کلمه جو
صفحه اصلی

still life


نقاشی اشیای بی جان، lifes still درنقاشی تصاویراشیاء بی جان میوه وبطری وغیره

انگلیسی به فارسی

( lifes still ) (درنقاشی) تصاویراشیا بی جان (میوه وبطری وغیره)


هنوز زندگی، تصاویر اشیاء بی جان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: still lifes
مشتقات: still-life (adj.)
(1) تعریف: the small objects, such as fruit, flowers, and bottles, that are used as subjects for a painting or photograph.

(2) تعریف: a painting, drawing, or photograph of such objects.

• still objects which are used as models in painting
a still life is a painting or drawing of an arrangement of objects such as flowers or fruit.

مترادف و متضاد

inanimate object painting or photo


Synonyms: nature morte, study in still life


جملات نمونه

1. She prefers still life to landscape painting.
[ترجمه Hosseini] او طراحی اشیاء بی جان رو به کشیدن منظره ترجیح می دهد.
[ترجمه ترگمان]او هنوز زندگی را به نقاشی مناظر ترجیح می دهد
[ترجمه گوگل]او هنوز زندگی را به نقاشی های چشم انداز ترجیح می دهد

2. I prefer landscape to still life.
[ترجمه ترگمان]من چشم انداز را به زندگی بی جان ترجیح می دهم
[ترجمه گوگل]من ترجیح می دهم چشم انداز را به زندگی هنوز

3. The other was a still life, part of a series painted during a prolonged stay in Paris.
[ترجمه ترگمان]دیگری یک زندگی آرام بود، قسمتی از یک سری که در طول اقامت طولانی در پاریس کشیده شده بود
[ترجمه گوگل]دیگر یک عمر زندگی بود، بخشی از مجموعه ای که در طول اقامت طولانی مدت در پاریس نقاشی شده بود

4. The final project was a still life with all these objects in it as well as a small hunk of plastic ham.
[ترجمه ترگمان]پروژه نهایی یک زندگی آرام با تمام این اشیا و هم چنین یک تکه کوچک گوشت پلاستیکی بود
[ترجمه گوگل]پروژه نهایی هنوز هم با تمام این اشیاء در آن بود و همچنین کمربندی کوچک از الیاف پلاستیکی

5. Never settle for painting a still life with nets and anchor just because you are afraid seascapes are too complex.
[ترجمه ترگمان]هرگز برای نقاشی یک زندگی آرام با تورها و لنگر صادق نباشید چون شما می ترسید که seascapes بیش از حد پیچیده باشند
[ترجمه گوگل]هرگز برای نقاشی کردن زندگی با شبکه و لنگر تنها به این دلیل که شما می ترسید دریانوردان بیش از حد پیچیده است

6. So a colourful still life seemed a suitable choice of subject for an exploration of the pastels' most obvious potential.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک زندگی رنگارنگ به نظر یک انتخاب مناسب از موضوع برای اکتشاف مهم ترین پتانسیل بود
[ترجمه گوگل]بنابراین یک زندگی عجیب و غریب رنگارنگ به نظر می رسد انتخاب مناسب از موضوع برای اکتشاف از آشکار ترین پتانسیل دستبند است

7. Still life inspired by oil paintings of the Old Masters.
[ترجمه ترگمان]هنوز حیات از نقاشی های رنگ روغن استادان قدیم الهام گرفته شده بود
[ترجمه گوگل]زندگی با الهام از نقاشی های نفتی کارشناسی ارشد قدیمی است

8. Contents Photography Still life photography by Will White.
[ترجمه ترگمان]عکاسی از محتویات عکاسی هنوز به وسیله ویل وایت عکاسی می کند
[ترجمه گوگل]عناصر عکاسی زندگی عکاسی توسط Will White

9. A simple still life, then, but one that was clearly intended to exemplify the contemporary crisis in agriculture.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، یک زندگی ساده و ساده، اما چیزی که به وضوح برای نشان دادن به بحران معاصر در کشاورزی طراحی شده بود
[ترجمه گوگل]پس از آن یک زندگی ساده دیگر، اما آن چیزی که به وضوح در نظر گرفته شده بود، نشان دهنده بحران معاصر کشاورزی است

10. Over the fire-place hung a narrow horizontal Derain still life of a loaf of bread.
[ترجمه ترگمان]بالای سر بخاری دیواری باریک و افقی قرار داشت که هنوز زندگی یک قرص نان را داشت
[ترجمه گوگل]در طول یک آتش نشانی، یک عمق باریک افقی را کشف کرد که هنوز نان از نان است

11. Description: This is a still life painting depicts some florid flowers.
[ترجمه ترگمان]شرح: این نقاشی هنوز یک نقاشی زنده است که برخی گل سرخ را به تصویر می کشد
[ترجمه گوگل]توضیحات این نقاشی باقی مانده است که برخی از گلهای گل را نشان می دهد

12. An hour of life is still life.
[ترجمه ترگمان]یک ساعت زندگی هنوز زنده است
[ترجمه گوگل]یک ساعت زندگی هنوز زنده است

13. The children are learning still life painting in art class.
[ترجمه ترگمان]بچه ها هنوز نقاشی زندگی در کلاس هنری را می آموزند
[ترجمه گوگل]کودکان نقاشی هنوز در نقاشی هنری هستند

14. I like landscapes and still life.
[ترجمه ترگمان]من مناظر و اشیا بی جان را دوست دارم
[ترجمه گوگل]من مناظر و زندگی هنوز هم دوست دارم

15. Cezanne is known for his unique still life paintings of apples.
[ترجمه ترگمان]سزان به خاطر نقاشی های منحصر بفرد او از سیب مشهور است
[ترجمه گوگل]Cezanne برای نقاشی های منحصر به فرد ناهار خود از سیب شناخته شده است

پیشنهاد کاربران

طبیعت بی جان

still - life still life nature morte ( fr
هنرهای تجسمی
طبیعت بی جان


یک نوع هنر نقاشی درباره ی اشیا یا در اصطلاح نقاشی اشیا مانند بطری گل و. . .


کلمات دیگر: