.
[ترجمه ترگمان]او هر روز بین لندن و ساری به گردش می رفت
[ترجمه گوگل]او روزانه بین لندن و سوری تعویض کرد

3. The Surrey team were given a warning last year for repeated offences.
[ترجمه ترگمان]تیم ساری در سال گذشته به خاطر جرم های مکرر هشدار داده شد
[ترجمه گوگل]تیم سوری در سال گذشته برای جرایم مکرر اخطار داده شد

4. Welcome to our little corner of Surrey.
[ترجمه ترگمان]به گوشه کوچولوی سوری ما خوش آمدید
[ترجمه گوگل]به گوشه کوچکی از سوری خوش آمدید

5. They've just bought an 18th-century pile in Surrey.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک توده قرن ۱۸ در ساری خریدند
[ترجمه گوگل]آنها فقط یک شمع قرن 18th در Surrey خریداری کرده اند

6. Surrey have been building up an impregnable lead in this season's County Championship.
[ترجمه ترگمان]در مسابقات قهرمانی این فصل، ساری یک رهبری غیرقابل تسخیر بوده است
[ترجمه گوگل]سرلی در فصل جدید این فصل، قهرمانی در این فصل را به دست آورده است

7. When the Earl of Surrey died in 134he left no direct heir.
[ترجمه ترگمان]وقتی ارل آو ساری در سال ۱۳۴ درگذشت، او هیچ وارثی نداشت
[ترجمه گوگل]هنگامی که ارل سوری درگذشت، در سمت چپ هیچ وکیل مستقیم وجود نداشت

8. Traces still remain of the long-defunct Surrey Iron Railway.
[ترجمه ترگمان]هنوز بقایای راه آهن از بین رفته است که از بین رفته است
[ترجمه گوگل]ردیابی هنوز هم از قلمرو آهن سرلی سایرا باقی مانده است

9. People living in Surrey Street say they are tired of an unhealthy eyesore in their midst.
[ترجمه ترگمان]مردمی که در ساری زندگی می کنند می گویند که از an ناسالم در میان آن ها خسته شده اند
[ترجمه گوگل]افرادی که در خیابان سورری زندگی می کنند می گویند از خستگی ناخوشایند در میان آنها خسته شده اند

10. Joey Benjamin was the pick of the Surrey bowlers with four for 79 off 29 overs.
[ترجمه ترگمان]\"جوی بنجامین\" (جویی بنجامین)، برنده چهار توپ گیران سوری با کسب چهار ویکت در ۲۹ اور ۲۹ اور بود
[ترجمه گوگل]Joey Benjamin انتخاب کنکور Surrey با چهار نفر برای 79 خروج 29 overs بود

11. Surrey had made 92 for three when Stuart suddenly declared - we thought he had gone mad.
[ترجمه ترگمان]ساری برای سه سال آماده کرده بود که استوارت ناگهان اعلام کرد که او دیوانه شده است
[ترجمه گوگل]سوری، زمانی که استوارت ناگهان اعلام کرد، 92 بار برای سه بار ساخته شده بود، فکر کردیم دیوانه شده است

12. Harris faces a tough opener against fast improving Surrey youngster Tim Garner at noon on the opening day.
[ترجمه ترگمان]هریس در روز افتتاحیه در روز افتتاحیه، در برابر بهبود سریع تیم ملی سوری (سوری)روبرو است
[ترجمه گوگل]هریس در برابر روزنامۀ بازپرسی روز بعد از ظهر روز جمعه، یک بازوی سختگیر را در برابر سریع تر بهبود جوانی تیم سارگری Tim Garner روبرو می کند

13. This training structure is in place in the Surrey and West Sussex area where there is a strong orientation towards counselling skills.
[ترجمه ترگمان]این ساختار آموزشی در منطقه غربی و غربی ساسکس، جایی که گرایش قوی به سمت مهارت های مشاوره وجود دارد، انجام می شود
[ترجمه گوگل]این ساختار آموزشی در ناحیه Surrey و West Sussex وجود دارد که در آن جهت گیری های قوی به سمت مهارت های مشاوره وجود دارد

14. Ian Beckett, the deputy chief constable of Surrey, has been cleared of indecently assaulting two female colleagues.
[ترجمه ترگمان]ایان بکت، معاون رئیس سوری، از این موضوع به خاطر تجاوز به دو نفر از همکارای زن پاک شده
[ترجمه گوگل]ایان بکت، معاون ارشد کنگره سوری، از ناکامی در مورد حمله به دو همتای زن محروم شده است


کلمات دیگر: