صفحه اصلی
strave
بستن
پیشنهاد کاربران
پیشنهاد کاربران
گرسنگی کشیدن
از گرسنگی مردن
Suffer ( or die ) because you don't have enough food.
قحطی زده
محروم کردن از غذا
I am straving
دارم از گرسنگی ضعف میکنم
کلمات دیگر: